به نام کمال الملک؛ به کام  چه کسی؟!

فروغ خراشادی

ارجاع همایش پدر نقاشی ایران به سکانسی تخیلی از یک فیلم!

۷۰ سال از درگذشت نقاش بزرگ ایرانی محمد غفاری، ملقب به کمال الملک، می گذرد؛ برای نیشابور که آرامگاه او را به سان فیروزه ای بر جبین دارد، سالمرگ این هنرمند باتوجه به گذران سال های پایانی حیاتش در این سرزمین گهرخیز، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و همه ساله سعی می شود با برگزاری مراسم یادبودی هر چند کوچک، به شخصیت کمال ادای احترام شود و از همین رهگذر و به دلیل اصالت کاشانی خاندان غفاری بود که خواهرخواندگی کاشان و نیشابور یک سال پیش رقم خورد.

به سنت هرساله، امسال نیز با ۵ روز تقدم زمانی، یعنی در ۲۲ مردادماه، رخدادی زیر نام «همایشِ بزرگِ نکوداشت پدرنقاشی ایران» سامان یافت که آن گونه که از شواهد برمی آمد، بخش علمی! همایش را انجمن موسوم به «نویسندگان و شاعران عالی مقام نیشابور» بر عهده داشت و میزبانی و هماهنگی برای بازدید از باغ نشاط و منزل استاد کمال الملک با همکاری فرمانداری، اداره میراث فرهنگی و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فیروزه و همراهی اداره میراث نیشابور انجام شد.

چنان که گفته شد مراسم در دو بخش سامان یافته بود؛ نخست بازدید از جایی که روزگاری باغی با«نشاط» بود و عمارتی که استادِ نقاش سال های پایان عمر را در آن سپری کرده بود، و سپس همایشی بزرگ(؟) در محل سالن همایش های آموزش و پرورش شهر فیروزه برگزار شدکه مهمان هایی از مشهد، قوچان، سبزوار و نیشابور را هم پذیرا بود.

با بودجه قطره چکانی عمارت، عمارت نمی شود!

شاید توضیح واضحات باشد که بگوییم بنای خانه اربابی (عمارت سالار معتمد گنجی) که در بخش شمالی  باغ با  قدمتی افزون بر ۹۰ سال قرار دارد، نیازمند مرمت و رسیدگی فوری است و با صرف هزینه های قطره چکانی که طی سال های اخیر خرج شده، نمی توان این اثر ثبت شده ملی را حفظ کرد و شاید بهتر باشد در این یک سال باقی مانده از عمر مجلس دهم، نمایندگان فعالیت های انتخاباتی شان را از تعیین تکلیف این باغ آغاز کنند! گفتنی است در حال حاضر زیر زمین عمارت مرکزی باغ هم در شرایط نامطلوبی قرار دارد و با آن که کمی بیش از ۵۰ سال از عمرش می گذرد، در معرض آسیب های جدی است.

اگر چه بازدید سالانه از باغی که هنگامی مسکن و مأوای «کمال» بوده خالی از لطف نیست، اما باید پرسید در شرایطی که «هر سالِ» باغ و عمارت، «دریغ از پارسال» است، صرف تماشا برای چیست؟ اما  بخش بعدی برنامه نکوداشت هنرمند بلندآوازه ایران، یعنی همایشی در نوع خود کم نظیر و شاید بی نظیر بود! در حالی که اجرا و هماهنگی پنل را انجمن نویسندگان و شاعران عالی مقام نیشابور بر عهده داشت، همه‌ی بار علمی همایش در خوانش چند شعر، توضیحات نوه‌ی برادر استاد نقاش درباره چگونگی نابینا شدن یکی از چشم های استاد و توضیحات یکی از کارشناسان میراث فرهنگی نیشابور درباره باغ های ایرانی، که شاید بتوان از باغ نشاط هم به عنوان نمونه ای از آن نام برد، خلاصه شد!

همایشی بدون ارجاعات علمی!

یکی از نکات عجیب دیگر این همایش عدم ارجاع به منابع علمی و قابل استناد در بیان رویدادهای تاریخی بود که از زبان کارشناس ـ مجری بیان می شد! در بخشی از برنامه مجری عنوان کرد که از حوادث دوران حیات استاد، دزدیده شدن الماسی بس گرانبها از «تالار آینه» در عصر ناصری بوده است؛ آن هم هنگامی که استاد مشغول نقاشی از این تالار بی بدیل بوده و همین امر موجب می شود تا شاه به او بدگمان شود و وی را به دست کامران میرزا برای استنطاق بسپارد!

اشاره جناب مجری که عضو هیئت مدیره انجمن ادبی مذکور نیز هست، احتمالا به صحنه ای از فیلم «کمال الملک» اثر زنده یاد علی حاتمی است؛ آن هم در حالی که این کارگردان بزرگ در برابر انتقادهای تاریخ نگاران و تاریخ پژوهان بارها عنوان کرده که «صحنه‌ی یادشده کاملا خیالی و به دور از واقعیت است.» سعدیِ سینمای ایران دراین فیلم ماجرایی را دستاویز می کند تا مبحثی اخلاقی را به تصویر بکشد و همین قلبِ تاریخ، سند(!) تاریخی می شود برای برگزاری همایشی که عنوان استانی بودن و بزرگ بودن را یدک می کشد.

جهت راستی آزمایی آن چه مطرح شد، با دکتر هادی بکائیان مدرس دانشگاه و پژوهشگر تاریخ گفت وگو کردیم و نظر وی را جویا شدیم؛ این تاریخ پژوه بیان کرد: این روایت هیچ سندیت تاریخی ندارد و حاتمی تنها برای جذاب کردن قصه، در فیلم ش از آن بهره برده است. وی با ابراز تاسف از آن که مسائلی بدون در نظر گرفتن صحت و سقم تاریخی و بدون در دست بودن سند معتبر تنها برای جلب مخاطب در یک همایش به اصطلاح استانی در حضور مهمان هایی از شهرهای دیگر مطرح می شود، ابراز داشت: به دست آوردن جایگاه اجتماعی از طریق برگزاری رویدادهای فرهنگی پیرامون زندگی بزرگان نیاز به مطالعه، ممارست و پژوهش دارد و صرفا با نشست و گردهمایی، چنین امری محقق نمی شود.

از پتانسیل ها به نفع شهرستان استفاده کنیم

در این برنامه، سرپرست فرمانداری فیروزه، از استادِ نقاش به عنوان یکی از عناصر هویت بخش شهرستان یادکرد.

ابوالفضل حکیم پور گفت: همچنان که سنگ قیمتی و تزئینی فیروزه یکی از عناصر هویتی ماست، استاد کمال الملک نیز دارای چنین جایگاهی است و باید از این پتانسیل ها به نفع شهرستان بهره ببریم.

همایش یادشده با تقدیر و اهدای هدایایی به منتخبان انجمن های سایر شهرهای استان و عوامل اجرایی همایش، در حالی به کار خود پایان داد که پرسش هایی را در ذهن برخی مخاطبان بر جای گذاشت:

  • لزوم برگزاری همایشی شتاب زده، بدون برنامه مدون اجرایی و علمی چیست؟
  • آیا با عدم آگاهی از تاریخ یا جعل آن نسبت به نام آوران این آب و خاک، بر طبل جهل عمومی نمی کوبیم؟
  • آیا با تماشای هر ساله باغی خشکیده با دو عمارت رو به ویرانی که نیازمند مرمت اصولی و فوری هستند و با تنظیم یک یا چند گزارش، بودجه‌ی مرمت، مرحمت می شود؟
  • در شرایطی که کاشان یکی از نمونه های موفق گردشگری اماکن و ابنیه تاریخی است، خواهرخواندگی بین دو شهر چه کمکی به نیشابور کرده است؟ آیا نیشابوری ها را مجاب کرده تا راه و روش موفق کاشانی ها را در پیش بگیرند؟
  • تا کی قرار است حتی هزینه پذیرایی از جیب مدیر فلان اداره فرهنگی خرج شود تا همایش هایی بدون بازدهی یا بدون افزوده شدن یک دانسته بر دانش قبلی نسبت به موضوع محوری همان همایش حاصل شود؟

متاسفانه لیست پرسش ها دراز دامن تر از این نکته هاست، با این حال امیدواریم دست کم انجمن های منتسب به نام کتاب و نویسندگی را وادارد تا یک بار برای همیشه در کار خویش و عملکرد برون سازمانی شان نظارت کافی و وافی داشته باشند.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.