برخی از عوامل و هشدارهایی که خطر طلاق و جدایی را افزایش می دهند

dealingwithajealouspartnerh7003111حبیب الله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

 

اجازه دهید ابتدا مطلب خودم را با یک خبر خوب شروع کنم:

در ماه گذشته اخبار امید بخشی به نقل از فرمانداری شهر سمنان شد که حکایت از کاهش ۳۶ درصدی آمار طلاق در این شهرستان بود، در رسانه ها منتشرشد. گویا نهادهای مختلف به همت فرمانداری بسیج شده اند و با تلاشی کارشناسانه برای کاهش آمار طلاق در شهر خود اقدام کرده اند. بدون تردید فرمانداری و سایر سازمانهای مرتبط شهر نیشابور نیز به دنبال حل مشکلات این شهر و به ویژه معضل طلاق هستند لکن در این مسیر ضرورت دارد که از نهادهای غیررسمی در کنار سازمان های دولتی  استفاده شود و با تشکیل کمپین های مختلف مردمیِ حمایت از تداوم خانواده و کاهش آسیب به کودکان طلاق، بر آگاهی عمومی افزوده و از پیامدهای زیانبار آن بکاهند

امروزه طلاق یکی از پدیده های اجتماعی شایع و رو به گسترش در جامعه ی در حال گذر ایران است. این پدیده ی شوم بنیان خانواده و اجتماع را نشانه گرفته است. تا یک دهه پیش، طلاق به عنوان یک رسوائی و امری مذموم محسوب می شد ولی طی سالیان اخیر، به تدریج زشتی و قبح آن از بین رفته است و در هر ساعت ۱۹ طلاق در ایران به ثبت می رسد. بین استان ها نیز در سال گذشته خراسان رضوی رتبه نخست طلاق را در کشور به خود اختصاص داده است.به همین دلیل لازم است طلاق را به عنوان یک واقعیت تلخ پذیرفته و در جستجوی پیشگیری و کاهش پیامدهای آن، همه جانبه تلاش کنیم.

در تحقیقات گوناگون مشخص شده است طلاق تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله باورهای دینی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد که به نظر می رسد عامل اقتصادی و نحوه ی توزیع ثروت درجامعه در این زمینه نقش پررنگی دارد. همان گونه که حضرت امام علی (ع) نیز اشاره می کند، «هیچ کاخی افراشته نمی شود مگر به قیمت فرو ریختن کوخ ها»، بین نحوه ی توزیع درآمد در یک جامعه و  رشد آسیب های اجتماعی رابطه ی مستقیم وجود دارد.یعنی رشد انواع بزهکاری ها و انحرافات اجتماعی می تواند نتیجه ی تصمیمات نادرست و پنهانی باشد که باعث جمع شدن مزایای اجتماعی به ویژه ثروت در دست گروهی خاصمی شود.شاید در جستجوی ریشه های طلاق در شهرستان باید به دنبال عوامل و سیاست هایی باشیم که به گسترش  فقر و بیکاری در شهر دامن زده است. در این رابطه انتصاب های دستوری در سمت های مختلف و بدون توجه به شایستگی افراد می تواند مهمترین عامل در کاهش بهره وری دستگاه های مختلف و گسترش فقر، بیکاری و طلاق باشد. با این حال نمی توان نقش عوامل فرهنگی، دینی و .. را در افزایش طلاق نادیده گرفت.

در ادامه متنی از آقای «دپرا میشل» خبرنگار و استاد دانشگاه ترجمه وخدمت خوانندگان محترم ارائه می شود. آقای «میشل» از ده ها مقاله و تحقیق در ارتباط با طلاق، علائم و هشدارهایی که باعث افزایش خطر طلاق می شوند را استخراج نموده و در اختیار خوانندگان قرار می دهد. البته حتما لازم نیست که این عوامل و هشدارها بر همه ی طلاق ها منطبق باشد. مهم گشودن باب گفتگو درباره این پدیده ی شوم و خانمان سوز است که بخش عظیمی از خانواده ها و فرزندان این سرزمین را درگیر خود نموده است.

«تقریبا پایان ۵۰ درصد ازدواج ها در آمریکا طلاق است اما این تعداداز کشور سوئیس خیلی بهتر است. جائی که در آن ۶۴ درصد از ازدواج ها به طلاق ختم می شود. نرخ طلاق در کانادا ۴۵درصد، در اسرائیل «اشغالگر» ۲۶ درصد، یونان ۱۸درصد، و در ایتالیا فقط ۱۲ درصد است. پس از بررسی چندین مقاله و تحقیق، برخی از عوامل و هشدارهایی که خطر طلاق و جدایی را افزایش می دهند، در زیر خلاصه وار ارائه می کنیم. لیکن این هشدارها به معنای آن نیست که علل طلاق صرفاَ محدود به موارد ذکر شده هستند.

۱ – اگر شخصی قبل از ازدواج به جای زندگی با پدر و مادر فقط  با یکی از آنها زندگی کرده باشد احتمال اینکه در ازدواج خود با طلاق مواجه شود افزایش می یابد.

۲ – اگر در عکس های دوره ی جوانی، افراد گشاده رو باشند فقط ده درصد احتمال طلاق دارند اما کسانی که اخمو هستند این درصد برای آنها به ۳۱ درصد افزایش می یابد.

۳ – اگر زن به کارهایی مانند مربی گری رقص، آرایشگری و …مشغول باشد احتمال گرایش به طلاق در او نسبت به زنانی که فارق التحصیل ریاضی اند ۴۳ به ۱۹ درصد است.

۴- ۴۸ درصد دخترانی که قبل از ۱۸ سالگی ازدواج می کنند کارشان به طلاق منتهی می شود.

۵- عدم تفاهم بین زوجین در داشتن فرزند، خطر طلاق را نسبت به کسانی که در موضوع داشتن بچه با هم تفاهم دارند دو برابر می کند.

۶ – در زوجینی که نتوانسته اند فرزندی داشته باشند احتمال طلاق ۶۶ درصد است. غیبت فرزند در خانواده، والدین را متمایل به انزوا و درنهایت طلاق می کند.

۷ – اگر مرد نه سال و یا بیشتر بزرگتر، یا دو سال و یا بیشتر کوچکتر از همسرش باشد، ریسک طلاق در آنها دو برابر کسانی است که فاصله سنی زیادی با هم ندارند.

۸ – ارتباط و همخانه بودن قبل از ازدواج نسبت به زمانی که افراد چنین رابطه ای را ندارند، خطر طلاق را به شدت افزایش می دهد.به نظر جامعه شناسان روابط قبل از ازدواج ، این باور که ازدواج پیوند مقدسی نیست را تقویت می کند.

۹ – افراد سیگاری احتمال جدایی شان دو برابر دیگران است. اگر زوجین هر دو سیگار بکشند این احتمال به دو و نیم برابر افزایش می یابد. در توضیح باید گفت که سیگاری ها بیش از دیگران خطر می کنند و به همین دلیل مسائل اقتصادی برای شان اهمیت کمتری پیدا می کند و در صورت بروز مشکل به سرعت به دنبال قطع رابطه و پیوند خواهند بود. برایشان مهم نیست که چقدر ضرر اجتماعی یا اقتصادی می کنند.

۱۰ –  اگر در زنی ابتلا به سرطان یا بیماری روحی حاد تشخیص داده شود، نسبت به زمانی که در مرد چنین بیماری مشخص شود، احتمال طلاق شش برابر افزایش می یابد.

۱۱ – در مردانی که هورمون مردانگی (تستسترون) در سطح بالایی ترشح می شود نسبت به مردانی که این هورمون در سطح پائینی قرار دارد، احتمال طلاق ۴۳ درصد بیشتر است.

۱۳ – اعتیاد به الکل یا مواد مخدر احتمال طلاق را به شدت افزایش می دهد. افراد معتاد ممکن است همسر خوبی انتخاب کنند ولی اعتیاد، مانع جدی خوب بودن خود آنها می شود و در نهایت کار به جدایی خواهد کشید.

۱۴- داشتن کودک بیش فعال برای والدین نسبت به زمانی که فرزندان معمولی اند، احتمال طلاق را تا هشتمین سال تولد فرزند، ۲۷ درصد افزایش می دهد.

۱۵- اشتغال زن در نیروی نظامی، ۲۵۰ بار احتمال جدایی را نسبت به زمانی که مرد در این حوزه اشتغال دارد افزایش می دهد.

۱۶- جدا از همسر زندگی کردن به دلایل شغلی، زندان و …بیش از شش سال، در زنان سفید پوست ۹۸ درصد، زنان اسپانیایی ۸۰ درصد و زنان دورگه ی آمریکایی-آفریقایی ۷۲ درصد موجب گسسته شدن پیوند زناشویی می شود.

۱۷- سقط جنین تا هفته بیستم، ۴۰ درصد نسبت به والدینی که هرگز بچه ای از دست نداده اند احتمال جدایی را افزایش می دهد.

۱۸- وجود پیش زاده (فرزند از همسر قبلی) در خانواده ها باعث افزایش تضاد و در نتیجه گرایش زوجین به سوی طلاق می شود.

۱۹- زوجینی که دو فرزند پسر دارند نسبت به زوجینی که دو فرزند دختر دارند احتمال گرایش به طلاق شان کمتر است.

۲۰- اگر شما کشاورز هستید، شانس طلاق برای شما فقط ۶۳/۷ درصد است. برای مهندسین هسته ای این رقم ۲۹/۷ درصد و برای عینک سازان ۰۱/۴ درصد احتمال طلاق وجود دارد. بنابراین در چنین مشاغلی خطر طلاق به شدت کاهش می یباد.»

فراتر از همه این ها، ریسک طلاق برای کسانی که درآمد متوسط به بالا دارند کم است. علاوه براین اگر اجازه دهیم افراد به بلوغ رسیده و حداقل در سن قانونی(۱۸ سالگی) ازدواج کنند برای آنها خطر طلاق کاهش پیدا می کند. همچنین اگر پدر و مادری که قصد جدایی دارند بدانند در صورت وقوع این حادثه فرزندانشان نیز با احتمال بیشتری به طلاق گرایش خواهند داشت، ممکن است در این تصمیم تجدید نظر کنند.به امید روزی که نرخ طلاق و جدایی به همت مسئولان دلسوز و شایسته در شهر ما نیز کاهش یابد و اخبار خوش کاهش طلاق از مسئولان در نشریات منتشر شود.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.