به بهانه ی ۱۱ شهریور، زادروز بانوی هنر ایران، ایران درّودی

همه می دانیم که « ایران درّودی « زاده ی خراسان است ومفتخربه این که همچون فردوسی نیک گفتارازخاک توس برخاسته است .

3 (2)

اوازجمله معدودهنرمندانی است که با وجود وضعیت نامناسب جسمی، همچنان پرتوان و پرامید درمسیر آرمانهایش گام برمی دارد؛ وهمواره دل در گرو عشق همنوعان و هموطنان خویش داشته و بخاطر آنان رنگدانه های عشق ونور ودانایی را ازعمق وجودش بر بوم نقاشی می فشاند . در تمامی آثارش بارانی از نور و شور و حس زیبایی هویداست ؛ نوری که از نشانه های اصیل تفکر ایرانی و حسی که حکایتگر باور عمیق او به مفهوم واقعی زندگی ست چرا که او بهرهی هرکس از زندگی را به اندازه عشقی میداند که به دیگران هدیه می کند. اینک او در آستانه ۷۹ سالگی ،هنوز هر شب را تا بامداد اندر خلوت عاشقانه اش ، رویاها وآرزوها وگاهی نیز رنجها و خاطرات و حرفهای ناگفته اش را به تصویر می کشد . با این وجود شاید کمتر کسی از احوال این روزهای ایران درّودی با خبر باشد . او تمام وقت و انرژی و توان خود را صرف پایه گذاری بنیاد و موزهای کرده تا تمامی اندوخته ها و میراثی که عمر زندگی خود را بی هیچ چشم داشتی به فرزندان آینده ایران زمین هدیه نماید، تا آنان نیز شاهد باشند که می شود با وجود تمامی سختی ها و رنج ها و نامهربانی ها ، در فاصله ی دو نقطه زندگی، انسان بود و عاشقانه زیست وادیبانه زندگی کرد. امّا در اینجا این پرسش مطرح می شود که وظیفه ما در این میانه چیست؟ ما برای ایران درّودی چه کردیم وچه می کنیم؟ آیا منتظر خواهیم ماند تا درفراق رفتن و از دست دادنش، انگشت ندامت وحسرت به دندان گیریم ؟

« کیانا دلخوش»

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.