تاملی بر مجموعه شعر حجت حسن ناظر

 

fazli-04به بهانه ی نشست تخصصی عکس نیشابور- سینمای جوان ۹۴

عکاسِ انسان

 پروژه ای ملی با نام «خانواده ایرانی»

تاملی در آراء و آثار «عکس»

استاد محسن راستانی

راستانی به راستی عکاسی است که با دوربین شعر می سراید ، او به عنوان عکاس جنگ معرفی شده چرا که دوسال  حضور در بحران بوسنی و حاصل آن کتاب« زمان سخت » و جنگ عراق و ایران، و در لبنان و هم نیز تکاپو در راه آفرینش پروژه ای ملی با نام «خانواده ایرانی » که هم اکنون کاروان به نیشابور رسیده است . انسان ایرانی دغدغه اولیه و شاخصه ی اوست اما هر چه که هست فراتر از عکاس جنگ می نماید ، اوعکاس انسان است انسان معاصر و نگاه سخنگوی او.

در آثار استاد زمینه حذف شده و تمامی منتخبین که در عکس ها حاضرند تنها و بی پیوند ، بی موضوع پشت سر ، چرا که در عصر مدرنیته همه چیز مسخ شده و از اصالت تهی گردیده ، دیگر چیزی نمانده که قابل رویت باشد، تنها سنگر باقیمانده انسان تنهاست و تنهایی انسان در «عصر غیبت معرفت ». راستانی با خود رو راست است و نهایتا با اثرش و مخاطبین بی شمارش.

او کار بلد است و بلد است که چه سان به درون آدم هایش آرام آرام رخنه کند ، خستگی های پایان ناپذیرشان را نشان دهد ، جبر زیستن را ، تفکر را ، مقاومت برای از پا در نیفتادن و صلابت انسان امروز ایران . راستانی عجول نیست هر چند دریافته که « بیتوته ی کوتاهی است جهان » . او بیقرارانه می نماید برای فرداها مانیفست دارد ، روح هنر آرمانی را ادراک کرده و ادراک متعالی هنر را اشراف دارد ، می داند و نیک می داند کجا ایستاده است و تا کجاها باید بتازد ، یقین دارد به خاطر توجه به« انسان و قصه ی پایداریش »در حافظه سخت گیر تاریخ نشیمن خواهد گزید . هنر آنقدر برایش جدی و تعیین کننده است که حاضر نیست اندکی فوت وقت داشته باشد ، می داند فرصت حیات بسیار کوتاه است و در جهانی خیامی اغتنام وقت را مزمزه کرده است ، به ادبیات ایران عشق ورز است و بزرگان فرهنگ در آثار فلسفه پیوندش حک ، تثبیت و ماندگار می نماید . او عضو هیئت موسس انجمن عکاسان مطبوعات و انجمن ملی عکاسان ایران هم هست که این مهم نیست چرا که او خود انجمنی است ، جماعتی است و جامعه ای و به تنهایی خلآ کانون های هنری بسیاری را پر نموده و در نوردیده است . او رسول ثبت انسان معاصر زمانه اش در کتاب تاریخ است . تمام مشاغل و آدم های پیرامونش در موقعیت های متفاوت باز دیده است ، سعی شده هیچ کس در هیچ سکویی از نگاه تیز کاوش پنهان نماند . شاید و حتما بسیاری ازین بزرگان فرهنگ در آثارش دیگر فردا و فرداها نباشد و این مشاغل از میان رفته ، این است که این ثبت هنری ثبتی تاریخی است به روایت تصویر که از پشت نگاه کاونده ، عمیق و ذره یاب هنرمند جان می گیرد. عکاسی از چشم دل او حکایت عشق ورزی نقش و نقاش است ، تصویر و تصور ، او به سوژه های انسانی اش شدیدا مهرورزانه می نگرد و فارغ از باورهاشان و تنها یادی از امروز عبور کرده و از غبار مه روزگاران و تن شسته در چشمه فردا . او تشنه امروز است و در تکاپوی چشمه فردا و فردا رویایی است که نبوغ او ثبت می نماید .آثار او بیشتر در خارج از مرزهای ایران مورد تکریم ، توجه و ارج گذاری واقع شده است . تا انسان ایرانی وجود دارد این آثار وجود دارد و بعدها نیز هم ، هرچند قضاوت ها متحول می شود اما آثار می مانند . چرا که در این آثار رازی نهفته است و آن اینکه این آدمها با هر سلیقه ای ثبت شده و حذف نشده اند . این آثار و این پروژه چیزی فراتر از موافقت ها و مخالفت هاست ، چرا که تنها و تنها در جستجوی ثبت آدم امروز ایران است و کوشش عکاس برای نفوذ در باطن آدم ها هرچند که ما ناظر ظاهر آرام آنها هستیم .

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.