به بهانه ۲۵ فروردین ، روز ملی بزرگداشت عطار: ملتی که قدر بزرگان خود را نداند، بزرگ نمی شود

گفت و گو: سیدهاشم مداح

 

11«۲۵ فروردین روز ملی بزرگداشت عطار گرامی باد « این جمله ای بود که امسال در بنرهای نصب شده درتمامی نقاط  شهر خود نمایی می کرد و مایه  ی مباهات و افتخار  ما نیشابوریان شد و همین جا لازم است از کلیه دست اندر کاران برگزاری این همایش ملی تشکر و تقدیر نماییم. از طرف دیگر استقبال پر شور مردم و همشهریان عزیز از مراسم بزرگداشت  نشان داد که برگزاری این روز ملی به صورت بین المللی خواسته به جایی است که امیدواریم هرچه زودتر به واقعیت تبدیل شود چرا که شان و منزلت نیشابور و  شخصیت عطار این را طلب می کند  .به این  بهانه گفتگوی کوتاهی با آقایان دکتر باکرچی (رییس و مسئول آرامگاه و موزه مولانا از قونیه )، استاد حسن نظریان ، دکتر نوروز (دبیر همایش) و محمد صفایی (کارشناس ارشد ادبیات ) داشتیم که در پی می آید:

دکتر نوروز در خصوص اهداف برگزاری روز ملی عطار می گوید :

باید پذیرفت که»هر ملتی که قدر بزرگان خود را نداند بزرگ نمی شود»  و برای شناخت و معرفی بیشترشخصیت هایی چون عطار ، خیام ، سعدی، حافظ و…که معماران فرهنگ، هویت و شخصیت ما هستند و با آثار ارزنده شان راه حقیقت و عرفان را برای ما گشوده اند؛ نیازمند برگزاری این همایش ها هستیم.

بزرگداشت این روز ملی از سال ۷۴ آغاز شده است  و تا کنون تجربیات گران قدری برای شهرمان  به ارمغان آورده است و امسال نیز  مقالات برگزیده همایش برای اولین بار به صورت سی- دی ارایه شد و قرار براین است که این مقالات  به صورت ویژه نامه ی (علمی – پژوهشی ) از طرف دانشگاه آزاد مشهد نیزبه چاپ برسد .

دکتر نوروز افزود : عطار عارف و شاعر سده های ۶و۷ هجری  قمری، واسطه العقد مثنوی های عرفانی را در زبان فارسی پدید آورده است .او امانتی را که از سنایی گرفته بود به تعالی رسانده به مولانا تسلیم کرده است .  پیام عطار به نسل جوان امروز ایران و جهان این است:

ارایه ناب ترین اندیشه های عرفانی و  سیراب شدن از دریای بیکران معرفت و معنویت با استفاده از زبان قصه و تمثیل .

دکتر باکرچی  میهمان ویژه از کشور ترکیه که مسئولیت آرامگاه و موزه ی مولانا را بر عهده دارد و برای بار دوم است که به نیشابور سفرکرده ، می گوید:

از وقتی که وارد این شهر شدم احساس می کنم که در قونیه ساکن شده ام و کنار قبر مولانا . من در این شهر هیچ گاه احساس غربت نکرده ام و مردم این شهر را همچون مردم قونیه دوست دارم و هر زمان بتوانم دوباره به نیشابور سفر خواهم کرد . لازم به ذکر است که بگویم این شهر نسبت به چها رسال قبل آبادتر و زیباتر شده است .ما در قونیه و در موزه ی آرامگاه مولوی تعداد شانزده اثردست نویس آزآثار عطار را دراختیار داریم که از آن میان «منطق الطیر» ، «اسرار نامه»، «مصیبت نامه» ، «دیوان اشعار »، «تذکره الاولیا »، «مختارنامه» و «الهی نامه» را می توان نام برد احتمال می رود عطارشخصا همین الهی نامه را به مولانا تقدیم کرده باشد .

دکتر باکرچی افزود : تاثیر عطار بر مولانا غیر قابل انکار است چنان که در کتاب دولتشاه سمرقندی و آثار جامی نیز به این موضوع  اشاره شده است . پیام وی به همشهریان این است که  : ما فرزندان فرهنگ مشترکی هستیم همه ی ما  دوستدار تعاملات فرهنگی  بوده و امیدواریم این بزرگداشت در آینده به صورت بین المللی برگزار گردد.

استاد حسن  نظریان پژوهشگر تاریخ نیشابوردر باره ی قدیمی ترین نسخ خطی آثار عطار اظهار داشت: نسخه های خطی موجود در قونیه که شامل  «مصیبت نامه »، «منطق الطیر» و  «اسرار نامه » می باشد قدیمی ترین نسخه های موجود هستند  (سال ۶۰۸هجری قمری) و همچنین  نسخه خطی تذکره الاولیا (سال۶۹۲ ه ق) که در یکی از کتاب خانه های ترکیه نگهداری می شود .

به گفته ی ایشان مهمترین رویدادهای زندگی این عارف بزرگ و انسان نمونه عبارتند از : زلزله سال ۵۴۰ هجری ، حمله غزها ۵۴۸ ،درگیری های فرقه ای خونین ۵۵۳ ،زلزله سال۵۵۵ ،حمله به شهر توسط شهاب الدین غوری با نود فیل در سال ۵۹۶ ،زلزله سال ۶۰۵ ، و سرانجام تیغ آخته مغولان که تمامی فرهنگ و تمدن نیشابور را از بین برد ۶۱۸ هجری .

ایشان اظهار داشت طرز فکر عطاردنباله ی نحله ی فکری غزالی بوده و امام محمد یحیی شاگرد غزالی به هنگام نوجوانی عطار، احیاءالعلوم غزالی را در نیشابور تدریس می کرده است . با اندکی تسامح عطار را می توان غزالی شاعر نامید .اورا پارسا ترین شاعردر ادبیات فارسی دانسته اند. شعر در دست او وسیله است نه هدف ، هیچگاه شعر را فدای ستایش زورمندان نکرد و با فاصله از حاکمان و نفی مداحی قلدران شعر را درخدمت تعالی و رشد فکری  توده های مردم قرار داد.

نظریان درباره مشکلات دنیای معاصر و دغدغه های بشر امروز ادامه داد : توین بی فیلسوف بزرگ غرب می گوید : انسان  امروز آنقدر قدرت دارد که  فاتحه ی تاریخ و در حقیفت فاتحه ی حیات خود را بخواند . پل تیلیخ متفکر آلمانی از لاقیدی «کلبی مشربی » ناامیدی و بحران های عقیدتی و فکری در دنیای معاصر سخن می گوید.  سوروگین جامعه شناس روس از بحران و افراط در مادی گری در زمان ما داد سخن می دهد و بالاخره هانری کربن فرانسوی ازخالی شدن جهان معاصرازمعنویت می گوید. این جاست که عبدالحسین زرین کوب ندا می دهد : اگرانسان امروز به صدای بال سیمرغ عطار گوش ندهد در منجلاب درماندگی و ناامیدی فرو خواهد افتاد. پس عاشقان حقیقت !همگی با سیمرغ عطار همراه شویم و پرواز به سوی الوهیت را ادامه دهیم .

محمد صفایی  کارشناس ارشد ادبیات و عطار پژوه پژوهشگر جوان شهرمان  اولین بار در دانشگاه تهران با آثارعطار و منطق الطیرآشنا شد . وی درآنجا خود را با این پرسش جدی مواجه دید که: چرا و چگونه تجربه  ی عرفانی که باید یک تجربه فردی باشد در این اثر به صورت گروهی مطرح شده است ؟ (با تفسیر رایجی که از آن وجود دارد) این اولین مواجهه  ی جدی و تامل برانگیز او با آثار عطار بود .

ایشان در مقطع کارشناسی ارشد دردانشگاه فردوسی مشهد  و زمان تالیف پایان نامه اش با نام «اعراض و اعتراض در شعر نیمایی » مجبورشد از آثار عطارمدد گیرد. انگارسرنوشت او را به این وادی می کشاند. رساله  ی او به بررسی وجه ممیزه شعر نیمایی از شعر سنتی می پردازد و مدعای اصلی وی این بود که شعر نیمایی در اعراض از سنت پای گرفته و سهراب سپهری هم به عنوان یکی از نمایندگان شعر نیمایی و مدرن ازاین قاعده مستثنی نیست . ایشان می کوشد به کمک  باز اندیشی شعر سهراب سپهری و مقایسه آن با شعرمولانا وعطار(هستی شناسی عرفانی عطار و سپهری بردو تصویر متفاوت از وجود بنا نهاده شده است وعدد ۷ در نظر عطار با تصویری که از مراتب وجود داشته گره خورده است) و به ویژه با ارایه ی نقدی نشان داد که شعر( نشانی ) سپهری که برخی در آن هفت نشانه ی روشنی  را تشخیص داده اند با هفت وادی منطق الطیر هیچ نسبتی ندارد و دیدگاه برخی ها در این خصوص فاقد اعتبار می باشد.

و سومین مواجهه این پژوهشگر با آثار عطاردرزمان مطالعه مقدمه هایی بود که استاد شفیعی کدکنی بر آثارعطار نوشته بود . وی به برخی ملاحظات انتقادی رسید که در همان دوره در بنیاد دایره المعارف نیشابور پاسخ هایی به این شبهات ارایه داد.

این محقق همچنان به پژوهش در حوزه آثار گران سنگ عطار ادامه می دهد و معتقد است در مواجهه با این آثار شناخت هر دو بعد ادبیات و عرفان ضروری است و شناخت یک سویه ، ره به جایی نخواهد برد .

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.