به بهانه اهدا عضوجوان عزیزمان زنده یاد هانیه بهادری

علی عرفانی

می خواهم دخترم را به بهشت بفرستم  

زندگی جاده ای است یک طرفه، که ما مسافران آن هستیم، راه هر کس در نقطه ای از این جاده به بن بست می ر سد، اما راه برای دیگران هنوز ادامه دارد، وقتی قرار است هجرانی رخ دهد، قلبی می تواند دوباره در سینه ای بتپد که مفهوم انسانیت همیشه زنده بماند .می شود اعضایی همچون کلیه ،کبد،ریه ،لوزالمعده و……به انسانهای اهداشودکه سال ها ازبیماری رنج می برندونیازمندچنین اعضایی هستند. و آدمیان بدانند که مهر چیست و محبت کجاست؟ دلها آنقدر بزرگ است که می تواند عشق به هر کس را در خود جای دهد .

دل ،در این هنگام فروختنی نیست، آن را به هر کس که بدانند فردا طلوعی خواهد داشت می توانند هدیه کنند، چون همه می دانند که بنی آدم اعضای یکدیگرند، پس با خواست خدا ،او لایق تولدی دوباره است و اعضایی که امین آنها بوده است را برای زندگی مجدد به دیگران امانت می دهد. ای آنکه رسم امانت داری می دانی! بیا تا عادت به رسمی تازه کنیم… بیا تا از گلزار عافیت تنها گل نفس را برچینیم و به تلخ ترین لبخند کودکی ،جوانی،پیری هدیه دهیم که در زندگی رنج بارش، تنها عضوی کم دارد!

آیا تا بحال با بیماری که نیازمند دریافت عضو پیوندی می باشد و فاصله بین بودن و نبودنش یک قدم است برخورد کرده اید؟ آیا خانواده ای را پس از فوت عزیزشان به علت فراهم نشدن به موقع عضو پیوندی ملاقات کرده اید؟ آیا می دانید در درمان نارسایی برخی از اعضا همچون قلب و ریه، پیوندتنها درمان مؤثر است؟ آیا تاکنون به این فکر کرده اید هر فرد پس از اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از ۵۰ نفر شود و چه آغازی زیباتر از این می توان متصور شد!

…….آرام روی تخت و زیر دهها لوله و سیم و دستگاه خوابیده است و ملائکه منتظر قدوم مبارکش هستند، دیگر چند قدمی بیشتر تا بهشت نمانده است. آسمانیان هلهله کنان مقدم مهمان تازه وارد را به انتظار نشسته اند و زمینیان از غم از دست دادن عزیزشان اشک می ریزند، اشکی از فراغ و اشکی از سر شوق حیات، غمی به خاطر جدایی و شادی و سروری از روی ثواب و انسان دوستی، این وصف حال خانواده ای است که با اهدای عضو عزیز از دست داده، جان چندین بیمار و عزیز دیگر را نجات می دهد چون آنها می دانند مرگ پایان زندگی دنیوی است، ولی می توان آن را به آغازی زیبا تبدیل کرد.

امتحان سختی است باید از زیباترین عشق زندگی ات بگذری، وقتی هنوز نفس می کشد .اما مرگ مغزی یعنی همه چیز تمام شده است و آخرین وداع چه سخت است. البته به خانواده های عزیزان از دست داده نمی توان ازمرگ گفت چون همیشه عزیز سفر کرده شان در قلبها و یادها زنده و جاوید است. یک شناسنامه باطل می شود ولی چند انسان دیگر اعم از پیر و جوان، زن و مرد و کودک و خردسال زندگی دوباره ای را آغاز می کنند. «امیدواریم روزی آنقدر فرهنگ جامعه ما بالا برود که در کیف تک تک ما یک کارت اهدای عضو در کنار کارت های اعتباری دیگر قرارگیرد.

ساعت ۱۰صبح روز دوشنبه درواحد فراهم آوری اعضای پیوندی در مرکز پیوند اعضای دانشگاه پزشکی مشهد، جایی که خانواده زنده «یادهانیه بهادری» منتظرند تا مدارک مربوط به اهدای اعضای بدن مرحومه را امضا کنند. هانیه در تاریخ ۷/۸/۹۵ به علت مسمویت دارویی، دچار آسیب مغزی و در بیمارستان ۲۲بهمن وحکیم نیشابوربستری می شود و پس از چندروز دچار مرگ مغزی می گردد و با رضایت خانواده جهت اهدای عضو نیز به مرکز پیوند اعضای دانشگاه پزشکی مشهدمنتقل می شود.   و چه زیباست لحظه ای که چندین انسان با اعضای یک انسان فوت شده ، جانی دوباره می یابند و زندگی خود را از سر می گیرند.

پدرهانیه بااطمینان که اعضاءبدن دخترش جان چندنفردیگررانجات می دهد،دلش آرام می گیرد و برای آخرین باربادخترش خداحافظی می کندومی گوید: می خواهم دخترم رابه بهشت بفرستم…..

روحش شاد و یادش گرامی

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.