به بهانه ی ۱۷ مرداد ماه روز خبرنگار خبرنگاری شغل است یا مشغله

 

مریم عارفی پور

6با ازدیاد روزافزون منابع خبری و افزایش استفاده مردم از شبکه های اجتماعی، دسترسی همگان به اخبار راحت تر از پیش شده است. اما در کنار کاربرد شبکه های اجتماعی در اطلاع رسانی، انتشار شایعات و اخبار کذب هم بیش از گذشته سرعت گرفته است.از این رو می توان گفت امروز بیش از پیش نیاز به خبرنگاران حرفه ای که بتوانند اخبار صحیح و کامل را تشخیص داده و به سرعت منتشر کند، وجود دارد.

نیشابور امروز یکی از شهرستان هایی است که بیشترین تعداد نشریات محلی را داراست و طبیعتا این نشریات برای انجام کار حرفه ای، به خبرنگاران با دانش و تجربه و آموزش دیده نیاز دارند. کسانی که خبرنگاری را به چشم یک حرفه ببینند. واقعیت اما نشان دهنده پیشی گرفتن کمیت از کیفیت است، چه در تکثر رسانه و چه در تعدد اصحاب رسانه و خبر. بهبود کیفیت کار رسانه ای هر الزاماتی که داشته باشد، نیروی انسانی یکی از مهم ترین آن هاست.

به چه کسی خبرنگار گفته می شود؟

آیا هر کس که بر حسب علاقه و شوق شخصی، به دنبال جمع آوری اطلاعات و تولید متن و انتشار آن در رسانه های واقعی و مجازی رنگارنگ بود، قادر است الزامات این حرفه را برآورده سازد؟

اصول اخلاقى و حرفه ای، که روزنامه‌نگار را ملزم می کند که در هر مقامى که باشد باید به خیر و مصلحت جامعه ایمان کامل داشته باشد و با رعایت اصول بی طرفی، صداقت و درستی، صحت و کامل بودن خبر ها و گزارش ها مخاطب را به خود جذب کند، در کجای این معادله قرار می گیرد؟ رسانه های ما تا چه اندازه در به کارگیری نیروهایی که نگاه حرفه ای داشته باشند موفق بوده و انتظارات شغلی آنان را برآورده ساخته اند؟ در کنار کسانی که خبررسانی را (با هر انگیزه و دغدغه ای شخصی) به عنوان مشغله ای روزمره در پیش گرفته اند، چه تعداد خبرنگار داریم که شغل و پیشه خود را خبرنگاری قرار داده باشند؟

خبرنگاری، شغل است؟

شاغل کسی است که ماهیانه حقوق و مزایا دریافت می کند و احتمالا بیمه شده و ممر اصلی درآمدش مشخص است و معیشت وی از راه همان شغل می گذرد.

در مورد خبرنگاری باید گفت که شخص خبرنگار تنها یک سوی قضیه است و برای رسیدن به این هدف که همان آموزش و تخصص است، نقش خبرنگار کفایت نمی کند و باید این حرفه سامان دهی شود.

اما اصحاب رسانه در شهر ما تا رسیدن به این نقطه مطلوب با مشکلات متعددی روبرو هستند که باعث شده هم از تخصص فاصله بگیرند و هم آن را به عنوان شغل اصلی خود برنگزینند.

از جمله مشکلات این قشر تاثیرگذار در جامعه، مشکلات صنفی است. هر شاغلی برای انجام بهتر مسئولیت هایش، نیازمند امنیت مالی است که متاسفانه درباره این حرفه، هرگز فراهم نشده است.

از سوی دیگر بسیاری از خبرنگاران برای عمیق شدن سطح اطلاعاتشان، هیچ گونه آموزشی نمی بینند و فقدان آموزشی مشکل بزرگی برای این حرفه است چرا که با پیشرفت بشری، این حرفه باید به روز شده و از اصول روزآمد جهانی بهرمند شود.

خبرنگاران نیشابوری از خود می گویند

به مناسب روز خبرنگار با برخی از خبرنگاران فعال شهرستان در این رشته به گفتگو نشستیم تا چند سطری پای درددل آنها بنشینیم.

«سجاد سلیمی» یکی از خبرنگارانی است که در اوضاع نابسامان خبررسانی در نیشابور، هنوز فعال است و در حال حاضر با خبرگزاری «فارس» همکاری دارد. وی مهندس صنایع و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی است.

سلیمی از بهمن سال ۸۹ با ورود به خبرگزاری «دانشجو» رسماً وارد عرصه رسانه شدم، فروردین ماه ۹۱ به خبرگزاری بین‌المللی «پیام کوتاه نسیم» پیوستم و از بهمن ماه سال ۹۴ همکاری ام را با خبرگزاری «فارس» آغاز کرده است.

وی درباره نحوه ورود به این حرفه می گوید: در ابتدای دوران دانشجویی بر اساس علاقه و به‌عنوان کار پاره‌وقت وارد این حرفه شدم و در ادامه فعالیت متوجه شدم خبرنگاری نه‌تنها کاری پاره‌وقت نیست بلکه رسالتی همیشگی و بسیار مهم هست. به آینده این کار امیدوارم ولی برنامه زندگی و شغلی‌ام را بر اساس تحصیلاتم و ادامه تحصیل متصور هستم.

سلیمی اوضاع خبررسانی را اینگونه توصیف می کند: خوشبختانه فضای رسانه‌ای کشور گسترده و تأثیرگذار است. خبرنگاران به‌عنوان صف اول اطلاع‌رسانی در شهرستان قاعدتا دارای مشکلات فراوانی هستند، به نظرم مهم‌ترین مشکلی که اصحاب رسانه نیشابور را آزار می‌دهد عدم همراهی و همکاری روسای ادارات و سازمان‌ها و متعاقباً روابط عمومی‌ها است، استفاده از افراد غیرمتخصص و ناآگاه به‌ عنوان روابط عمومی سازمان‌ها توسط رؤسا و درنتیجه به حاشیه رفتن این سمت اولین ضربه به پیکره اطلاع‌رسانی در شهرستان و یکی از مهم ترین مشکلات کاری خبرنگاران است.

خبرنگار دیگری که به سراغش رفتیم «سیمین سلیمانی» است که قریب به ۱۰ سال است کار خبری انجام می دهد.

سلیمانی درباره سابقه ی کار خبری اش گفت: ۱۰سال است کار خبر می‌کنم، درست بعد از کنکورم. با برخی نشریات محلی (از جمله شادیاخ، فرسیمرغ و خیام‌نامه) مدت کوتاهی همکاری داشتم؛ برای نشریات مختلف به‌صورت آزاد می‌نویسم؛ از سال ۸۷ تاکنون درخبرگزاری ایسنا فعالیت دارم و همچنین برای روزنامه شرق نیز گزارش و مطلب می‌دهم.

وی در پاسخ به سوال «آیا خبرنگاری را شغل محسوب می کنید» گفت: سوال ساده‌ای نیست؛ متاسفانه کار قلم در جامعه‌ی ما شغل محسوب نمی‌شود چرا که درآمدِ درستی ندارد، یکی از نویسندگان به من می‌گفت: «نویسندگی در کشورهای توسعه‌یافته شغل تلقی می‌شود و مورداحترام است، اما در این‌جا خیر.»

سلیمانی ادامه می دهد: به‌نظرم خبرنگاری و روزنامه‌نگاری را نمی‌توان به‌راحتی شغل و منبع درآمد دانست، کسی‌که برای نشریات می‌نویسد اکثرا با سانسور، کپی و بی‌اخلاقی‌های رسانه‌ای مواجه می‌شود، محصولی که من می‌آفرینم نامش خبرست، خبر را نشریات باید استفاده کنند ولی وقتی برخی رسانه‌ها بدون پرداختن حق (مادی-معنوی)، از محصولم استفاده می‌کنند. از سویی این حرفه، شغل یا هرچه نامش را بگذاریم مانند بسیاری مشاغل پوسته و هسته دارد، پوسته‌ی آن ضبط صدا و تنظیم «هرم وارونه(!)»‌است و هسته‌ی آن دریایی که باید درآن آموخت؛ برخی به پوسته آن دست یافته و در مقابلِ آموختن، مقاومت نشان می‌دهند، مصداق «نه هرکه سر بتراشد، قلندری داند…»؛ اکثرا نشریات نیز برای صرف هزینه‌ی کمتر (مادی-معنوی) به خبرنگارانی که به پوسته رضایت داده‌اند، بسنده می‌کنند، در نتیجه فردی‌که سال‌ها هزینه مادی‌و‌ معنوی زیادی برای این شغل پرداخته، منزوی می‌شود؛ البته نشریات هم مشکلات خاص خود را دارند، خود من حدود ۴ سال پیش مجوز و گواهی ثبت پایگاهِ‌ خبری گرفتم و به‌عنوان مدیرمسئول و سردبیرش بودم ولی به‌علت مشکلات مالی و… نتوانستم آن‌را سرپا نگهدارم؛ با همه این‌ها همیشه گفته‌ام، زیباترین، عاشقانه‌ترین و جنون‌آمیزترین اشتباهِ زندگی من انتخابِ شغلم بوده‌است.

«علی خانلقی» از دیگر خبرنگاران با سابقه در این حوزه است و به گفته ی خودش نزدیک به ۱۲ سال از سابقه ی کار خبری اش می گذرد.

خانلقی در مورد فعالیت خبری اش گفت: من از سال ۱۳۸۳ به عنوان عکاس و خبرنگار در نشریه «صبح نیشابور» وارد عرصه خبر شدم و ضمن فعالیت در نشریه صبح نیشابور با  خبرگزاری «فارس» همکاری داشتم.

خانلقی درباره وضعیت کار خبری در نیشابور می گوید: در جامعه، نگاه‌های متفاوتی به شغل خبرنگاری وجود دارد، و هر کس وارد این کار شود همیشه مورد انتقاد جناح ها و گروها سیاسی مختلف قرار می گیرد به نظرم خبرنگاری کاری پرزحمت، پراسترس و زیان آور است و برای ورود به این کار  عشق و علاقه  می خواهد.

خانلقی همچنین گفت: من خبرنگاری را به عنوان  یک شغل نگاه می کنم هرچند در کشور ما خبرنگاران با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند؛ و  بسیاری آن را به عنوان یک شغل که بتواند تأمین کننده زندگی شان باشد، نگاه نمی کنند؛ اما بنده معتقد هستم چون خبرنگاری کانال خوبی برای تقویت ارتباط با حاکمیت و شهروندان است، می توان به عنوان یک شغل به آن نگاه کرد.

«آزاده مهدیار» از خبرنگاران فعال در نشریه «خیام نامه» است و حدود سه سال از کار خبری اش می گذرد و به قول خودش تنها به عنوان خبرنگار «خیام نامه» فعال بوده است.

مهدیار در پاسخ به سوال «آیا به خبرنگاری به عنوان شغل می نگرد؟» گفت: به عنوان شغل در معنای قانونی و حتی عرفی خیر، اما در عینِ حال بگویم، مزایای فعالیت در «خیام نامه» را با معیارهای معمول مزیت شغلی اندازه گیری نمی کنم؛ از بخت خوش، خیام نامه چیزهایی فراتر از این مزایا به من بخشیده که به سادگی در بیان نمی آید، اندازه گیری پیشکش.

وی ادامه داد : به طور کلی حرفه خبرنگاری بیش از بسیاری شغل های دیگر نیازمند علاقه، اشتیاق و روحیه ویژه است و باید لااقل شانه به شانه ملاک هایی چون درآمد و جایگاه اجتماعی، به آن توجه کرد.

حسن خواجویی، سردبیر نشریه «آفتاب صبح نیشابور» دیگر همکاری است که پای صحبت او نشسته ایم.

خواجویی با تبریک هفدهم امرداد به همکاران رسانه ای می گوید: من روزنامه‌نگاری را به‌صورت تجربی و غیرحرفه‌ای در چارچوب نشریات دانشجویی در سال ۸۱ آغاز کردم. دوران دانشجویی را با کارهایی پراکنده برای نخستین خبرگزاری دانشجویان و نیز خبرگزاری کارگری در مشهد و نیشابور ادامه دادم. همچنین گاه برای دو نشریه استانی وقت نیز می‌نوشتم. به نیشابور که آمدم از قضای روزگار با دوستی معلم آشنا شدم، صمیمی و مهربان. وی از اینکه با کمک همکارانش مدتی‌ست نشریه‌ای نوبنیاد را شروع کرده‌بود خبر داد و مرا به دیدن دفترشان دعوت کرد. اولین گزارشی که تابستان ۸۴ برای خیام‌‌نامه کار کردم گزارشی درباره کال شمالی – جنوبی بود که در اراضی پایین‌دست با افزوده‌شدن فاضلاب آشپزخانه یک نهاد خاص، آلودگی را از میان اراضی کشاورزی حاشیه‌نشینان جنوب شهر عبور داده و به «کال‌شور» روان می‌کرد. در دیدار با رئیس وقت آن اداره وقتی درباره دریافت پاسخ وی سماجت کردم، معاونش که حالا در سبزوار خدمت می‌کند و سلام و علیکی هم داریم، مرا به سرنوشت افراد پشت نرده‌ها بشارت داد!

وی در مورد این که آیا به عنوان شغل به روزنامه نگاری نگاه می کند یا خیر، می گوید: بله من روزنامه‌نگاری را شغل و تنها پیشه خود در همه این سال‌ها دانسته‌ام. در همه این ۱۳ سالی که روزنامه‌نگاری را تعقیب کرده‌ام، جز به شوق نوشتن نزیسته‌ام. وقتی که می‌نویسم گویا دنیا را به من بخشیده‌‌‌اند. سؤال دقیق و درستی پرسیدید. واقعیت این است که در کشورهایی همچون سرزمین عزیز ما که مملکت دایر مدار قانون و نسق آن بر بنیاد حکمرانی قانونمند بنا شده اما در حفظ این بنا افت و خیزهای فراوان رخ داده چندان که حاکمیت قانون بارها به سستی و لرزانی رسیده و دوباره بر مدار قرار گرفته، بسیارند کسان که نان ریا و تزویر می‌خورند و با رانت اطلاعاتی به گنج چهل دزد بغداد هم می‌رسند و این نان بخور و نمیر روزنامه‌نگاری و بدتر از آن روزنامه‌داری در قیاس با آن لقمه‌ها حلاوتی ندارد.

خواجویی می افزاید: پاسخ شما اما این است که در سرزمینی که حق دانستن مردم از سوی برخی صاحبان قدرت به رسمیت شناخته نمی شود و هیچ گاه صاحبان قدرت، ثروت و معرفت (اطلاعات) نشر آزادانه اطلاعات را تاب نیاورده‌اند و در ستیز مدام با آن هستند، روزنامه‌داری و روزنامه‌نگاری شغل نیست چون ثبات ندارد! این اقتصادی‌ترین و عاقلانه‌ترین پاسخ است اما می‌توان با صبر و امید و همکاری جمعی آن را به حرفه‌ای که نانی داشته باشد بدل کنی تا مجبور به دوتاکردن پشت در پیش دونان نباشی ولی به خوناب جگر. نمونه‌اش همین خیام‌نامه است که از سال ۸۲ تا امروز صبورانه مسیری دشوار را پی‌‌گرفته و اگر نبود عزم بلند و همت استوارشان، تاکنون بارها عمودش را به زمین کشیده بودند اما امروز تنها رسانه‌ای ست که منظم و هفتگی منتشر می‌شود نه چون آن‌ها که پیش از انتخابات علم می‌شوند و با خاموشی تنور آن به کناری می‌روند تا باز عَلَمی دیگر و کُتلی تازه‌تر برای کسب قدرت.

خبرنگار حرفه ای محتاج رسانه حرفه ای و جامعه آگاه

آن چه از مجموع سخنان دوستان خبرنگارم فهمیده می شود آن که تکثر رسانه ها نتوانسته به تعدد شاغلان حرفه ای بیانجامد. فقدان ثبات و استمرار رسانه ها، یکی از عللی است که این حرفه برای بسیاری فعالان این حوزه به شغل تبدیل نشده است. این که خبرنگار امنیت شغلی نداشته  و هر لحظه ممکن است با لغو مجوز نشریه ای، تعدادی خبرنگار بیکار شوند.

یکی دیگر از حلقه های مفقوده، عدم وجود قوانینی کارآمد در پاسخگو نمودن مسئولان در برابر انتظارات صنفی و شغلی اصحاب رسانه است. از سوی دیگر جامعه ای که تمایل به شفافیت و آگاهی در آن محقق نشده و تمایز میان خبر و شایعه در آن جایگاه بایسته نیافته است، خود مانع دیگری برابر شکل گیری فضای رسانه ای حرفه ای با شاغلام متخصص و آموزش دیده است.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.