تاریخچه احزاب( قسمت دهم: احزاب دولت ساخته ی دوره دوم سلطنت محمد رضا شاه )

تاریخچه احزاب

احزاب ایران

7قسمت دهم: احزاب دولت ساخته  ی دوره  دوم سلطنت محمد رضا شاه

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ احزاب متعددی از سوی رژیم شاه به صورت فرمایشی و دستوری به‌وجود آمدند. هدف شاه از تأسیس احزاب دولتی ایجاد سازمان‌هایی بود که از طریق آن‌ها به رژیم کودتا مشروعیت داده و مخالفان را به موضعی انفعالی سوق دهد. علاوه­ بر این بتواند خود را در مقابل افکار عمومی دنیا هواخواه دموکراسی جلوه دهد.(۱) شاه برای این­که نشان دهد ایران نیز مانند الگوی انگلیسی ــ امریکایی یک دموکراسی دوحزبی است، دستور ایجاد دو حزب را صادر کرد: «ملیون» به رهبری نخست‌وزیر وقت (منوچهر اقبال) که می‌خواست جانشین جبهه ی ملی مصدق شود و حزب «مردم» که می‌کوشید در غیاب حزب توده، حزب مردمی‌تر باشد.(۲)

نظام احزاب دولتی، اعم از دوحزبی و تک‌حزبی، در دولت مطلقه­ ی پهلوی دوم، بیش‌ از آن­که در جهت مشارکت سیاسی شهروندان و نقد و تعدیل نهاد قدرت سیاسی بوده باشد، ابزاری آمرانه با کارویژه‌های پنهان در تحکیم و تثبیت ساخت قدرت سیاسی مستقر بود(۳)

 حزب مردم

حزب مردم در اردیبهشت ۱۳۳۶ به دستور محمدرضاشاه و به دبیرکلی امیر اسدالله علم تشکیل شد. این حزب در دوران حیات طولانی هیجده‌ساله‌ی خود (۱۳۳۶ ــ ۱۳۵۳) در جایگاه حزب اقلیت در مقابل احزاب اکثریت ملیون (۱۳۳۶ ــ ۱۳۳۹) و ایران نوین (۱۳۴۳ ــ ۱۳۵۳) و با برخورداری از فراکسیون‌های پارلمانی در تمام ادوار دو مجلس سنا و شورای ملی شرکتی فعال داشت.

حزب مردم در دوران حیات خود با جناح‏بندی­ها و اختلافات بسیاری روبه‏رو بود و سرانجام در سال ۱۳۵۳با برقراری نظام تک حزبی از میان رفت.

 حزب ملیون

یک سال پس از تشکیل حزب مردم، در سال ۱۳۳۷حزب دولتی دیگری تأسیس شد که دبیرکلی آن را منوچهر اقبال، نخست‌وزیر وقت بر عهده داشت و اعضای آن بیشتر از میان وزرا، نمایندگان مجلس، مقامات وقت و رجال سیاسی رژیم بودند. دکتر اقبال در اولین جلسه حزبی خود این مطلب را عنوان کرد که در دنیای امروز حکومت دموکراسی! بدون احزاب و تشکیلات اجتماعی معنی ندارد. شاهنشاه دستور فرموده‌اند که سیستم دو حزب در مملکت برقرار شود. پس حزب ملیون در مقابل حزب مردم تأسیس می‏گردد.

اوج فعالیت احزاب مردم و ملیون در سال ۱۳۳۹ همزمان با انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی شکل گرفت. در این دوره از انتخابات تقلبات آشکار و فراوانی صورت گرفت که در نتیجه آن انتخابات باطل اعلام شد و هر دو حزب اعتبار خود را از دست دادند. پس از آن دکتر اقبال و  علم هر دو از دبیرکلی حزب ملیون و مردم استعفا دادند و حزب ملیون عملاً با برکناری نخست‏وزیر از میان رفت. اما حزب مردم به صورتی کمرنگ تا سال ۱۳۵۳ در صحنه بود و در دوره بیست و یکم مجلس در سال ۱۳۴۲ و دوره بیست و دوم در سال ۱۳۴۶ و بیست و سوم در سال ۱۳۵۰ در رقابت با حزب ایران نوین همچنان به ایفای نقش اقلیت پرداخت.

 کانون مترقی

این تشکیلات نه به عنوان حزب بلکه به صورت جمعیتی سیاسی در سال ۱۳۴۰ توسط گروهی از جوانان طرفدار اصلاحات امریکایی و پاره‏ای از وزرا و رجال دولتی مانند حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا تشکیل شد و با از میان رفتن حزب ملیون در نقش حزبی در مقابل حزب مردم ظاهر شد و در انتخابات مجلس بیست و یکم در سال ۱۳۴۲ شرکت نمود. تأسیس این کانون در واقع مقدمه‌ای برای تشکیل حزب ایران نوین بود که حدود یک سال بعد توسط اعضای کانون به وجود آمد.

 حزب ایران نوین

این حزب در واقع با تغییر نام کانون مترقی در آذر سال ۱۳۴۲ به وجود آمد. حزب ایران نوین بزرگ‏ترین و ماندگارترین حزب دولتی در عصر پهلوی بود که همواره تا تأسیس نظام تک حزبی، اکثریت را در دست داشت و بیش از یک دهه در فضای خالی از فعالیت‏های حزبی به حیات خود ادامه داد. نخستین دبیرکل این حزب حسنعلی منصور بود که در اسفند ۱۳۴۲ به نخست‏وزیری رسید. با قتل منصور، امیرعباس هویدا معاون دبیرکل حزب ایران نوین به مقام نخست‏وزیری و دبیرکلی حزب منصوب شد. حزب ایران نوین در انتخابات دوره ۲۲ و ۲۳ مجلس شورای ملی در سال­های ۱۳۴۶ و ۱۳۵۰ اکثریت را در مجلس داشت و در سال ۱۳۵۳ بزرگ‏ترین حزبی بود که در حزب رستاخیز ادغام شد.

حزب رستاخیز

حزب رستاخیز ملی ایران به دستور شاه در یازده اسفند ۱۳۵۳ تشکیل گردید و کلیه احزاب دولتی مانند حزب ایران نوین، حزب مردم، پان‌ایرانیست و ایرانیان در آن ادغام شدند. اندکی بعد شرکت در این حزب سیاسی برای همه ایرانیان اجباری اعلام شد و شاه در سخنان خود گفت هر کسی باید عضو این حزب بشود و تکلیف خود را روشن بکند، اگر نشد از ایران خارج شود. اگر نخواستند خارج شوند، جایشان در زندان است و دولت اعلام نمود برای هر ایرانی که خواستار شرکت در حزب نیست پاسپورت صادر و به خارج فرستاده خواهد شد(۴)

دبیرکلی حزب جدید در ابتدا به عهده امیرعباس هویدا، نخست ‏وزیر وقت و رئیس حزب ایران نوین نهاده شد. بعدها رهبری این حزب به عهده جمشید آموزگار گذارده شد و اندکی بعد به نخست‌‏وزیری برگزیده شد. بدین‌گونه حزب رستاخیز نیز حربه‏ای در دست دولت و دیکتاتوری شد. اگرچه شاه شخصا معتقد است که اندیشه ‌تأسیس حزب واحد رستاخیز را از جایی الهام نگرفته است، اما سیستم تک‌حزبی او وامدار دو الگوی شرقی و غربی بود. (۵) بنابراین شاه در نظر داشت با تأسیس حزب رستاخیز، دموکراسی هدایت‌شده‌ای (آن‌چنان‌که خود می‌خواست) در سراسر کشور برقرار نماید.

۱- ازغندی، علیرضا؛ تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران ۵۷ ـ ۱۳۲۰، تهران، سمت، ۱۳۷۹، چاپ اول، ج ۲، ص ۸۶

۲-همان، ج ۲، صص ۸۶ ــ ۷۴

۳-صارمی شهاب، اصغر؛ احزاب دولتی و نقش آنها در تاریخ معاصر ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۸، ‌ص ۸

۴-دانشجویان پیرو خط امام، از ظهور تا سقوط، تهران، مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی، ۱۳۶۶، ج ۱، ص ۱۴۵

۵- در این زمینه رک: هانتینگتون، ساموئل؛ سامان سیاسی در جوامع دستخوش تغییر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، نشر علم، ۱۳۸۲

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.