برنامه امسال شهرداری برای نقاشی های دیواری و المان های نوروزی چیست؟ از برّه ناقلا تا حجم های فاخر وجذاب

هنرمندان: بیشتر کارها به یک نفر رسید

شهرداری: بدون الزام قانونی، هیات داوری تشکیل داده ایم

به رغم دلخوری شهروندان از تکرار، ادامه داشت و ناگفته، پیداست که طراحی و اجرای این المان ها در شهری چون نیشابور با مشهد، شهری که فقط المان های راسته ‌ی احمدآبادش هزینه میلیاردی در بر دارد و از قضا با دست برخی هنرمندان نیشابوری هم آذین می شود، بسیار فاصله دارد!

فروغ خراشادی

نوروز در راه است؛ نوروزی که شاید نمونه اش را مردم فقط در روزهای سخت جنگ دیده باشند؛ برخی می گویند از جنگ هم سخت تر است! آن روزها، تانک های واقعی جزئی از المان های نوروزی محسوب می شدند؛ حتی تا همین دهه‌ی هفتاد، در برخی شهرها، موشک و تانک در میدان اصلی شهر، خودی نشان می دادند و هر میدانی موشک و تانک ش واقعی تر، کار درست تر!

روزگار چرخید و آدم ها نیز با گردش ایام رنگ عوض کردند؛ شهرها پوست انداختند و پوسته ی جدید ساختند. از میانه‌ی دهه ۷۰ به شهرهای بزرگ که می رفتی، نیم ش نوروز بود و بخش مهم ش عکس یادگاری گرفتن با الِمان هایی که آن روزها به آن می گفتند «مجسمه»!

رفته رفته شهرهای کوجکتر هم وارد بازی شدند؛ بخش آغازین تعطیلات نوروز که تمام می شد، پدر و مادرهایی که معلم نبودند، راهی محل کار می شدند و تنها دلخوشی شان از شهر سوت و کورِ بدون مدرسه، همین المان ها و نورپرودازی ها بود. اواخر دهه‌ی هشتاد و اوایل نوشدن شهرها از تصدق سر «عمو نوروز»، بالاخره نوبت شهرهای با جمعیت کم تر از ۵۰۰هزار نفر از جمله نیشابور، شد. شهری که المان ها و نمادهای ثابتی چون خیام، عطار و کمال داشت و چندی بود که به سیمرغ ش می بالید، کارهایی مثل دوک نخ ریسی و قرقره، فرفره بازی کودکان، صندوق واژگون شده ی میوه های یلدایی و نقاشی هایی گاه استادانه و گاه کم مایه، را بر رخسار می دید.

کار تخصصی و ظهور کاراکترهای کارتونی

اما پاییز ۹۲ که رسید، شهرداری منطقه یک خواست کاری کند، کارستان! شیوه نامه تعریف شد، توان سنجی صورت گرفت و دفتر فنی را تشکیل دادند. نقاط هدف تعریف و موضوع بندی شد؛ یعنی اگر منطقه تاریخی بود، یا اگر بدنما بود، اگر راسته‌ی کسبه‌ی بازار بود، همه مشخص شد. بعد متناسب با منطقه بندی، فراخوان دادند؛ هنرمندان نیشابوری آمدند؛ از شیراز، بجنورد و تبریز هم کسانی خود را رساندند. طرح ها باید متناسب با فضا تعریف می شد؛ حریم منطقه ی تاریخی لحاظ می شد، اگر موضوع مذهبی بود، در نظر گرفته می شد و اگر بخشی از منطقه‌ی هدف، قِناس و بد قواره بود، اِلمان پیش بینی شده باید آن را اصلاح می کرد. تیم داوری هم با حق رای کاملا تخصصی انتخاب شد و با شهرداری قرارداد بست تا هم بر طرح، هم جانمایی و هم اجرا، نظارت داشته باشد؛ کمیته‌ی قیمت گذاری هم از طریق سازمان عمران، کارش را انجام داد و این جوری شد که یک ماه مانده به عید، شهر آذین بندی شده بود. نیشابور در نوروز ۹۳ ، در میان شهرستان های خراسان که زیباسازی نوروزی انجام داده بودند، با آن که مقام نخست را به دست آورد اما با حجم های کارتونی و عروسکی برنامه های کودک و نوجوان هم مواجه شد. از آن پس، یک سال «خونه مادربزرگه»، سالی دیگر «بره ناقلا»، «کلاه قرمزی» و «قطار» و  آن یکی سال، تکرار خونه مادربزرگه جزء جدایی ناپذیر اِلِمان ها شد؛ این ماجرای عروسک های کسالت و تکرار ، به بهانه ی آن که برای کودکان جذاب است! به رغم دلخوری شهروندان از تکرار، ادامه داشت و ناگفته، پیداست که طراحی و اجرای این المان ها در شهری چون نیشابور با مشهد، شهری که فقط المان های راسته‌ی احمدآبادش هزینه میلیاردی در بر دارد و از قضا با دست برخی هنرمندان نیشابوری هم آذین می شود، بسیار فاصله دارد!

عدم استقبال معنادار هنرمندان از ۲ بار فراخوان سازمان فرهنگی شهرداری

در شصت و نهمین جلسه ی شورای پنجم، کمتر از دو ماه مانده به نوروز ۹۸، اعضای شورا به شهرداری پیشنهاد کردند که در غیاب المان های مناسب و عدم استقبال هنرمندان از ۲ بار فراخوان شهرداری، با نورپردازی و رنگ آمیزی، شهر را به فضایی شاد و بهاری تبدیل کند!

بی اعتنایی به فراخوان، آن هم در آستانه ی سال نو و در شرایطی که مردم به فکر راهی برای افزیش درآمد شب عیدشان هستند، شک بر انگیز است؛ با یک پرسش مشترک به سراغ چند تن از هنرمندان می روم و از ایشان می پرسم: «با شهرداری مشکلی دارید که در فراخوان های طرح های نوروزی شرکت نکرده اید؟»

نکته ی قابل تامل، امتناع پرسش شوندگان از فاش شدن نامشان است؛ می گویند: بهتر است نامی از ما برده نشود چون دیگر نمی توانیم در این شهر کار کنیم! برخی می گویند:  راستش امیدی به کار کردن با شهرداری نداریم! از ایشان می خواهم دقیقا توضیح دهند که دلیل نا امیدی شان چیست و چه مواردی از نقض قرارداد یا تضییع حق، باعث شده که تمایلی به همکاری با شهرداری نداشته باشند؟ یکی می گوید: مهم ترین دلیل برای من این است که در انتخاب طرح ها، چه المان و چه نقاشی یا زیبا سازی، مرمت و رنگ آمیزی، جانب انصاف رعایت نمی شود. این خانم جوان دانشجوی هنر ادامه می دهد: همین سال قبل، فقط به یک نفر ۵ کار داده شد؛ بقیه ی کارها هم بین چند نفر دیگر تقسیم شد؛ به ما می گویند کارها داوری می شود در حالی که هیچ کدام از استادهای ما، دست‌کم در این دو سال، آن کارهایی که ادعا می شود به تاییدشان اجرا شده، داوری نکرده اند؛ استادان ما از این که نام شان روی طرحی ست که به عنوانی غیر از طرح نوروزیِ سازمان فرهنگی به آن ها ارائه شده، و تاییدیه گرفته، ناراحت اند و اصلاحیه و تاییدیه ی آن طرح را قبول ندارند.

رفتارهای غیرحرفه ای؛ دلیل عدم مشارکت

برای راستی آزمایی حرف های این هنرمندان،  به سراغ یکی از استادان دانشکده هنر می روم و در کمال شگفتی متوجه می شوم که ایشان هم تمایلی به ذکر نامش ندارد! اما هر دو بخش صحبت های دانشجویانش را تائید می کند؛ یعنی می پذیرد که در این سال ها، به رغم آن که فرد یادشده به لحاظ تکنیک، اجرا، سرعت و دقت، حتی مبلغ قرارداد، برتری و مزیتی بر دیگران نداشته، قراردادهای زیادی با شهرداری بسته، همین طور اذعان می کند و شاهد ‌مثال می آورد که یکی از نمادهای شخص مزبور، به دلیل شکسته شدن در میانه ی  اجرا و وصله پینه شدن، سوژه ی نشریات شهرستان شده است. به گفته او نقاشی های دیواری هم شرایط مشابهی دارد!

از او می خواهم دلیل بی توجهی به فراخوان شهرداری را توضیح دهد؛ همچنین بگوید که چرا دانشکده و استادان هنر، نه در طرح ها مشارکت می کنند و نه در بحث داوری، با قیمتی که شهرداری امکان عقد قرارداد داشته باشد، به میدان می آیند؟

پاسخ می دهد: گاهی در سازمان های شهری ما، رفتار های غیر حرفه ای و آزار دهنده است؛ تا زمانی که به ما نیازمندند، خوب رفتار می کنند، اما به محض تمام شدن کار و تحویل پروژه، تغییر رفتار می دهند؛ ما در زمینه ی دریافت دستمزد حتی برای برگرداندن هزینه ی مواد اولیه با شهرداری مشکل جدی داشته ایم؛ یکی دو سال پیش سازمان با یکی از بچه ها قرارداد بست اما وسط کار به ناگهان قیمت را چنان کاهش داد که او حتی نمی توانست هزینه ی مواد و مصالحش را بپردازد.

این انتقادها، نیازمند پاسخ طرف مقابل، یعنی شهرداری است. تصمیم می گیریم این گلایه ها را با رئیس سازمان فرهنگی شهرداری در میان بگذارم که خبر می رسد روز دوشنبه، یعنی ۵ روز پس از تصمیم شورا و یک روز پس از گفتگوی ما با تنی چند از هنرمندان، سازمان از سه استاد رشته ی نقاشی برای داوری بخش نقاشی دیواری دعوت به همکاری کرده است؛ گویا نقاشی نسبت به المان های شهری با استقبال بیشتری رو به رو شده است و همین خبر نوید بخش، زمینه ی گفتگو با فرهاد حسامی را فراهم می کند.

طراح سکه بهار آزادی در کنار ۳ استاد نقاشی، داوران این دوره اند

از او می پرسم: متعاقب عدم استقبال از فراخوان المان های شهری، وضعیت داوری بخش های دیگر چگونه است؟

حسامی می گوید: امسال کارها در دو بخش  ارائه شده است؛ طرح های حجمی (اِلِمان) و طرح های گرافیکی و نقاشی دیواری. درخصوص طرح های حجمی نظر همه کارشناسان و داوران بر این بود که کلیه آثار واصله بسیار ضعیف است و درجلسه ای که در کمیسیون فرهنگی شورای شهر برگزار شد، اعضاء موافقت کردند که حداکثر ۲ یا ۳ اثر حجمی که نسبت به بقیه بهتر است کارشود و بیشتر زیباسازی و نورپردازی و استفاده از المان‌های نوری مد نظر قرار گیرد.

اما بخش دوم نقاشی‌های دیواری بود که با همکاری استادان دانشکده هنر داوری و حدود ۱۴ اثر از طرح‌های رسیده، پذیرفته شد که تعدادی از آنها نیاز به اصلاحاتی دارد و بایستی قبل از اجرا، اصلاح و به تایید داوران برسد.

حسامی می افزاید: امسال استادان محترمی از دانشکده هنر در امر داوری با ما همکاری دارندکه در همین‌ جا از آنان تشکر می‌کنم؛ از جمله استاد نجیبی،  که طراح سکه بهار آزادی  هستند و در داوری آثار حجمی در خدمت شان بودیم. برای نقاشی دیواری و زیباسازی فضای شهری هم از حضور سه داور دیگر بهره گرفتیم.

از رییس سازمان فرهنگی-هنری شهرداری می پرسم: طی دو سالی که ریاست سازمان فرهنگی را بر عهده دارید، شیوه ی انتخاب کارها چگونه بوده است؟

حسامی تایید می کند که در نوروز ۹۶ به دلیل عدم وجود نقدینگی، اجرای طرح نوروزی نداشتیم و تنها دو هنرمند با توجه به شرایط مالی سازمان و با پرداخت هزینه به ‌صورت بلندمدت با ما همکاری کردند.

اما نحوه ی داوری مطابق هر سال بر اساس کدگذاری و بدون نام است و با این که به عنوان رئیس سازمان می توانم اعلام نظر کنم، اما در داوری دخالتی ندارم و کسانی هم که آثار هنرمندان را داوری می کنند، نمی دانند اثر مورد داوری، متعلق به چه کسی است.

یک نفر و کُلّی کار!

شماری از هنرمندان و منتقدان سازمان که شمارشان هم کم نیست می گویند  با افراد خاصی قرارداد می بندید و گواه این مدعا را واگذاری کُلّی” طرح در یک فصل می دانند که از آرامستان بهشت فضل تا مرمت آثار، رنگ آمیزی جدول ها و کاشیکاری پل ۱۷ شهریور را شامل می شود؛ پاسخ شما چیست؟

کسی که از او حرف می زنید، پارسال یک نقاشی دیواری و یک المان داشته و کار بهشت فضل را سازمان آرامستان انعقاد قرارداد کرده و سازمان فرهنگی نقشی در آن نداشته است .

همچنین رنگ آمیزی و تعمیر و مرمت طرح های نمادین سال های قبل را هم سازمان به این دلیل به ایشان واگذار کرده که از کیفیت کار ایشان شناخت داشته و با شرایط مالی و پرداخت سازمان نیز همکاری داشته اند؛ در بحث پرداخت نیز هم زمان با دیگران تسویه حساب با ایشان انجام می شود.

می پرسم: برخی از دانشجویان و حتی استادان هنر با شیوه ی کار و عقد قرارداد سازمان و تغییرات به گفته ی آنان فراقانونی در حین اجرا، مشکل دارند؛ پاسخ شما چیست؟

باتوجه به این که در امر داوری بالاخره برخی کارها رد و برخی قبول می‌شود، طبیعتا دلخوری‌ها و ذهنیت‌ هایی برای دیگران به‌وجود خواهد آمد؛ در هیچ کجای قانون هم نیامده که ما موظف ایم هیات داوری داشته باشیم؛ اما بنا بر عرف و برای احترام به افراد این کار را انجام می دهیم اما باز هم دلخوری پیش می آید.

البته این دلخوری ها در نیشابور چشمگیر است و پر رنگ می شود اما رویکرد سازمان این است که در را برای همه باز بگذارد و از هنرمندان دعوت می کند که بیایند و برای شهرشان کار کنند.

به گفته این مقام مسئول، یکی از سیاست‌های شهرداری، تسهیل در روند اجرای طرح ها  و کمک به هنرمندان ناشناخته ای ست که نیاز به فضایی برای معرفی دارند تا در کنار اساتید و چهره های شناخته شده بتوانند مجالی برای بروز و ظهور بیابند.

در روزهایی که اشتیاق کودکان برای رخت نو عید بر تن کردن به تدبیر بزرگ ترها برای تنظیم مخارج سنگین نوروز وابسته شده است، باید منتظر بمانیم تا ببینیم آیا در میان دغدغه های مالی این روزهای مدیریت شهری، تدبیری هم برای رخت نو برای سیمای شهر اندیشیده می شود؟ چهره شهر در اولین روز بهار ۱۳۹۸ نشان خواهد داد که تعامل امسال شهرداری با هنرمندان موفق بوده است یا خیر.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.