به بهانه ۲۹ خرداد ، سی ونهمین سالگشت  درگذشت دکتر شریعتی , دکتر شریعتی از نگاه خودش و دیگران

 

شریعتی از نگاه خودش :

مرا کسی نزاد. خدا زاد. نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نبودم. کسم خدا بود. کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم.  و از چشمه ی ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم. ودر آرزوی آزادی سر برداشتم ودر بالای غرور قامت کشیدم. و ازدانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند.

تا حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه ی زیستنم» هبوط در کویر  «

شریعتی از نگاه ژان پل سارتر :

«I have no religion, but if I were to choose one, it would be that of Shariati»s.» Jean-Paul Sartre

من دینی ندارم، اما اگر دینی داشتم آن دین شریعتی بود

(دکتر شریعتی در دوران تحصیل خود در اروپا با سارتر در یک کوچه ساکن بودند)

  شریعتی از نگاه امام موسی صدر :

……… و چهارم گروهی که تسلیم نمی شوند و از سر نا امیدی جلای وطن نمی کنند و یا راه زندگی دیگران را بر نمی گزینند.این گروه به منطقه وسیعی از جغرافیا چنانکه تاریخ وابسته اند…من به این گروه اخیر احترام می گذارم زیرا این گروه نماینده انقلابی راستین و (خودی) است که از خارج وارد نمی شوند و دکتر علی شریعتی نیز به این گروه وابسته است…

( موسی صدر بزرگمردی بودکه جسم دکتر شریعتی را از چنگال ساواک رهایی بخشید و در جوار مزار حضرت زینت (س) به خاک سپرد)

 شریعتی از نگاه دکتر چمران :

ای علی  ! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند

و غرب زدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند

رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید،

تو را به زنجیر کشید و بالاخره… «شهید» کرد

شریعتی از نگاه مرحوم آیت الله طالقانی

مرحوم شریعتی این خصیصه را داشت دائماً گوش می داد، دائما فکر می کرد و آنچه را  احسن بود از هر مکتبی می گرفت، از مکتب چپ، از مکتب راست، از مکتب اسلام، حتی خودش گاهی به من می گفت: من از یک جمله ای که در یک کتابی معمولی دینی است که به چشم مردم نمی آید مطلب دریافت می کنم و بعد آن احسن اش را جذب می کنم. همیشه هم معترف بود که من ممکن است اشتباه بکنم. این منتهای خصلت یک انسان واقعی متعالی است.

شریعتی از نگاه آیت الله دکتر بهشتی

مرحوم دکتر شریعتی  یک قریحه سرشار و یک اندیشه پویا و جستجوگر و یک اندیشه ناآرام بود، اندیشه ای که همواره در پی فهمیدن و شناختن بود . مایه های اصلی این اندیشه یکی معارف اسلامی بود که دکتر در خانه پدرشان و در مشهد با آنها آشنا شده بود.

خصوصیت دکتر این بود که هویت و اصالت خود را در این مطالعات غربی گم نکرده بود و دچار از خود بیگانگی نگشته بود ، پیدا بود که در طول سالها مطالعه و تحصیل در زمینه جامعه شناسی و معارف غربی شیفته و دلباخته مطلق فرهنگ غربی نشده بود، بلکه اصالت فرهنگ غنی اسلام همواره برای او جاذبه نیرومندی در سیر و سلوک فکری و معرفتی بود و سبب شده بود گامهای بلندی به جلو بردارد و نتایج جالب و زیبا و ارزنده ای را به دست آورد.

 شریعتی ازنگاه دکتر سروش

شریعتی در مقام هوشمندی انسان موهوبی بود. یعنی نعمت خداوند بر او فراوان بود و از این نظر با آدمیان دیگر تفاوت محسوسی داشت. اما آنچه اکنون برای ما بسیار پر ارزش و اهمیت است یکی درد شناسی و دیگری دلیری او در اظهار درد و سومی وسعت نظر و همت بلند اوست. که این هرسه برای ما سرمشق است.

شریعتی یک راه بود نه یک منزل. چراغ بود نه بت. فریادی بود بر گوشهای سنگین و پتکی بود بر وجدانهای خاموش. دردی بود مجسم و مجسمه ای بود از درد و متحرکی بود در صراط تکامل.

مردمانی جان خود را بر جهان افزوده اند

آفتاب جانشان در تار و پود جان ما

شریعتی از نگاه شخصیت ها؛ جعفر پژوه؛ نشر اشراقی ۱۳۷۲ – کویر دکتر علی شریعتی

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.