حبس نسیم امید و اعتدال نیشابور در راهروهای بهارستان

حبس نسیم امید و اعتدال نیشابور در راهروهای بهارستان

روزهای تعلیق

از همان نخستین روزهایی که قرار بود از میان رجال سیاسی، یکی زمام استان خراسان رضوی را تصاحب کند، اقبال فرماندار و نماینده سابق نیشابور از دیگران بلندتر به نظر می رسید و هر روز زمزمه های معرفی وی به عنوان سکان دار استان قوت می گرفت. در آن روزها شاید برای مردم نیشابور فارغ از خط و مشی های سیاسی، جلوس یک نیشابوری بر کرسی استانداری انتظار خوشایندی بود. مردم دومین شهر استان خوش بینانه به آینده دل بسته بودند و می پنداشتند با انتخاب یک نیشابوری به عنوان مقام اول اجرایی استان سریال تغییر و تحول در شهرشان کلید خواهد خورد. نیشابورِ خسته از سوء مدیریت ها و بازی های سیاسی به عرصه ی تاخت و تاز مدیران نالایق و بی کفایت و بعضا غیر بومی مبدل شده و حالا چشم انتظار فردی است که زخم های کهنه ی شهر را با مرهمی بنهد و لب های تشنه اش را به جامی بچشاند.

صدای خطوات تغییر به گوش می رسید. همه در انتظار فردایی بودند که استاندار معرفی شود. تاخیر در انتخاب گزینه نهایی شائبه هایی را در مورد بروز اختلاف میان مسئولان استان را پررنگ تر می کرد. هر روز از گزینه ی تازه ای در کنار فرماندار سابق نیشابور نام برده می شد ولی انتخاب مظفری همچنان محتمل تر به نظر می رسید. اهالی سیاست نیز بی خبر و باخبر از آنچه در پشت پرده در حال وقوع بود، امیدوارانه از ورود مظفری به ساختمان استانداری سخن می گفتند. سرانجام پس از کش و قوس های بسیار و در حالی که حدود یک سال از عمر دولت روحانی گذشته بود بر خلاف انتظارات و گمانه زنی ها قرعه به نام فرد دیگری افتاده و نماینده ی سابق نیشابور در مجلس باید قصد خدمت در لباس دیگری می کرد. در روزهای بعد از انتخاب استاندار، بازار اظهار نظرها داغ داغ بود.

در ایام انتخاب استاندار اکثر همشهریان و سیاسیون شهرستان معتقد بودند که صرف نظر از نام ها و اسامی، انتصاب یک نیشابوری به عنوان استاندار می تواند نوش دارویی برای اوضاع و احوال بیمار شهرمان باشد. در چنین شرایطی به دلایلی که مصالح شهر و منافع مردم در آن دیده نمی شد شاید یکی از نمایندگان فعلی نیشابور تنها فردی بود که تافته ی جدا بافته ی این جریان بود و تمام قد با این انتصاب مخالفت نمود. در این میان برای آنها که با معادلات سیاسی قرابت چندانی نداشتند شاید نقش اصلی و غیر قابل انکار آقای نماینده ی خاص در عدم انتخاب یک نیشابوری به عنوان استاندار قابل هضم نبود اما برای گروهی که دستی بر آتش سیاست داشتند واکاوی دلایل مخالفت وی کار دشواری نبود.

بعد از ماراتن انتخاب استاندار و در حالی که رد پای منافع شخصی و حزبی در راه نیافتن یک نیشابوری به ساختمان استانداری پرنگ تر از همیشه به نظر می رسید، کورسوی امید مردم معرفی فرماندار جدید شهرشان بود. جلایری که راه حل تحول و توسعه زیر ساخت ها، رونق اشتغال و تسریع در انجام پروژه های نیمه کاره و مشکلات عدیده ی شهرستان را در ممنوعیت برگزاری کنسرت یافته بود(!) غزل خداحافظی بر لب داشت و دوران بازنشستگی اش فرارسیده بود. خبری که بارقه های امید را تقویت می کرد مطرح شدن گزینه های بومی برای تصدی فرمانداری نیشابور بود. گزینه پیشین که از ورود به ساختمان استانداری بازمانده بود، مهمترین گزینه ای بود که نامش دوباره بر سر زبان ها افتاد. صرف نظر از نامها و اسامی که مطرح می شد شاید انتصاب یک گزینه ی بومی با ذائقه ی مردم سازگار تر بود که در سال های اخیر شاهد انتصاب های رابطه محور و غیر تخصصی مدیران غیر بومی بوده اند.

بعد از چند هفته ای که پیرامون معرفی فرماندار گذشته بود، آنچه از جراید و نقل و قول های سیاسی و البته تجربه ی معرفی استاندار قابل برداشت بود مخالفت دوباره ی آقای نماینده با انتخاب وی و چند گزینه ی بومی دیگر بود. داستان معرفی استاندار و نگاهی به انتخاباتی که پیش روست چنین می نمود که عضو هیئت رئیسه مجلس و نماینده ی فعلی نیشابور کمر همت بسته تا مانع از فعالیت همنشین بهارستانی سابق در حوزه ی انتخابی اش شود.

مظفری که محتمل ترین و به زعم برخی مناسب ترین گزینه برای فرمانداری نیشابور تلقی می شد به عنوان معاون استاندار تهران منصوب و در پایتخت ماندنی شد و این گونه بود که سریال خسته کننده و فرسایشی معرفی فرماندار نیشابور ادامه یافت.

بعد از به میان آمدن اسامی تازه، انتصاب سرپرست(علی الرویه از نوع غیر بومی) نمکی ست که بر زخم کهنه شهر ریخته می شود و اختلاف دو نماینده فعلی شهر را بیش از پیش عیان می کند. در روز هایی که دولت روحانی وارد دومین سال فعالیت خود می شود گویا نسیم امید و اعتدال نیشابور در راهرو های بهارستان محبوس شده است و گرد رخوت و رکود همچنان بر در و دیوار شهر خود نمایی می کند.

در پس داستان انتخاب استاندار و فرماندار واقعیتی نهفته است که می توان دلایل شرایط دردآور شهرمان را در آن جستجو کنیم. منفعت طلبی های شخصی، رابطه محوری، زورآزمایی ها و لجبازی های سیاسی و حزبی عواملی است که شریان های حیاتی نیشابور را نشانه رفته است و غبار عقب ماندگی را بر چهره اش نشانده اند.

امروز در شرایطی که پروژه های نیمه کاره و مهم شهرستان به لحاظ قدمت در کنار آثار باستانی بی شمارش قرار می گیرند، انتصاب مدیران و مسئولان شهر به عرصه ی زورآزمایی و مهره چینی نمایندگان مبدل شده است و این چنین مصالح شهر و منافع مردم در راه تسویه حساب های شخصی قربانی می شود. مسئولانی که بعضا خرقه پوش و دستار بند هستند چگونه خود را پیرو دینی می دانند که رسولش(ص) فرمود: «من اصبح ولا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم.»

بله، مصیبتی که نیشابور چندی است به خود می بیند انتصاب مسئولانی ست که ردای خدمت به تن شان زار می زند و نه صلاحیت و تخصص که رابطه و مصالح جناحی در گزینش آنها در نظر گرفته می شود. آقایانی که بر شتر چموش قدرت سوارند و در میدان سیاست دو اسبه می تازند و حب قدرت چشم شان را به روی این واقعیت بسته است که «اذا اردنا ان نهلک قریه‌ امرنا مترفیها ففسقوا فیها»

آیا این بود آنچه را با مستضعفین پیمان بستیم؟

ریشه ی مشکلات امروز شهرمان شورایی ست که سودای نمایندگی مجلس در سر دارد و نماینده ای که همیشه بودن برایش مهم تر از چگونه بودن است. همان ها که بازار وعده و وعیدشان در ایام انتخابات داغ است و ایهات و هیهات که هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند!

ثانیه ها و دقایق، ساعت و روزها، ماه ها و سال ها در حال گذر است و به نظر می رسد برای عده ای علی الظاهر کیفیت گذران ایام اهمیت چندانی ندارد. حالت تعلیقی که امروز نیشابور را فراگرفته است مردانی را می طلبد که خویش برون آیند و غبار تن از چهره ی جانشان بزدایند. این ها را می نویسم اما مایوسانه به یاد مصیبت هایی می افتم که نه سربازان مغول و نه بلایای طبیعی بلکه سیاست بازی برای این مردم در طول تاریخ به بار آورده است و و شعر سپهری از مقابل ذهنم عبور می کند..

جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود…

نویسنده :عباس محمدیان

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.