تقلای حیات و تهدید تعطیلی موزه در کهن ترین شهر خراسان

رییس میراث فرهنگی:

 اشیای خارج شده از نیشابور، امانت است و بازمی گردد

   فروغ خراشادی/ نخستین کاوش های باستان شناسی در نیشابور به سال ۱۳۱۴ خورشیدی باز می گردد؛ و پس از آن، سی سال زمان برده تا یک تیم داخلی سرپرستی کاوش و اکتشاف را به عهده بگیرد و طی این مدت، اشیای باستانی نیشابور از موزه های تراز اول دنیا سر درآوردند. نیشابور با میراث فرهنگی و به ویژه سفالینه هایش از ویترین های موزه ی متروپولیتن نیویورک به دنیا معرفی شد و شرق شناسان و باستان شناسان بیشتری را به این سو کشاند. نتیجه ی کاوش ها نه تنها دوران اوج ابرشهر را در سده های میانه ی اسلامی بازتابانده، که دوران پیشاتاریخی آن را هم به دنیا نمایانده است. با این همه، به رغم سال ها کاوش و اکتشاف و نمایش آثار کهن نیشابور در موزه های ایران و جهان، هنوز موزه ای در خود نیشابور وجود ندارد تا مردم، میراث فرهنگی خود را در شهرشان تماشا کنند؛ فشار افکار عمومی، پی گیری اداره ی میراث، صنایع دستی و گردشگری و نظر مساعد مدیران وقت شهرستان، موجب شد تا نخستین موزه ی باستان شناسی نیشابور در سال ۱۳۹۵ و همزمان با روز ملی خیام، افتتاح شود؛ موزه ای که بزرگترین نمونه در نوع خود، در شرق کشور معرفی شد! برای آن که سالنی در ضلع شرقی کاروانسرای شاه عباسی نیشابور با تغییر کاربری، تبدیل به موزه شود، نیاز بود ۱۰۰ میلیون تومان از سوی شهرداری شهرستان برای نصب ویترین، نور و سیستم های ایمنی، تخصیص شود که شد.

 اما کمتر از دو سال از آغاز به کار این موزه، زمزمه ی تعطیلی و انتقال احتمالی اشیای آن، طی دو هفته ی گذشته به گوش رسید؛ زمزمه هایی که از شورای شهر آغاز شد و به تصویب طرح دوفوریتی در مخالفت با این اقدام انجامید و کم کم دامنه اش به مطبوعات و مردم کوچه و بازار هم کشیده شد.

در واکنش به طرح مساله از سوی شورای شهر، اداره ی میراث نیشابور، بیانیه ای صادر کرد که در شماره ی پیشین خیام نامه درج شد اما پرسش هایی را هم به همراه داشت؛ خیام نامه هم به سهم خود کوشید ضمن گفتگو با کارشناسان مستقل، مساله را واکاوی کند و برای دریافت پاسخ های صریح، دغدغه های مردم را با مدیر و “امین اموال” اداره ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیشابور در میان نهد. آن چه در ادامه می آید، چکیده ی این سهم کوچک است.

با بحث داغ خروج اشیای باستانی از نیشابور و انتقال به موزه ی بزرگ خراسان ( مشهد)، به سراغ رئیس اداره ی میراث رفتم؛ پیش از آن که من بپرسم، خودش سر صحبت را باز کرد.

مایلم مردم بدانند اداره ی ما در مقام متولی حفظ و صیانت از آثار باستانی و میراث فرهنگی، نه موزه را تعطیل کرده است و نه قصدش را داشته و دارد. آن چه مطرح شده، متعاقب انبارگردانی و صورت برداری از اشیای موزه و مخزن بوده است؛ کاری که در همه ی موزه ها مرسوم است. دو سال پیش و قبل از افتتاح موزه هم لیست برداری داشته ایم اما به تازگی از اداره ی کل نامه ای رسیده که لیست جدیدی از اشیاء تهیه شود و چون امین اموال موزه، سمت دیگری هم در اداره دارد، این کار بیش از  مدت پیش بینی شده در قانون، به درازا کشیده است. در واقع کمبود منابع انسانی به دلیل کوچک شدن بدنه ی دولت موجب شده است برای دو سمت مهم، یک نفر به کار گرفته شود و همین مساله کار ما را سخت کرده؛ زمان با توجه به منابع انسانی اندک، به نفع ما نبوده است. اما با توجه به حساسیت های ایجاد شده، سعی می کنیم هر چه سریع تر و ظرف بیست و پنج روز آینده، تهیه ی لیست جدید به پایان برسد.

به هادی شریفان گفتم همان طور که عنوان کردید مدت زمان تعیین شده بیست روز است، برای موزه ای در حد و اندازه ی نیشابور، این مدت زیاد نیست؟ شریفان با اشاره به گستردگی کاوش ها و اکتشافات و تعداد اشیای موجود، همچنین شرایط ویژه ی موزه، این مدت زمان را نه تنها زیاد ندانست بلکه گفت: همانطور که قبلا عنوان کردم موزه ی باستان شناسی یک امین اموال تمام وقت ندارد؛ ایشان هم تنها هستند و همکار ندارند یعنی باید تمام اشیا را به تنهایی لیست برداری و بررسی کنند در حالی که تمام مسئولیت به عهده ی خودشان است و چنانچه کوچکترین آسیبی به اشیا وارد شود، باید پاسخگو باشند. از یاد نبریم  تنها ۱۵۰ شی و ۷۵ سکه در موزه موجود است و بسی بیش از این ها در مخزن است؛ حاصل سال ها کاوش و اکتشاف، یک جا جمع شده، بنابراین لیست برداری کاری طاقت فرساست که نیاز به دقت و ظرافت فراوان دارد.

از او پرسیدم آیا بر اساس دسترسی آزاد اطلاعات، امکان دارد لیست کلی اشیای موزه، همچنین اشیای خارج شده و منتقل شده به دیگر موزه ها را در اختیارمان قرار دهد؟

شریفان در پاسخ بیان کرد: لیست در اختیار امین اموال است؛ نه تنها از لیست که از خود مخزن هم می شود دیدن کرد( پیش تر شورای شهر نیشابور گفته بودند شرایط مخزن و اشیاء باستانی را پی گیری خواهندکرد که تا لحظه ی نگارش این گزارش چنین اتفاقی نیفتاده است) به شرطی که درخواستی به حراست اداره کل خراسان رضوی ارسال شود و در صورت موافقت آن ها، با حضور امین اموال می شود وارد مخزن شد. اما در خصوص بخش دوم پرسش، بهتر است از واژه ی امانت استفاده کنیم؛ این اشیاء اگر چه متعلق به دولت هستند، اما پس از اکتشاف، شماره و کد دریافت کرده به اداره ی میراث نیشابور تحویل شده اند و نام و نشان نیشابور را دارند. ما هم با انتقال دائم آن ها به موزه های دیگر موافقت نمی کنیم  و تا کنون هم در برابر فشارهای اداره ی کل میراث مقاومت کرده ایم. اگر این مقاومت ها نبود، مدت ها پیش همه ی اشیاء باید به مشهد و موزه ی بزرگ خراسان منتقل می شد. گاهی شماری از این اشیاء مدتی برای کار تحقیقاتی در اختیار کاوشگر قرار می گیرد اما در نهایت به اداره یا در شرایطی به پژوهشگاه تحویل می شود.( “فیروزه خانم” از این دست اشیاست) هیچ قطعه ای به موزه ای نمی رود مگر برای مدت زمان معلوم. بین طرفین انتقال هم توافقنامه ای منعقد می شود که تعداد اشیای امانی، تاریخ تحویل و زمان بازگشت را مشخص می کند.

از او خواستم درباره ی اشیای باستانی نیشابور که به موزه ی خراسان بزرگ سپرده شده (برای نمونه «شیردال») و شرایط امانت آن ها توضیح دهد.

شریفان پاسخ این پرسش را به امین اموال اداره محول کرد و ایشان که مایل نبود نام ش در گزارش ذکر شود، گفت: طی این دو سال، دو بار تعدادی از اشیاء موزه در دو قسمت به تهران (موزه ایران باستان) و مشهد (موزه بزرگ خراسان) برای گشایش این موزه ی جدید التأسیس ارسال شده است؛ پارت اول برای مدت ده روز راهی تهران شد و پارت دوم، شامل ده قطعه که شیردال هم جزو آن ها بود، برای چند ماه به موزه ی بزرگ خراسان امانت داده شد اما مدت زمان سپارش چندین بار تمدید شده است و این شی نفیس از دو سال پیش تا کنون «موقتا» در مشهد است. اما برای روشن شدن مطلب باید بگویم امانت اشیاء باستانی نه تنها بین شهرها، که بین کشورها هم مرسوم است و ضمانت بازگشت شی به موزه ی مبدا هم جزو توافق است. حتما می دانید شرایط حمل و نقل و بسته بندی این اشیا چقدر دشوار است و کار با نهایت دقت انجام می شود تا هیچ گونه آسیب یا ریسک در معرض آسیب قرار گرفتن، متوجه اشیاء نشود. بنابراین وقتی شیئی از موزه ی مبدا جابه جا می شود، ممکن است به دلیل استقبال بازدید کنندگان، مدت بیشتری در مکان جدید باقی بماند تا از تکرار جابه جایی پرهیز شود.

از آنان درباره ی فشارهای اداره ی کل که ضمن گفت و گو عنوان کردند و دلیلش پرسیدم: آیا اداره ی کل با نفس وجود موزه در نیشابور مخالف است یا با نگهداری و نمایش آثار کشف شده، آن هم در شرایطی که موزه ی بزرگ خراسان برای بخش نیشابورشناسی نیاز به اشیای نفیس دارد؟

شریفان در پاسخ چنین گفت: مهم ترین دلیل، نبود فضای مناسب برای نگهداری و حفاظت از اشیای باستانی در نیشابور است؛ موزه ی فعلی کاروانسرا، مناسب این کار نیست و طبق قانون ساختمان موزه باید تازه ساز بوده، به لحاظ امنیتی، استانداردهای بالاتری داشته باشد. با پولی که در سال ۹۴ شهرداری پرداخت کرد، فقط ویترین، نورپردازی و امنیت تامین شد اما رطوبت بنا به ویژه در بخش مخزن، موجب نقض غرض،که همان حفظ و حراست اشیای باستانی است، می شود. فشار از این جهت است که قانون مجوز گشایش چنین موزه ای را به ما نمی دهد اما طی این دو سال، ما مقاومت کرده ایم و نگذاشته ایم این فشارها منجر به انتقال اشیاء یا تعطیلی موزه شود. اگر بخواهیم صادقانه با مساله مواجه شویم، تبدیل چنین مکانی به موزه ی باستان شناسی، غیرقانونی است و  اداره کل معتقد است وقتی موزه ای با استاندارهای روز دنیا با سالی نیم میلیون بازدید کننده در مشهد موجود است، دلیلی ندارد موزه ی نیشابور با شرایط فعلی به کارش ادامه دهد.

و به عنوان آخرین پرسش؛ تا کی می توانید در برابر خواسته ی اداره ی کل مقاومت کنید و در چه شرایطی آنان با ادامه ی کار موزه موافقت خواهند کرد؟

ما دو راه داریم؛ یا موزه ی مجموعه ی افلاک نما که با معیارهای  اداره کل همخوانی دارد در اختیار قرار بگیرد تا ضمن حفظ و حراست بهتر از میراث فرهنگی باستانی، شرایط فیزیکی مناسب برای نمایش آثار مهیا شود؛ همینطور به دلیل همجواری با خیام و عطار و قرار گرفتن در منطقه ی توریستی، همشهریان و مسافران بیشتری از آن بازدید کنند، یا زمین مناسب به این امر اختصاص یابد و یک موزه ی باستان شناسی در خور نام و پیشینه ی شهرمان تاسیس شود که هر دو مساله با حمایت شورای شهر، فرمانداری و دیگر نهادهای سیاسی و فرهنگی نیشابور امکان پذیر خواهد بود. ضمنا جهت راستی آزمایی سخنان ما و تنویر افکار عمومی، شما می توانید از موزه ی باستان شناسی که موقتا مراجع نمی پذیرد بازدید کرده عکس تهیه کنید.

به بازدید موزه می رویم؛ موزه ای که با قدمتی چند صد ساله، «خودش نیاز به حفظ و مرمت دارد» و برای نگهداری و صیانت از گنجینه ی ملی مناسب نیست؛ اما به روال دو سال گذشته، همچنان ویترین ها و اشیای تاریخی و میراث باستانی شهر را در خود جای داده است.  با نبودن یک مکان در نیشابور با ویژگی هایی که در آیین نامه های مرتبط برای نمایش و انبارش اشیای باستانی تصریح شده است، فعلا و تا روزی به حکم دیگری صادر شود(!)،  میراث شهرمان در خانه می ماند.

اشیای امانت داده شده به شهرهای دیگر هم به گفته مسئولان میراث، جای شان امن است؛ ولی فرق است بین نگه داشتن اشیاء به هر قیمتی و حفظ و صیانت از آن ها به عنوان سرمایه های جاودان ملیو در عین حال میراث مردم یک شهر؛ چه بسا اداره ی کل به عنوان نماینده ی عالی وزارت در استان، اگر تغییر موثری در شرایط نگهداری اشیاء انجام ندهیم، می تواند با حکمی، دستور خروج این  اموال فرهنگی و باستانی را صادر کند، دستوری «قانونی» که اگر چه به بهای محرومیت نیشابوری ها از این گنجینه ی بزرگ است اما دست کم موجب حفظ آن ها به عنوان میراث ملی و بشری می شود و این جور که باد می آید و شاخه می جنبد، اگر مدیران در اختصاص مکانی مناسب برای موزه ی باستان شناسی همت نکنند، دیر یا زود ممکن است محکوم به از دست دادن شان شویم.

 

 

 

فعلا خیالمان راحت است که میراث شهرمان در خانه می ماند ولی فرق است بین نگه داشتن اشیاء به هر قیمتی و حفظ و صیانت از آن ها به عنوان سرمایه های جاودان ملی. اگر تغییر موثری در شرایط انبارش و نمایش داشته هایمان انجام ندهیم، این جور که باد می آید و شاخه می جنبد، محکوم به از دست دادنشان خواهیم شد…

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.