تاریخچه احزاب در ایران(۵)

جواد حسینی

کارشناس ارشد تاریخ ومدرس دانشگاه

imagesاوّلین جوانه های پیدایش احزاب در ایران با وزش نسیم های آزادی روئیدن گرفت. با نخستین اعتراض‌ها و تلاش‌ها برای آزادی و آزادی‌خواهی؛ بیش از صدسال از نخستین تلاش برای تشکیل و گسترش احزاب در ایران می‌گذرد ولی با این حال پس از گذشت بیش از یک قرن از شکل گیری احزاب، نمی‌توان مدّعی شد که احزاب در ایران به صورت ساختارمند و روشمند شکل گرفته و عمل کرده و معمولاً در افت و خیزهایی گرفتار می‌آمدند که تا به امروز هنوز به کارکرد اصلی خود نرسیده اند. جامعه شناسان و مورخان علت پا نگرفتن عمیق احزاب در ایران را بر اساس چند محور تقسیم نموده اند:

۱-نبود و کمبود آزادی های مدنی

۲-وجود نظامهای استبدادی و خودکامه

۳-گسیختگی های اجتماعی و فرهنگ سنتی توسعه نیافته

۴-شخصی شدن و تمرکز قدرت در یک فرد

۵-ضعف نخبگان سیاسی

نمودار قدرت و اعتبار احزاب بیشتر در مجالس مقنّنه مشهود است. اساساً تعدادی احزاب تشکیل می‌شوند تا آرای مردم را به سوی کاندیدای خود جلب نمایند. اگر به تاریخ تأسیس احزاب مراجعه شود، اغلب نزدیک به زمان انتخابات مجلس است. مورخان در بررسی‌هایی که راجع به احزاب، به ویژه در ادوار قانون‌گذاری پس از مشروطیت انجام داده‌اند، بیشتر متوجه مجلس شده‌اند.

ازآنجاکه اغلب اوقات، روزنامه‌ها در مورد احزاب با هم مجادله می‌کنند مطالعه جدال حزبی آنها بهترین راه تحقیق در مورد احزاب آن زمان می‌باشد. معمولاً احزاب روزنامه‌ای خاص خود داشتند.

احزاب سیاسی در مجلس دوم ظاهر شدند، ولی رشد آنها مربوط به مجلس سوم است. طبق اصل ۳۲ متمم قانون اساسی، وکلا به محض قبول شغل دولتی ‌باید از وکالت استعفا بدهند، بنابراین هیچ دولتی منتخب واقعی حزب نبود و مجلس و احزاب از کابینه جدا بودند. درواقع احزاب به دلیل ضعف قدرت سیاسی و سازمانی در تشکیل دولت سهمی نداشتند.

در مجلس سوم، چهار گروه سیاسی ظاهر گردید: دو حزب باسابقه دموکرات و اعتدالی و تشکلی به نام هیأت علمیه و گروه بی‌طرف که این دو گروه به فراکسیون مجلس بیشتر شباهت داشتند تا حزب سیاسی.

تاریخ احزاب سیاسی در ایران را می‌توان به پنج دوره مشخّص تقسیم کرد:

دوره اوّل: از زمان مشروطیّت (۱۲۸۴) تا به قدرت رسیدن رضا خان(۱۳۰۴)

این عصر اوّلین دوره تحزّب در ایران بوده که عمدتاً با رهبری گروه‌های منوّرالفکر اداره می‌شده است. ناگفته نماند که قبل از جنبش مشروطه نیز انجمن‌ها و دسته‌هایی به صورت مخفی و غیر علنی فعّالیّت داشته که البته نمی‌توان نام حزب را بر روی آن گذاشت. به نظر بسیاری از مؤرّخان نهضت مشروطه در ایران عامل اصلی به وجود آمدن احزاب سیاسی بوده و فضای جامعه آن روز ایران شرایط را برای فعّالیّت این احزاب فراهم آورده که در این بین برخی از این احزاب توانستند جایگاه ویژه‌ای در تصمیم‌گیری سیاسی در ایران داشته باشند.

دوره دوّم: دوره سلطنت‌رضا شاه(۱۳۰۴۱۳۲۰)

در این دوره فعّالیّت احزاب سیاسی تا اندازه زیادی کاهش پیدا کرد و این امر هم متأثر از نوع شخصیّت وی و نیز تصمیمات اتّخاذ شده از سوی رضاشاه بوده و عامل دوّم بحث اصلاحات وی بوده که به مقدار زیادی توان فعّالیّت نیروها و احزاب سیاسی مخصوصاً در دهه اوّل پادشاهی رضا شاه کاهش یافت و تقریباً اجازه فعّالیّتی برای احزاب سیاسی در سطح کلان تصمیم‌گیری باقی نماند. شاید بتوان گفت که دوره سلطنت رضاشاه ما شاهد کمترین تأثیر احزاب سیاسی بر حکومت و به طور کلّی ساختار سیاسی هستیم.

دوره سوّم: از سقوط رضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

بدون شک این دوره یعنی ۱۲سال اوّل حکومت محمّدرضا‌شاه، اوج فعّالیّت و تأثیرگذاری احزاب سیاسی در ایران قبل از انقلاب بوده است. در این دوره به دلیل عدم اقتدار شاه و نیز دخالت نیروهای بیگانه در سیاست ایران، فرصت خوبی برای فعّالیّت و چانه زنی احزاب سیاسی پیش آمد که تا اندازه‌ای توانستند بر دربار سلطنتی پهلوی چیره شده و صاحب قدرت شوند، هرچند که هیچ حزب سیاسی نتوانست به صورت کامل مسلّط شده و قدرت میان احزاب دست به دست می‌شد. مهمترین احزاب سیاسی در این دوره عبارت بودند از: «لیبرالیستی و ملّی گرایانه»، «دینی و سنّتی»، مارکسیستی و کمونیستی.

دوره چهارم: از کودتای ۲۸ مرداد تا قیام ۱۵خرداد ۴۲

فعّالیّت احزاب در این دوره به دو دسته تقسیم می‌شدند: ۱-احزاب مستقل ۲-احزاب وابسته به دربار. پس از کودتای ۲۸ مرداد با توجّه به شرایط به وجود آمده در ساختار سیاسی ایران، قدرت شخص محمدرضا شاه و دربار افزایش یافت و دربار و شخص مقام عالی سلطنت، طبیعتاً از احزاب مستقل که قدرت چانه زنی و فعّالیّت داشته باشند خرسند نبودند. احزاب دیگر، احزاب وابسته به حاکمیت بودند که برای اوّلین‌بار در تاریخ ایران، احزابی شکل گرفت که کاملاً وابسته به حکومت و شخص نفر اول حاکمیت و تایید کننده ی گفتارها و رفتارهای وی بوده و نگاهی انتقادی به حکومت نداشته و طبیعتاً در این شرایط فضایی برای آزادی‌خواهی و فعّالیّت مستقل بوجود نمی آید.

دوره پنجم: آغاز سلسله جنبش‌ها و قیام‌های مردم از سال ۱۳۴۲ تا بهمن ۱۳۵۷ که به وقوع انقلاب اسلامی منجر شد.

منابع: حزب و عملکرد آن در جوامع امروز احمدنقیب زاده

قدرت و حوزه عمومی-تقی رحمانی

تحولات سیاسی اجتماعی ایران- مجتبی مقصودی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.