تجربه ترامپ برای انتخابات آینده ایران

پیمان صادقی

مباحث انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از حدود چند ماه پیش داغ شد. هر چند ایران و آمریکا به دلیل خصومت  در دهه های اخیر ارتباط دیپلماتیک ندارتد، اما از آنجا که آنچه در یکی از این دو کشور روی می دهد خواه و ناخواه دیگری را متاثر می کند، تعداد زیادی از هموطنان اخبار انتخابات آمریکا را دنبال می کردند و  چه بسا بسیاری از آنها سه شنبه شب را  با دنبال کردن اخبار شمارش آرا به صبح رساندند و در پایان مانند تحلیل گران از نتیجه آن شگفت زده شدند.

در یک سوی ماجرا دونالد جی ترامپ و در سوی دیگر هیلاری کلینتون قرار داشت. ترامپ موفق شد با تکیه بر نارضایتی نسبی مردم به خصوص از «توزیع ناعادلانه ثروت» ، یک دو قطبی بزرگ بین خودش و هیلاری کلینتون به عنوان نماینده سیستم حاکم ایجاد نماید. او با تاکید و تکیه بر این کلید واژه که  « نظام فاسد»  موجود عامل به وجود آمدن مشکلات و معضلات است خود را ناجی وضع موجود معرفی کرد و این گونه شد که بر خلاف پیش بینی ها توانست خیل رای دهندگان خصوصا در اقشار متوسط از نظر تحصیلات اجتماعی و توان اقتصادی را با خود همراه کند.

از این منظر به جرات می توان ترامپ را یک پوپولیست قهار دانست.  سخنان متناقض، بی برنامگی ،  وعده ساخت پل ، جاده و تونل که حتی در نطق پیروزی ترامپ نیز تکرار شد ، گواهی بر شخصیت عوام گرای ترامپ است.دونالد در سخنرانی های خود مشکلات ریز و درشت کشورش را لیست می کرد و بدون اینکه راه حل عقلانی برای آن ارائه کند ، خود را منجی آمریکا می نامید.

اظهار نظر های او درباره داعش و جنگ موصل ،عربستان ، مشکل مهاجران و موضع گیری های او درباره مسلمانان، دیوار کشیدن در مرز مکزیک و … کاملا نشان می دهد که او برنامه منسجمی برای اداره کشور ندارد و این نقص زمانی آشکارتر می شود که بدانیم بخش قابل توجهی از  حزب جمهوری خواه از وی حمایت نکرده اند لذا ارتباط مناسبی بین او و حزب برای برنامه ریزی و پیشبرد برنامه ها وجود ندارد.

چنین شرایطی در ایران چندان غریب نیست و در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و انتخاب احمدی نژاد که بر خلاف انتظارات بود ، شرایط مشابهی رخ داده است. کشور پس از یک دوره تقریبا با ثبات که حتی با موفقیت های بسیاری نیز همراه بود ، توسط یک شخصیت تقریبا  «ناشناس از منظر سیاسی» و با وعده های توده گرا و «منتقد به شرایط موجود» خصوصا از منظر اقتصادی به چالش کشیده شد و توانست با ادبیاتی هر چند دور از آداب سیاسی اما جدید و جذاب، رای اقشار ضعیف تر و متوسط را به سوی خود جلب کند و در نهایت چنان شد که همه می دانیم …

شرایط امروز کشور نیز بی شباهت به سال ۸۴ نیست. کشور همانند آن دوران در عرصه سیاست داخلی و خارجی به ثبات نسبی رسیده است و بخش نسبتا عمده ای از برنامه های دولت عملیاتی شده است اما در عین حال زمزمه هایی نیز شنیده می شود که اقشار متوسط چندان از وضعیت اقتصادی راضی نیستند.

معادلات شباهت های قابل ملاحظه ای را نشان می دهد. وضعیت بهداشت و درمان رو به بهبود است. فضای فرهنگی کشور هرچند دشواری هایی دارد اما امیدوار کننده است. روابط و مراودات خارجی گسترش یافته است اما علی رغم آمارهایی که نوید دهنده رشد اقتصادی است ، اقشار متوسط زیر فشار اقتصادی هستند و همین مورد آخر می تواند دستاویز ظهور یک «پوپولیست» جدید و غیر منتظره باشد.

فعالان سیاسی هوادار دولت شامل اصلاح طلبان و طیف میانه رو باید به اندازه کافی هوشیار باشند چرا که جناح مقابل با توجه به شکستی که در انتخابات مجلس متحمل شده، در به در به دنبال گزینه ای است که بتواند با جذب آرای ناراضی، دولت روحانی را به اولین دولت چهار ساله ایران بدل کند.

تجربه نشان داده در صورت ظهور یک شخصیت «پوپولیست» و توفیق احتمالی او در کوران تبلیغات، آرای «خاکستری» و «اعتراضی» به سرعت و شدت به سوی او سرازیر می شوند.

بر این اساس دو راه پیش روی دولت است :

۱) توجه بیشتر به اقتصاد کشور در مدت باقی مانده

۲) اتخاذ استراتژی مناسب انتخاباتی

از آنجا که چند ماهی بیشتر به عمر دولت نمانده است بعید است بتوان راه حل زود بازده و در عین حال  پایداری برای حل مشکل اقتصاد یافت. مگر این که به روشی عوام گرایانه که نمونه های آن را در انتخابات ۸۸ دیده ایم (از توزیع رایگان سیب زمینی و سایر ارزاق تا واریز ناگهانی سود سهام عدالت و افزایش های یک شبه حقوق کارکنان دولت) دست برد که البته به نظر نمی رسد با خلق و خوی دولت مستقر چندان سازگار باشد. لذا تیم انتخاباتی روحانی اگر نمی خواهد غافل گیر شود ، باید از هم اکنون به دنبال راهکارهای مناسب برای کارازر انتخاباتی باشد.

تجربه آنچه در انتخابات آمریکا روی داد باید دولت و طرفدران او را آگاه کند. هیلاری کلینتون و کمپین تبلیغاتی با خوش خیالی تمام از رای خود در ایالت های شمالی مانند میشیگان ،ویساکانسین و پنسیلوانیا که عمدتا رای سنتی به دموکرات ها داشتند، مطمئن بودند و تلاشی برای حفظ و تقویت رای خود در این مناطق صورت ندادند و  اتفاقا شکست در همین ایالت ها بود که ترامپ را به کاخ سفید فرستاد.

بخشی از جامعه آمریکایی نیز که کلینتون چشم به مشارکت بالای آنها دوخته بود کم ترین میزان مشارکت را به نمایش گذاشتند تا در میان بهت و ناباوری ، این دونالد ترامپ باشد که چهل و پنجمین رییس جمهور آمریکا می شود.

روحانی نیز که پایگاه رای او عمدتا در میان قشر متوسط جامعه بوده نباید به رای خود خوشبین باشد. نارضایتی نسبی اقتصادی اگر با مشارکت پایین و ظهور یک شخصیت عوام گرا همراه شود می تواند طومار تلاش های مثبت انجام شده را در هم بپیچد تا کشور مجددا در دام تندوری و دامان افراط قرار گیرد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.