به بهانه ۱۴مرداد ، سال روز صدورفرمان مشروطه , سه کتاب از سه نسل درباره مشروطه ایران

 

در مدت ۱۱۰ سالی که از انقلاب مشروطه می گذرد کتاب ها و مقالات بسیاری در این زمینه به نگارش در آمده است.در این نوشتار نگاهی کوتاه به سه کتاب از سه نسل در مورد مشروطه می اندازیم. یکی از کتابها در زمان وقوع انقلاب مشروطه نوشته شده، دیگری ۳۰ سال پس از مشروطه و آخری صد سال پس از انقلاب مشروطه به نگارش درآمده است.

مقاله

جواد حسینی

کارشناس ارشد تاریخ و مدرس دانشگاه

۱- تاریخ بیداری ایرانیان

نخستین کتاب نوشته‌شده درباره انقلاب مشروطه که نوشتن آن دو‌سال پیش از انقلاب آغاز گردید. «تاریخ بیداری ایرانیان» کتابی مبتنی بر خاطره‌نگاری است که رویدادهای مختلف پیش از مشروطه تا بعد از فتح تهران و آغاز مشروطه دوم را دربر می‌گیرد. ناظم‌الاسلام کرمانی، راوی خاطرات، خود یکی از انقلابیون تند و تیز و عضو کمیته انقلاب بود و با دیگر انجمن‌ها و فعالان انقلاب و روحانیون، ارتباط گسترده داشت. شرح جزییات و بحث و جدل‌های انقلابیون و تلگراف‌ها و اعلان‌ها و مکاتبات مبادله‌شده بین سران نهضت ، مخالفان و موافقان در تهران در کتاب به‌خوبی توضیح داده شده است. او در تحلیل خود از وقایع، نگاهی هم به دیگر شهرهای درگیر در انقلاب دارد. به همین دلیل موفق می‌شود روند دقیق رویدادها را به‌دقت توضیح دهد. او چند ماه بعد از فتح تهران و آغاز مشروطه دوم، اقدام به انتشار یادداشت‌های شخصی خود کرد و ابتدای هر هفته قسمتی از یادداشت‌ها را به‌صورت پاورقی در روزنامه کوکب که خود منتشر می‌کرد به چاپ رساند. این کتاب در دهه ۷۰ توسط علی‌اکبر سعیدی‌سیرجانی تصحیح و توسط نشر نیلوفر منتشر شد. یکی از مطالب مهم کتاب بخش پایانی یاداشت های مولف است که سعیدی‌سیرجانی آن را گردآوری و تدوین کرده است. در این بخش نیز ثبت وقایع روزانه تا بیستم صفر ۱۳۲۵ ادامه یافته، ولی از این تاریخ تا سوم جمادی‌الاول ۱۳۲۶ در ثبت وقایع، وقفه افتاده است. ظاهرا مولف تا وقایع بیستم صفر ۱۳۲۵ را برای چاپ آماده کرده بوده که با علنی‌شدن مخالفت محمدعلی‌شاه با مجلس و رویارویی شاه و ملت، موقع را برای نشر بقیه جزوه‌ها مقتضی ندانسته و از تنظیم مابقی مطالب خودداری کرده و این سکوت تا جمادی‌الاول ۱۳۲۶ ادامه داشته است. ناظم‌الاسلام از چهارم جمادی‌الاول ۱۳۲۶ به ثبت وقایع روزانه ادامه داد، ولی این‌بار به سبب پیش‌آمدن اوضاع ویژه‌ای پس از به‌توپ‌بستن مجلس و تعطیلی مشروطه، لحن خود را تغییر داد. غالبا با عباراتی که  حاکی از ترس است  نوشته شده است. با وجود برخی انتقادات، «تاریخ بیداری ایرانیان» تبدیل به یکی از مهم‌ترین مراجع در زمینه تاریخ‌نگاری مشروطه برای کتاب‌های بعدی شد.

11 (1)۲-تاریخ مشروطه ایران

بعد از به‌وجود آمدن دانشگاه در ایران در دوره رضا شاه، نوع جدیدی از تاریخ‌نگاری علمی تحت‌تاثیر مورخان اروپایی وارد فضای ایران شد. کسروی ۳۰سال بعد از پایان مشروطه تصمیم گرفت تاریخ مشروطه را بنویسد و برای نوشتن این کتاب به پژوهشی گسترده دست زد و بیشتر منابعی را که در آن زمان در دسترس بود بررسی کرد و کتابی نوشت که هنوز هم یکی از معتبرترین تاریخ‌نگاری‌های دوره مشروطه است. کسروی به‌خوبی با متدولوژی تاریخ‌نگاری مدرن آشنا بود. کتاب در ۱۳۱۹ خورشیدی به چاپ رسید.این کتاب  توسط ایوان سیگل به انگلیسی نیز ترجمه شد.  کسروی تبریزی بوده و در زمان مشروطه نیز در تبریز بوده اما در کتابش تعادلی منطقی بین وقایع تهران و تبریز وجود دارد. کسروی در «تاریخ هجده‌ساله آذربایجان» (ادامه تاریخ مشروطه ایران) با محور قراردادن وقایع این منطقه، سیر تاریخی ۱۸ساله مشروطه را دنبال کرده است و با همان شیوه نگارش علاوه بر روایت مستندات تاریخی پس از فتح تهران در جای‌جای کتاب خود به داوری رجال مشروطیت نیز پرداخته و نظرات خود را به صراحت ابراز داشته است. علاوه بر ارزش‌های تاریخی، کتاب تاریخ مشروطه معرف سبکی از نویسندگی است که کسروی در تاریخ‌نگاری و نثر معاصر فارسی بنیاد گذاشته است. او از پیشگامان واژه‌ سازی علمی در زبان فارسی بود و می‌کوشید برای اصطلاحات جدید یا نوکردن اصطلاحات قدیمی واژه‌های تازه‌ای بسازد یا بیابد که اغلب ریشه در ادبیات گذشته ایران داشته یا بر اساس قواعد زبان فارسی ساخته شده است. این کوشش برای پالایش زبان فارسی گاهی جمله‌های او را کهنه نشان می‌دهد ولی اغلب باعث پدیدآمدن نوعی نثر جدید فارسی شده که تاریخ‌نگاران بعدی از آن دنباله‌روی کرده‌اند. کتاب کسروی در حالی‌که گاهی لحن گزنده‌ای دارد، تاریخ انفعال و یاس و تسلیم نیست و ترسیمگر چهره قهرمانان، روشنفکران آزادیخواه تهران و اصفهان و مجاهدین ازجان‌گذشته آذربایجان است.

11 (3)۳- مشروطه ایرانی

از دیگر کتاب‌هایی که در چند سال اخیر درباره مشروطه منتشر شد و با استقبال گسترده مورخان و مخاطبان مواجه گردید و بحث‌ها و نقدهای زیادی حول آن شکل گرفت، «مشروطه ایرانی» نوشته ماشاءالله آجودانی است. این کتاب که با چندین نوبت چاپ پی‌درپی به کتابی مرجع در مورد مشروطه تبدیل شده با رویکردی تحقیقی و علمی به تاریخ‌نگاری مشروطه می‌پردازد و با استفاده از اسناد مختلفی که در آرشیو کشورهای مختلف به‌خصوص انگلستان بوده جابه‌جا به تحلیل‌های متفاوتی از آنچه تاکنون در مورد مشروطه گفته شده بود می‌رسد. تخصص وتحصیلات آجودانی در حوزه زبان شناسی تاحدی این امکان را به او می‌دهد تا با بررسی تغییراتی که رخداد مشروطه در زبان و گفتمان ایران ایجاد کرد مهم‌ترین دستاورد مشروطه را این گسست زبانی بداند. گسستی زبانی در تاریخ معاصر ایران که طی پروسه تحول زبان تاریخی و با تاثیر‌گرفتن از واقعیت انضمامی جامعه واژه‌های جدید چون  «وطن « و‌  «ملت- دولت» را وارد اندیشه ایرانی‌ها کرد. از نظر آجودانی مشروطه فراتر از یک رویداد سیاسی صرف بود و تاریخ‌نگاری مشروطه باید به همه جنبه‌های این رخداد از زندگی ایرانیان توجه کند. توضیحات کاملی که کتاب درباره ارتباط دین و عرفان می‌دهد و نظرات او در مورد شعر و ادبیات عصر مشروطه از همین جنس است. نویسنده در کتاب سعی در نقد تاریخ‌نگاری تاکنون مرسوم مشروطه دارد و در پیشگفتار کتاب تاکید می‌کند با همه سختی‌هایی که این پروژه درپی داشته و ناراحتی‌هایی که به‌وجود آورده این‌کار را به منظور رسیدن به رویکردی علمی به سرانجام‌ رسانیده و نقدهای جدی را به بسیاری از مورخین و آثار آنها وارد کرده است. به اعتقاد آجودانی قبل از اینکه روحانیون مشروطه‌خواه مشروطه را شرعی کنند، خود روشنفکران مشروطه‌خواه همچون ملکم‌خان این بیان شرعی را به وجود آوردند. او که از حدود ۲۰سال پیش در لندن سکونت دارد معتقد است مشروطه‌خواهان ایرانی درک درستی از مفاهیم سیاست مدرن نداشتند و همین مساله را دلیل شکست این جنبش دانسته است. به‌اعتقاد آجودانی علت‌های اصلی شکست نهضت را نه در توطئه بیگانگان، سودجویی فرصت‌طلبان، عناد روشنفکران عرفی و خود‌باخته؛ بلکه باید در حوزه اندیشه ایرانی و معضلات آن جست‌وجو کرد. آجودانی مطالبات مشروطیت را نامشخص می‌داند. او خواست اصلی و نیروی محرکه مشروطه‌خواهی را خواست عدالت می‌داند. تغییر زبان و ساختارهای اندیشه جامعه در این رهگذر اتفاق می‌افتد اما خواست اصلی به ‌ثمر نمی‌نشیند و حکومت مشروطه  بوجود نمی آید.این امر از نظر او چند دلیل عمده دارد؛ از جمله اینکه اصولا در ایران طبقات به ‌معنای واقعی شکل نگرفته‌‌اند. زیرا جامعه، پیشامدرن و سنتی است و دوران‌گذار را طی نکرده، پس هنوز طبقه شکل نگرفته است و به همین دلیل، روشنفکر هم نمی‌تواند نقش خود را ایفا کند به‌ ویژه در فقدان طبقه متوسط هم نمی‌توان در انتظار حامیان یک جنبش بود. در این حوزه آجودانی اندکی ناامیدانه سخن رانده است.

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.