حال اهل علم در روزگار خیام

همدمی با خیام

خیام در مقدمه رساله ی جبر،که موضوع آن ریاضی است، می آورد:

«دچار زمانه ای شده ایم که اهل علم از کار افتاده و جز عده ی کمی باقی نمانده اند که از فرصت برای بحث و تحقیقات علمی استفاده کنند. برعکس حکیم نمایان دوره ی ما همه دست اندرکارند که حق را با باطل بیامیزند، جز ریا و تدلیس (معرفت فروشی) کاری ندارند، اگر دانش و معرفتی نیز دارند، صرف اغراض پست جسمی می کنند. اگر با انسانی مواجه شوند که در جست و جوی حقیقت صادق و راسخ است و روی از باطل و زور می گرداند و گرد تدلیس و مردم فریبی نمی گردد، او را موهون و شایسته ی استهزا می دانند. در هر حال به خداوند پناه می بریم.»

پس از آن دست زدن به نگارش این رساله را چنین تعلیل می کند:

«من دیگر ناامید شده بودم از دست یافتن به شخصی که به فضایل علمی و عملی آراسته بوده هم به امور علمی و هم به امور دنیوی توجه داشته در عین حال خیرخواه ابناء نوع باشد تا خداوند توفیق رسیدن به درگاه سرور بزرگ و بی همتائی چون قاضی القضات امام ابوطاهر را نصیبم ساخت. از دیدار او روحم تازه شد و نور امید در قلبم دمید، از الطاف و نوازش های او برخوردار شدم و فرصتی دست داد … »

از این عبارت چه استنباط می شود؟

چرا در مقدمه ی یک رساله ی علمی صرف، زبان خیام به شکایت و انتقاد گشوده می شود. آن هم خیامی که در رباعیات خود یعنی میدانی که جای بروز احساسات و تأثرات است، چنین تلخ و تند نشده است؟

با همه ی بدبینی که به خیام نسبت می دهند، در رباعیات وی، اثری از شکوه های بی شمار خاقانی از بی وفایی یاران و نامردی اهل زمان دیده نمی شود. چون ظهیر فاریابی یا کمال الدین اسمعیل از بخت خویش نالان و از قدر نشناسی ارباب دولت گله مند نیست. چون فردوسی بزرگ و حافظ بلند پرواز، ازحرمان و تنگ دستی ننالیده است. بدین دلیل روشن که وی با مردم کم معاشر بوده و طبعا از آنان توقعی نداشته است تا از خلاف توقع خود متأثر گردد؛ همچنین دنبال مال نرفته است و بزرگان قوم از اکرام و تجلیل او فرو نگذاشته اند. از قراین برمی آید که دچار عسرت معاش نبوده و با عزت و قناعت زندگی می کرده است. از این رو در رباعیات او گله و شکایت نیست، برعکس به خود پند می دهد:

ای دل غم این جهان فرسوده مخور               بیهوده نئی غمان بیهوده مخور

چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید             خوش باش و غم بوده و نابوده مخور

برگرفته از کتاب «دمی با خیام»

علی دشتی

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.