حرمت و شرافت زیر ضربه های خشونت

سیمین سلیمانی

DSC09224ghatre-302x201زمانه سوختن پروانه ها *

حرف زدن از حقوق زنان گاهی کلیشه ای است که تنها زخمی را باز می کند و نمکی بر آن می پاشد، آنچه در این نوشتار می آورم هدف از این یادداشت و نوشتار، به تبع مطالب دیگری که درباره زنان نوشته ام مظلوم نمایی جنس زن و عجز و ناتوانی او نیست، طرح ناگفته هاست، ناگفته هایی که بسیاری لزومی بر گفتنش نمی بینند. خواننده گرامی! به ثانیه شمار ساعت نگاه کنید از یک تا ۱۱ بشمارید، می دانید چه شد؟ «آمار سازمان جهانی بهداشت می گوید: هر ۱۱ ثانیه یک زن در دنیا مورد آزار و خشونت قرار می گیرد. سازمان ملل نیز می‌گوید ۷۰ درصد از زنان در جهان به نوعی خشونت را تجربه کرده‌اند. این آمار نشان می دهد از هر ۱۰ زن، هفت نفر در طول عمر خود خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه می‌کنند.» این مطلبی بود که سال گذشته ارائه شد، به اطراف خود نگاه کنید، خشونت فقط کتک و کبودی دور چشم نیست.

اما یک سوال خشونت چه اشکالی دارد؟ هما ضرابی روانپزشک است، او در روزنامه شرق نوشته «زنان در زندگی خود چهار شکل خشونت، شامل فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی را تجربه می‌کنند. خشونت فیزیکی شیوه‌های آزار و اذیت جسمانی، ضرب و شتم، سوزاندن و هل دادن را شامل می‌شود. خشونت روانی شامل رفتار قلدرانه برای تحقیر زن، تهدید به آزار، کشتن وی یا افراد خانواده، دشنام، استهزاء و ممنوعیت رفت و آمد با والدین و دوستان می‌شود. ندادن خرجی، سوء استفاده مالی از زن و دخل و تصرف در اموال زن از جمله موارد خشونت اقتصادی علیه زنان است و اجبار به روابط جنسی غیر متعارف، بی‌توجهی به نیازهای جنسی زن از نمونه‌ های خشونت جنسی علیه زنان است.»

گذشته از این دسته بندی ها اصلا لازم نیست در این آمار و کلیات هم غرق شویم در همین نزدیکی این اتفاقات می افتد، ما و شما صدای فریادهای زن همسایه را شنیده امی که مورد خشونت فیزیکی همسرش قرار گرفته؛ بارها و بارها همه ما پیامک های زیادی را در فضاهای مجازی که به استهزاء زنان و دختران می پردازد، دیده ایم که در پایان بعضی از آن ها می نویسند «دخترست دیگر…» بارها و بارها صدای بوق ممتد ماشین ها که از کنار زنان راننده رد می شوند را با گوش خود شنیده ایم، با این که خیلی چیزها باید عادی شده باشد ولی هنوز انگار بسیاری درک درستی از خیلی چیزها پیدا نکرده اند و زبان، کلام و حتی میمیک صورتشان را ابزار خشونت می کنند، هیچ کدام از این ها برای ما نباید غریب باشد، چرا که بارها و بارها دیده ایم… تا به حال فکر کرده اید چرا حقوق زنان از مردان در محیط های کاری کمتر است؟ همه ما خوب می دانیم یکی از دلایلی که بسیاری از کارفرماها و یا مدیران فروشگاه ها و شرکت ها از زنان در محیط کاری خود استفاده و یا آن ها را استخدام می کنند، این است که می توانند به آن ها حقوق کمتری بپردازند. در خانواده ها نیز خود من زنان شاغل زیادی را می شناسم که همسرانشان حقوق آن ها را ، بدون رضایت شان، می گیرند… این ها همه مصداق های خشونت است.

خشونت علیه زنان شبیه برخی اتفاقات و موضوعات نیست که آشکار باشد و بتوان به راحتی درباره آن اظهار نظر کرد، مساله ای پنهان است که خیلی وقت ها خود زنان هم بنا به دلایلی به آن تن می دهند. شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور، که درباره خشونت علیه زنان نیز کتاب هایی نوشته و همچنین پایان نامه وی در همین مورد بوده است، در پاسخ به این سوال یکی از نشریات که «درحال حاضر موضوع خشونت‌های مختلف علیه زنان و به‌ویژه خشونت‌ های خانگی را چقدر در ایران جدی می‌بیند؟» پاسخ داده است : «این موضوع به هرحال جدی و البته یک موضوع جهانی است. هیچ کشوری نمی‌تواند بگوید خاص کشور من نیست یا خاص مذهب، کشور، طبقه، سواد و تحصیلات خاصی است. خشونت این مرزها را پشت‌ سر گذاشته و خشونت علیه زنان در بقیه کشورها و ایران وضع فوق‌العاده نگران‌کننده‌ای دارد.»

با تمام این مسائل مطرح شده ابتدا باید پذیرفت که مشکلی هست تا بتوان آن را رفع کرد، اگر منکر مساله ای بشویم، حل آن امکان پذیر نیست . دکتر علی شریعتی نوشته است «ظلم تکه آهنی است که زیر چکش ستمگر و سندان ستم پذیر، شکل می گیرد.» اما بد نیست به موردی نیز اشاره کنم، سه سال پیش با یک جامعه شناس صحبت می کردم هنوز حرف هایش را به خاطر دارم؛ می گفت: «یک جاده هست که پیچ اشتباه و غیراستاندارد دارد، در آن جاده تصادف های زیادی رخ می دهد، وقتی جاده خراب باشد، راننده گاهی ناخودآگاه در این پیچ دچار حادثه می شود.» این مساله کاملا درست است، باید بستر مهیا باشد… در خانواده ای که جنس مرد حق دارد بر جنس زن تحکم کنند، دختر آن خانواده چه طور می تواند به خودباوری برسد؟ مگر جز این است که این دختر در آینده قرار است، در جامعه مانند همه شغل و وظیفه ای را بر عهده بگیرد؟ قرار است گرهی از جامعه باز کند و شاید مادر شود… پزشک، مهندس، سیاستمدار، معلم و یا اصلا هیچ کدام این ها هم که نباشد، خود او در آینده دارای نقشی در اجتماع است، چگونه با محدودیت هایی که داشته و دارد و با تبعیض هایی که تجربه کرده، می تواند وظیفه خود را به درستی انجام دهد؟

شهروندان عزیز! بیایید فقط کباده روشنفکری نکشیم، کمی هم عمل!… از خودمان هم که شروع کنیم شاید تعداد ثانیه ها را بتوان بیشتر کرد، این حداقل کاری است که می توان انجام داد، باید باور کنیم این رفتارهای نادرست در جایی گریبان جامعه ای که خودمان در آن زندگی می کنیم را می گیرد و همه ما نسبت به آن مسئول ایم.

البته ناگفته نماند در موارد نادر مردان نیز مورد خشونت قرار می گیرند اما به هیچ عنوان قابل قیاس با آمار خشونت هایی که علیه زنان، اتفاق می افتد، نیست. نوال سعداوی فعال حقوق زنان می گوید «شرف انسان، مرد یا زن، در راستی است، راستی در اندیشیدین، راستی در احساسات و راستی در رفتارها.»

شهروند عزیز! باور کنیم زنده به گور کردن، فقط زنده به گور کردن تن ها نیست… گاهی با رفتارهای نادرست و ندانسته احساس، اعتماد به نفس، زندگی و آینده ای را زنده به گور می توان کرد ؛ هیچ دین و آیین مبینی جنسیت را برتر نمی داند، هیچ قانون درستی خشونت را روا نمی بیند و از همه این ها فراتر انسانیت است… کلیشه ای که بارها باید آن را تکرار کرد تا شاید دیدها گسترده تر شود و در گستره عمل جا بگیرد و آن این که «انسانیت زن و مرد نمی شناسد.»

*: ۲۵ نوامبر هر سال (معادل چهارم یا پنجم آذر) به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان برگزیده شده است ؛ این تاریخ به خاطر قتل خواهران میرابال ، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومنیکن انتخاب شده که البته بر اساس زندگی آنها رمان در «در زمانه پروانه ها» نیز نوشته شده است.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.