تعارض ناخوشایند مردم و روحانیت

20121215153756080چهره ها و گفته ها

حسین انصاری راد

نماینده ی مردم نیشابور در سه دوره ی مجلس

هر شهروندی وقتی در شهر پیاده رفت‌وآمد می‌کند، خیلی از مسائل جامعه را دقیق‌تر می‌بیند. کافی‌ است کمی با نگاه تیزبین و کنجکاو به مردمی که از مقابل می‌آیند نگاه کنیم تا آنچه را در ذهن آنها می‌گذرد، ببینیم؛ نگاه‌های گویایی که مشکلات و ناکامی‌های اجتماعی را عیان می‌کند. این روزها مردم کمتر با هم وارد صحبت می‌شوند، اما ممکن است وقتی از کنار هم می‌گذرند، نیم‌نگاهی به هم بیندازند. از همین نیم‌نگاه هم می‌توان به افکار جامعه پی‌برد. من معمولا وقتی برای خرید روزنامه بیرون از خانه می‌آیم، کمی در پیاده‌روهای اطراف محل سکونتم قدم می‌زنم و حین قدم‌زدن در پیاده‌رو به نگاه و رفتار شهروندان بیشتر دقت می‌کنم. با کمی دقیق شدن در نگاه رهگذران، افکار و نگرانی‌های آنها را درک می‌کنم‌ و متوجه شده‌ام که مدتی است در نگاه‌های مردم نوعی بیگانگی با روحانیان دیده ‌می‌شود. احساس می‌کنم؛ وقتی در معابر راه می‌روم، افرادی که از کنارم می‌گذرند با من در تعارض هستند. نگاه‌ها سرد و بی‌تفاوت است و گاهی هم معترض. این نوع نگاه‌ها معمولا برای خیلی از روحانیان پیش آمده، شاید خیلی از روحانیان هم مثل من با آن درگیر شده باشند. غالبا مردم وقتی از کنار یک روحانی می‌گذرند، در نگاه‌شان نوعی بیگانگی موج می‌زند. این بیگانگی از تعارض درونی مردم می‌آید و برای جامعه اسلامی ما آسیب‌زا است. مردم در یک جامعه مسلمان نباید دچار دوگانگی و تعارض باشند و درگیر مسائلی که در جامعه شکاف ایجاد می‌کند. همه اقشار در یک جامعه باید با یکدیگر اتحاد داشته ‌باشند و هر قشر، گروه و تفکری باید در کنار هم انسجام داشته‌ باشند. شاید این رفتارهای مردم را باید به دلیل مشکلاتی دانست که با آن درگیر هستند و درست یا غلط، آن را به پای روحانیت می‌گذارند. برخی از مردم با روحانیت در تعارض قرار گرفته‌اند و برخی هم کم‌و بیش نگران و ناراحت هستند. بروز این رفتارها در جامعه بسیار نادرست است و باید برای آن علاج پیدا کرد. جامعه ما نباید دچار چنین دوگانگی‌ها و تعارض‌هایی باشد، چون ما در یک پهنه جغرافیایی کنار هم زندگی می‌کنیم و باید نسبت به یکدیگر احساس اعتماد و تعلق داشته ‌باشیم. سرنوشت همه ما به هم گره‌خورده است، همه در یک سطح قرار داریم و باید با یکدیگر با صلح و دوستی رفتار کنیم. این‌رفتارها نوعی بیماری اجتماعی را نمایان می‌کند، اما باید برای این بیماری درمان موثری پیدا کرد. بهتر است با روش‌های سازنده و مطلوب به اصلاح خرابی‌های گذشته بپردازیم و از مردم دلجویی کنیم. جامعه روحانیت، بیشتر از هر قشر دیگری باید توجه خود را به اتفاق جلب و برای همراهی اکثریت مردم و از بین بردن این ناخوشایندی‌ها اقدام کند. از مردم هم باید کمک گرفت، باید از مردم خواست که برای رسیدن به اتحاد و همزیستی مسالمت‌آمیز هرچه بیشتر، دست در دست یکدیگر بگذاریم و به جامعه‌ای سالم فکر کنیم. جامعه‌ای که همه افکار و دیدگاه‌های مختلف می‌توانند در کنار یکدیگر و با یکدیگر باشند و اجازه اظهارنظر و زندگی مسالمت‌آمیز به یکدیگر می‌دهد. باید این فرهنگ را جا بیندازیم که نظرات متفاوت و دیدگاه‌های مختلف است که یک جامعه موفق را می‌سازد و جامعه‌ای با این شرایط به سمت توسعه و آبادی سریع‌تر حرکت می‌کند.

(*): روزنامه اعتماد: شنبه ۱۱ مهرماه ۹۴

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.