بررسی دیوباد در نیشابور

مصطفی بیان

بعدازظهر سه شنبه ۲۱ خرداد ماه، انجمن داستان سیمرغ نیشابور میزبان نویسنده ی رمانِ «دیوباد»، ساناز حائری بود. این نشست ادبی با حضور تعدادی از داستان نویسان و اعضای انجمن داستان در کتابکده فرّاندیشه برگزار شد.

در ابتدای این نشست، مسعود اصغرنژاد بلوچی به ذهنیت شاعرانه برخی از رمان نویسان مطرح جهان اشاره کرد و گفت: «در حوزه ادبیات داستانی رمان ‌نویسانی که ذهنیت شاعرانه داشته‌ اند مثل ویرجینیا وولف در رمان “موج ‌ها” و یا آندره ژید در رمان “سکه ‌سازان”، رمان شعرهایی پدید آوردند که در آن زاویه دید ذیل واژه‌ های شاعرانه شخص نویسنده موجب می گردد مخاطب وارد زوایایی از زندگی شود که در آن بُعد احساسی در مقابل عملکرد منطقی قرار گیرد که اکثر انسان‌ ها با آن زندگی می‌کنند. برخورد عاطفی با منطق شاعرانه همراه با یک روایت اعتراضی زنانه یک نوع ظرافت خاص داستانی ایجاد نموده است که به موجب آن رمان دیو باد پدید آمده است.»

بلوچی در ادامه به عنوان و محتوای رمان دیوباد اشاره کرد و ادامه داد: «اسم رمان موجب می‌شود خواننده کنجکاو و رمان‌ خوان وارد دنیای کتاب شود و آن را خریداری نماید. راوی این داستان که بازتابدهنده ی  احساسات زنی است و پاهایش روی زمین نیست، روایت گر همه آسیب دیده‌گان دنیای درد و درک است که جرات انتخاب آخر را ندارند. با این‌که تصاویر کتاب کم است و بیشتر دیالوگ ها و مونولوگ‌ ها آن را تشکیل می‌دهند اما سرشار از شکل های هندسی، خطوط و رنگ ها و منحنی هایی ست که به شکل مجزا توانسته است فضای منحصر به فردی ارائه دهد. در رمانی که بچه اول را کلاغ می برد و سنگ ها از پرندگان می‌ترسند لازم است  روایت راچند بار خواند تا با آن ارتباط برقرار نمود.»

در ادامه ی این نشست ادبی، مصطفی بیان، داستان نویس و دبیر انجمن داستان سیمرغ با اشاره به استفاده ی نویسنده از استعاره ها، اشکال، خطوط و رنگ ها در متنِ داستان به مکتب ادبی اکسپرسیونیسم اشاره کرد و توضیح داد که«این مکتب ادبی از قرن بیستم و پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول در ادبیات و نقاشی شکل گرفت. در اصل این مکتب در مقابل دو مکتب ادبی رئالیسم و ناتورالیسم پدید آمد. هنرمندان و داستان نویسان این مکتب با استفاده از اشکال، خطوط و رنگ ها به بیان اغراق آمیز احساسات خود می پرداختند. مانند داستانِ قهرمان گرسنگی اثر کافکا.»

بیان در ادامه گفت: «هنوز مکتب اکسپرسیونیسم جایگاه اش را در ادبیات داستانی ایران مانند رئالیسم و ناتورالیسم پیدا نکرده است. نویسنده در کتابِ دیوباد به زیبایی توانسته با استفاده از استعاره، اشکال و رنگ ها و واقعیت های ذهنی از درون،  یک صحنه ی خیالی به شکل یک داستان در شخصیت های رمانش پدید آورد.»

سپس مجید نصرآبادی، مدرس داستان با اشاره به زبان و نثر داستان گفت: «رمان دیوباد، نثری زیبا دارد که نویسنده با کوتاه نویسی و استفاده از جملات تک ساختی، ایجاد فرم نموده و بیان استعاره گونه روایت، نثری شاعرانه آفریده است.»

ساناز حائری، متولد سال ۱۳۵۹ و فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی و ساکن تهران است. مشغله ی دیگر حائری در کنار نوشتن، طراحی و نقاشی است وی اولین نمایشگاه انفرادی خود را در اسفند ۱۳۸۹ برپا کرده است. رمان «دیوباد» در سال ۱۳۹۷ توسط نشر روزنه منتشر شد. این کتاب داستانی در چهار فصل و حدود صد و چهل صفحه است. کلمه «دیوباد» در اشعار نظامی به چند معنی آمده است که یکی از آنها، بادهای سیاهی است که آسمان را تیره و تار می‌کند. محور اصلی داستان نیز بر همین مبنا است و رویکرد استعاری و شعرگونه ی متن، وامدارِ متون کلاسیک ایرانی است.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.