به بهانه ی برپایی«شب دانشور»به اهتمام انجمن داستان سیمرغ

حجت حسن ناظر

 درفش نگارش

حکیم بانوی دانشوران داستان ایرانی

زنده رود دکتر سیمین دانشور(۱۳۰۰ شیراز ۱۳۹۰ تهران)

نویسنده ی داستان کوتاه و رمان، مترجم، منتقد و هنرپژوه              

9«چه ظرفیت شگفت مادرانه ای داشت که می توانست همه ی یتیم های جهان را زیر بال وپرگیرد.» حسین منزوی

«در آسمان اندیشه ام او همیشه شیرزنی دلیر مانده است.» جمال میرصادقی

یکی از مهم ترین چهره های فرهنگی روزگار ما، نگارشگر رمان سووشون یکی از دو سه رمان برجسته ی زبان پارسی، خالق سه گانه ی جزیره ی سرگردانی، ساربان سرگردان، کوه سرگردان، طراح تاملات هستی ، شناسانه، اشارت و دغدغه های اگزیستانسیالیستی در آثارش، تصویرگر آلام طبقه ی دیده نشده ی فرودست، تکاپوگر در معنای زندگی، صاحب نثر زبان معیار، دردمند تنهایی تخفیف ناپذیر، آفریننده ی آتش خاموش، شهری چون بهشت، غروب جلال، از پرنده های مهاجر بپرس، به کی سلام کنم؟ شناخت و تحسین هنر، ترجمه ها: بنال وطن، سرباز شکلاتی، داغ ننگ، چهل طوطی با همراهی جلال و…

بیانگر نثری روان، ساده، سالم، شسته، پخته، سلیس، جسور، توانا و متعادل. اهل مصاحبه، قیل و قال، هیاهو و جنجال نبود، زیستی انزواگونه داشت، اهل پروپاگاندا هم نبود، سرو صدا راه نمی انداخت، با نثر سعدی و بیهقی زیست و دل در گرو گزاره های کوتاه و اشاره گونه ی ناصر خسرو داشت که این ابتدای راه بود و سپس به زبان خودش نوشت و نثر او نثری بینابین است آمیزه و آمیخته ای از نثر فخیم و نثر داستانی، هدایت وارانه، پیچیده نویس نبود که موجب دلزدگی خواننده شود، آشنایی زدایی را جدی گرفت و ساختارشکن شد، شیراز گلستان شعر در نثر دانشور جایگاهی رمزآمیز دارد، و در برابر سیستم یکسان سازی که می خواهد همه به یک شکل و زبان و نثر بنگارند اعلام نظر و نقد کرد، آن سان که در برابر نثر جلال هم راه خود گرفت و هویتمندی نوشتاری خود را طی طریق نمود. با نثری خوش آهنگ، متوجه فرهنگ عامه و لبریز اصطلاحات شیرازی و صمیمانه و مردمی، بسیار کوشید تا زن را در آثارش از قالب کلیشه بیرون آرد و در مقام، شمایل و جایگاه هویتی مستقل و دیالوگی نوین اعلام نماید. او در نوشتن به زنان جرات بخشید، آثار او کاتارسیس «پالایش روان» بود، او نوعی بازگشت به خود را نیز بیان داشت و تشویق به خودآگاه شدن، دعوت به زیست هوشمندانه در جهانی که در آن شناور و غوطه ایم چه خواه چه ناخواه.

او در گفتمان اغلب مرد سالارانه ی جامعه ی ایرانی، زن را در بام شرافتمندانه ی خود به تصویر کشاند. تعبیرات عارفانه و عاطفی و تاثیر خواجه ی ابر رند شیراز بر آثار سیمین مشهود است، نثر خودش را چونان رایتی به پیش راند، احترام پیشینیان را پاس داشت، و نویسنده ی منحصر به فرد شد، زیبایی شناسی در آثارش موج در موج نغمه سرایی نمودند، تردید نیست که جسارتش در ماندگاری اش موثر بودند و او دادخواهی شد که در فقدان جلال ها، سیاوش ها و یوسف ها ، با درفش نگارش دادخواهی نمود، او با نیم قرن تنها زیستن و تنها نگاشتن به حکیم بانوی دانشوران داستان ایرانی شناخته شد و به گفته ی منزوی چه ظرفیت شگفتی مادرانه ای داشت که می توانست و قادر بود همه ی یتیمان جهان را زیربال و پر گیرد.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.