بررسی تاثیر افزایش قیمت نان بر اقتصاد خانواده

بررسی تاثیر افزایش قیمت نان بر اقتصاد خانواده:

چرا نان گران شد؟

نان در ایران ، جزو کالاهای اساسی مردم است و قسمت بیشتر سبدکالایی اقشار کم درآمد را به خود اختصاص داده است. حال با گران شدن این کالای اساسی، سفره خانوارها به ویژه افراد کم درآمد، خالی تر خواهد شد و بدون شک بیشترین اثرات منفی ناشی از افزایش قیمت مواد غذایی بر دهک های پایین جامعه است و این در حالی است که سیاست های ضد تورمی که از سوی دولت تبلیغ می شود با این گرانی اخیر در تضاد است و با توجه به نرخ تورم نزدیک به ۲۰ درصدی در کشور این سوال پیش می آید که چرا دولت ناگهان تصمیم به افزایش قیمت نان، آن هم با شیب زیاد ۳۰ درصدی گرفته است؟ همچنین تعیین قیمت ها به شکل دستوری از سوی دولت، که در تاریخ اقتصادی کشور هم کم سابقه نیست، از تیم اقتصادی روحانی دور از انتظار است.

آنچه از سوی دولت به عنوان دلیل اصلی این افزایش عنوان شده است، ثابت بودن قیمت نان در دو سال و نیم اخیر با وجود حذف یارانه آن است به طوری که این افزایش باید در زمان دولت دهم اتفاق می افتاد چراکه با حذف یارانه نان در دولت قبلی، افزایش قیمت قابل انتظار بود اما احمدی نژاد به دلایل سیاسی این افزایش قیمت را به تأخیر انداخت تا بار این گرانی بر دوش دولت روحانی بیافتد. از طرفی دولت توقف تغییر قیمت نان طی دو سال و نیم اخیر را عاملی در راستای بروز مشکلات در کیفیت نان دانسته است و درصددنوعی چاره اندیشی برآمده است.

از سوی دیگر نفت که منبع اصلی درآمد دولت است به شکلی کم سابقه ارزان شد و با کاهش قیمت نفت از بشکه ای ۱۲۳ دلار در ماه های اخیر به زیر ۷۰ دلار، نیاز به منبع درآمدی برای پر شدن این فاصله احساس شده است؛ افزایش قیمت دلار از حدود سه هزار تومان به سه هزار و پانصد تومان نیز به عنوان عاملی که غیر مستقیم در این افزایش قیمت دخیل بوده است مطرح است هر چند که متاثر از موضوعات روانی پس از مذاکرات هسته ای اخیر است، با این توضیح که مردم مخارج دلاری خود را تا به نتیجه رسیدن مذاکرات به تعویق انداختند ولی پس از نتیجه به دست آمده، برای خرید دلار به بازار هجوم آوردند که به نوعی دلار پناهی برای حفظ ارزش پول مردم از ترس تورم شد و این نشان دهنده این است که بسیاری از سرمایه گذاری های دولت و فعالان اقتصادی، روی نتیجه مذاکرات بسته شده بود که به نظر اشتباه می آمد.

در عین حال صرف نظر از اینکه قیمت نفت به چه میزان کاهش یابد، سقف درآمد صادرات نفتی کشور یعنی حق برداشت دولت، هفتصد میلیون دلار در ماه تعیین شده است که حتی اگر این مبلغ برای مخارج عادی کشور کفایت کند، امکانات سرمایه گذاری درکشور متأثر خواهد شد که برخی آن را نتیجه مذاکرات اخیر می دانند؛ البته اگر نفتی به طور غیر رسمی به فروش برسد، می تواند منبع درآمد جدیدی ی برای دولت ایجاد کند.

بر اساس آن چه در خبرها آمده اقدام اخیر دولت در افزایش قیمت نان برای جبران زیان نام برده شده و همچنین ایجاد نوآوری و تنوع در صنعت نان و نیز ارتقاء کیفیت نان با ایجاد فضای رقابتی، ضروری شمرده شده است.

پیش بینی می شود همزمان با افزایش قیمت نان، موج جدیدی از تورم مشاهده شود و سایر مواد غذایی از جمله لبنیات، مواد شوینده و خوراکی و…نیز گران شود به عبارت دیگر، اکنون شرایط به گونه‌ای است که به لحاظ روانی با تغییر قیمت هر کالایی، هر صنف و گروهی به خودش این حق را می‌دهد که قیمت ها را افزایش دهد، حتی بدون مجوز دولت.

نکته قابل توجه اینکه افزایش قیمت کالاها معمولا در بخش توزیع، توسط عمده‌فروشان، بنکداران، خرده فروشان و در نهایت فروشگاه‌های سطح شهر صورت می گیرد، کسانی که در شبکه توزیع کالا، هزینه حمل و نقل، کارگر، خواب کالا و انبار داری و… را می‌پردازند، حال با وجود افزایش ۳۰ درصدی قیمت نان، دیگر کالاها را گران می‌کنند و توجیه‌شان افزایش قیمت نان است.

در باره ی تبعات منفی این افزایش، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام طی چند سال اخیر در چند گزارش تحقیقاتی به تبعات منفی گران کردن نان بر رفاه خانوارهای کم درآمد کشور اشاره نموده است.

در یکی از گزارش های مرکز مذکور که در سال ۱۳۸۹ منتشر شده، نسبت به پیامدهای حذف یارانه آرد و نان هشدار داده شده بود. نتایج آن پژوهش نشان می داد حذف یارانه نان و حامل های انرژی موجب افزایش حداقل ۳۳ درصدی مخارج خانوارهای شهری و حداقل ۴۰درصدی مخارج خانوارهای روستایی خواهد شد.

رییس سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان نیز قیمت تمام شده ی گندم را کیلویی حدود ۱۱۵۰ تومان اعلام کرد که به گفته وی دولت گندم را تا الان کیلویی ۴۶۵ تومان برای خبازی به فروش می رساند و در نتیجه ۶۸۵ تومان در هر کیلو، ضرر و زیان دولت به حساب می آید که در سطح کلان حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان ضرر و زیان را متقبل می شود.

از منظر کارشناسی گزینه های پیش روی دولت روحانی برای پر کردن این خلاء ها، محدودند . یکی از این گزینه ها برداشتن سوبسیدها است و نان که بخش بسیار مهمی از سوبسیدها در اقتصاد ایران محسوب می شود را نشانه گرفته است. به عبارتی دولت با کاهش قیمت نفت و کم شدن درآمدهایش، دیگر قادر نیست به قدر گذشته به این کالا سوبسید دهد.

راه دیگر دولت برای ایجاد منبع درآمد، افزایش مالیات ها و انتقال بخشی از قدرت خرید جامعه و صاحبان درآمد به دولت است. تعیین مالیات برای گروه های پردرآمد کشور از جمله آستان قدس رضوی و آن دسته از موسسات و بنگاه‌های اقتصادی زیرمجموعه نیروهای مسلح و ستاد اجرایی فرمان امام و سایر دستگاه‌های اجرایی که سالها به شکل دستوری معاف از مالیات بوده اند، می تواند منبع درآمدی خوبی ایجاد کند و همچنین تعدیل ثروت، تأمین عدالت اجتماعی و کاهش فاصله طبقاتی را به دنبال آورد.

در انتها می توان با امید به امکان نتیجه بهتر در دور بعدی مذاکرات و برخی اصلاحات اقتصادی که شرح آن رفت و با امید به تخصص تیم اقتصادی روحانی که بدون شک از افراد متبحر تشکیل شده اند، تبعات روانی افزایش قیمت ها را کاهش داد.

نویسنده :آزاده مهدیار

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.