جامعه، فرهنگیان و خشونت

جامعه، فرهنگیان و خشونت

 

نگاهی گذرا به تیتر صفحه ی حوادث یک روز روزنامه ها، راوی حکایت تلخ بسط خشونت در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی مردم ایران است:قتل پدر و برادردر کمال خونسردی، قتل عامی خانوادگی در بستر خواب، زنی سالخورده دختر معتادش را خفه کرد(۸/۹/۹۳ روزنامه های همشهری، ایران، جام جم). هیچ کجا نیست که در آن چهره ی زشت خشونت هویدا نباشد.در خانه، محل کار، مدارس، دانشگاه ها، صدا و سیما،رسانه ها، کف خیابان و هر جایی که فکر انسان کار می کند، خشونت به وضوح قابل مشاهده است و تلویحا آموزش داده می شود. قدما می گفتند وصف العیش، نصف العیش اما متاسفانه در اجتماع ما خشونت جای عیش و شادی را گرفته ورونق بخش محافل ، وصف با حرارت حوادث خشونت آمیز در جامعه است.برخی، خشونت را با شجاعت و غیرت، مساوی می پندارند.

چندی پیش، بسیاری از دانش آموزان مناطق کمتر برخوردار و حتی ثروتمند نیشابور، در پاسخ به سوالی که می خواهید در آینده چه کسی باشید؟ بلافاصله اسم یکی از اراذل شهر را می بردند که وجه مشخصه اش ضعیف کشی بود. کمتر کسی بود که اسم او را نشنیده باشد و به همین خاطر نوچه هایی گردش جمع شده بودند و با زورگویی و زور گیری، امنیت را برای بسیاری از بین برده بود.خوشبختانه امروزه این فرد فراری و یا زندانی است ولی در مقایسه با زمانی که در پاسخ این سوال می شنیدیم دانش آموزان می خواهند مانند دکتر شریعتی، شهید مطهری، دکتر حسابی و یا خیلی بزرگان دیگر شوند، اتفاق ناگواری در جامعه افتاده است.

امروزه گرایش به خشونت، تبدیل به یک استراتژی فردی و اجتماعی شده است.نفرین، تهدید، توهین، تحقیر، تنبیه بدنی و قتل، کالاهای متنوع بازار پرخاشگری و خشونت اند که نمونه های بسیاری از آن در کیسه ی هر بقالی یافت می شود. همه با توسل به این ابزار در جهت برآوردن خواسته های مشروع و نامشروع خود اقدام می کنند. به راستی چرا افراد خشونت گرا، الگوی جوانان و آینده سازان گردیده اند؟ چرا جوانان تا این اندازه نسبت به اعضای خانواده ی خود پرخاشگر شده اند؟ و اگر خشونت را از ما به ارث برده اند، چرا بر اشتباهات خود آنقدر اصرار می کنیم تا جامعه به مرز بحران برسد؟ رونق زاید الوصف رشته های رزمی و مدال های رنگارنگ ورزشکاران رزمی کار نشان دهنده ی عدم احساس امنیت نسبت به خشونت است. مدارا نسبت به مخالف از جمع ما رخت بر بسته و نظام آموزشی و محتوای کتب درسی نیز، نسبت به مسئله ی خشونت، کار چندانی انجام نداده است.

ریشه ی اصلی خشونت، تبعیض و عدم شایسته سالاری است. بی عدالتی و تبعیض هنگامی رخ می دهد که تقسیم مزایا طبق قوانین و قواعد پذیرفته شده در جامعه صورت نگیرد. اگر افراد به وسیله ی هنجارهای مورد وفاق نتوانند به آنچه که خود را شایسته ی آن می دانند برسند و بر بی عدالتی فائق آیند، به خشونت متوسل می شوند. هر فرد برای نخستین بار، خشونت را در خانواده ی خود تجربه می کند. تبعیض های بین زن و مرد یا دختر و پسر در خانواده، بسیاری از رفتارهای جنون آمیز جامعه را رقم می زند. علاوه براین، تبعیض بین فرزندان کوچک و بزرگ، ندانسته و نا خواسته، بذر نفرت را در دل اعضای خانواده و جامعه جای می دهد. به واسطه ی خشونت و پرخاشگری، ارکان خانواده ی ایرانی به شدت متزلزل شده است. تزلزل در روابط خانوادگی، به صورت مستقیم رفتار افراد را در محیط کار و در سطح اجتماع تغییر داده و کمتر کسی پیدا می شود که روزانه با خشونت سر و کار نداشته باشد.

افزون بر این، بی توجهی به شایسته سالاری در اداره ی امور جامعه مصائب بی شماری را به جامعه تحمیل نموده است.در سالیان اخیر بیکاری، مشکلات معیشتی و اعتیاد، برگلوی تک تک اعضای جامعه چنگ انداخته و آستانه ی تحمل افراد را به پائین ترین سطح خود رسانده است.بار سنگین مسئولیتی که نظام فرهنگی بر دوش «مرد» گذاشته است و از سوی دیگر، ناتوانی در انجام تکالیف و وظایف، باعث ایجاد دوگانگی، پرخاشگری و خشونت مردان شده است.با تاسف، نخستین قربانی پرخاشگری زن یا مادر خانواده است که ضمن تاثیر وحشتناک بر فرزندان، همچون دومینو، به اکثر افراد جامعه سرایت می کند. کودکی که در خانواده شاهد آزار و آسیب عزیزترین کس خود است و یا خود از آزار و آسیب دیگران بی نصیب نمی ماند، در بزرگسالی و در مدرسه، جامعه را از خشونت های خود بی نصیب نخواهد گذاشت.

در مدارس، علاوه بر موارد فوق یکی دیگر از دلایل خشونت بعد فرهنگی است. سخن قدیمی که به معلم می گوید استخوان این طفل از من گوشت و پوست آن از تو، هنوز از والدین دانش آموزان شنیده می شود. نگاه سنتی استبداد زده به مقوله ی آموزش و پرورش که در بین دانش آموزان نیز، هواداران زیادی دارد، معتقد به اعمال خشونت در امر تعلیم و تعلم است.از طرف دیگر، این باور در اذهان وجود دارد که آرام خویی، نشانه ی ضعف وموجب سوء استفاده ی دیگران می شود. متاسفانه در عمل هم چنین است. دانش آموزان در بیان خاطرات خود از معلمینی که با ایجاد رعب و وحشت موجبات درس خوانی آنها را فراهم می کرده اند به نیکی یاد می کنند و حتی آنان را می ستایند. برعکس دانش آموزان نسبت به معلمینی که با احترام با آنها رفتار می کنند، درشتی نموده و آنها را به شیوه های مختلف، مورد آزار قرار می دهند.حتی دانش آموزانی که مشکلات خانوادگی کمتری دارند و نسبت به همکلاسی ها و کادر آموزشی محترمانه برخورد می کنند، به استهزاء گرفته شده و آنها را با عناوین «تی تیش مامانی» و «نازک نارنجی» صدا می زنند. «گرگ بودن» در همه ی سطوح رفتار اجتماعی تشویق می شود و کسانی که به هر قیمتی حق دیگران را پایمال نماید، مورد تمجید قرار می گیرند.

علاوه بر مسائل فرهنگی در نظام آموزشی، یکی از دلایل رفتار توام با خشونت برخی فرهنگیان، وجود احساس بی عدالتی است. تبعیض بین کارمندان دولت، فرهنگیان را از نظر درآمد، در پائین ترین رتبه های حقوقی قرار داده است. علی رغم تاکید همیشگی مسئولین عالی رتبه ی نظام بر حفظ کرامت معلمین، متاسفانه در رابطه با این رهنمود ها شعاری برخورد شده و فرهنگیان به شدت از نظر مالی در تنگنا و مضیقه هستند. وقتی قشر فرهنگی در مقایسه با دیگر سازمان ها، با وجود زحمات و شایستگی های فراوان، از مزایای کمتری بهره می برند و نمی توانند نیازهای اولیه ی فرزندان خود را تامین کنند، احساس بی عدالتی رنج شان را مضاعف کرده و از آستانه ی تحمل آنها می کاهد. این وضعیت در جامعه ی خشونت زده ی امروز،تشدید می شود زیرابرخی دانش آموزان ، خشونت ناشی از بحران های خانوادگی خود را به مدارس و کلاس درس منتقل می کنند.

بی شک، نظام آموزشی و فرهنگیان، می توانند مرهمی تاثیر گذار بر زخم های کهنه ی ناشی از خشونت مردم این آب و خاک باشند. تاکید بر آموزه های رحمانی دین مبین اسلام و فرهنگ شیعه، احترام به باورها، عقاید و حقوق دیگران، در محتوای کتب درسی نقش ارزنده ای در کاهش خشونت ایفا خواهد نمود. از این مهمتر، رفع تبعیض و بازگرداندن منزلتی شایسته به فرهنگیان، فرصتی دوباره خلق خواهد کرد تا آینده سازان زمزمه کنند: «درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی   جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را»

نویسنده :حبیب اله قربانی

به اشتراک بگذارید:


2 دیدگاه برای “جامعه، فرهنگیان و خشونت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.