برای قدرت

دسترسی به قدرت مهمترین انگیزه ی انسان برای انجام فعالیت های سیاسی است. فعالیت سیاسی به منظور دسترسی به نقش های سیاسی و یا تاثیر بر آنها صورت می گیرد. در هر جامعه ی بازیگران نقش های سیاسی تعیین می کنند که توزیع ثروت، احترام و قدرت در اجتماع چگونه باشد. بنابراین طبیعی است که افراد تمایل داشته باشند نقش سیاسی بر عهده بگیرند یا بر نقش های سیاسی تاثیر داشته باشند. سوء استفاده از قدرت در کسب ثروت و احترام باعث شد در کشورهای توسعه یافته قوانین به گونه ای تنظیم شود که تاثیر دولت مردان در توزیع ثروت و احترام به شدت کاهش یابد.  اما متاسفانه در کشورهایی نظیر ایران هنوز نقش سیاست در اقتصاد و منزلت اجتماعی پر رنگ است. به همین دلیل افراد گرایش بیشتری به فعالیت های سیاسی از خود نشان می دهند. شرکت در انتخابات، حضور در تظاهرات، عضویت در احزاب و گروه های سیاسی و استفاده از رسانه ها، برخی از انواع شیوه های فعالیت سیاسی هستند.

عضویت در احزاب یا گروه های سیاسی یکی از اشکال فعالیت سیاسی است. در هر جامعه ای افراد دارای باور ها، سلیقه ها و علایق مشترک گرد هم جمع شده و حزب یا گروه سیاسی تشکیل می دهند. البته به دلایل فرهنگی و تاریخی هنوز در ایران تعاون و همکاری اجتماعی به اندازه ی رشد نیافته است که احزاب قدرتمندی شکل بگیرد. با این حال درایران گروه ها و باندهای قدرتمندی وجود دارد که دو جناح عمده ی سیاسی را به وجود آورده است. دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا از ابتدای انقلاب در رقابت با هم، به طور متناوب مسئولیت های سیاسی را بر عهده داشته و جامعه را اداره کرده اند.  آزادی، جمهوریت، دفاع از ارزش های اسلامی، عدالت، توسعه ی سیاسی، پیروزی در رقابت های انتخاباتی، تاثیر بر انتصابات یا تصمیم گیری نهادهای دولتی، مقابله با گروه ها و احزاب رقیب و به حاشیه راندن آن ها از فرایند تصمیم گیری اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه از جمله اهدافی است که این جناح ها پی گیری می کنند.

به باور جامعه شناسان وجود و رقابت احزاب در جامعه برای کنترل دولتمردان حیاتی است. به همین دلیل یکی از ارکان مردم سالاری وجود احزاب و گروه های سیاسی قدرتمند در جامعه است. وقتی احزاب قدرتمندی در جامعه وجود داشته باشد، احتمال تمرکز و تراکم قدرت در دست یک گروه و در نتیجه فساد کاهش پیدا می کند. گروه های سیاسی به دلیل نفوذی که در ارکان حاکمیت دارند به اطلاعات پشت پرده دست یافته و در نتیجه می توانند مانع سوء استفاده دولتمردان از قدرت برای مطامع اقتصادی و سیاسی شوند. بگم بگم ها، افشای اختلاس ها و سوء استفاده های مالی(که متاسفانه بیش از حد تصور بوده)، افشای املاک و حقوق های نجومی، افشای روابط فامیلی و پدیده منحوس آقا زادگی(ژن خوب) در انتصابات و کسب امتیازات که توسط گروه های سیاسی رقیب و رسانه های آنها افشا می شود آگاهی مردم را افزایش می دهد. رشد آگاهی به مردم در شناخت مسئولان و گروه های سیاسی کمک فراوانی می کند.

با این وجود احزاب و گروه های سیاسی، برای دست یابی به اهداف خود به حمایت وسیع مردم و ایجاد انسجام اجتماعی نیاز دارند. بنابراین برای همسویی افکار عمومی با خود، از ابزار های قانونی و غیر قانونی متنوعی استفاده می کنند. دادن وعده ها و امتیازهای مادی( پهن کردن سفره های رنگین، اهدای کارت بانکی، اهدای سیم کارت و شارژ رایگان، وعده ی اشتغال فرد یا نزدیکان او، وعده انتصاب در مصادر دولتی)، تظاهر به تواضع و مردمی بودن، سوء استفاده از باورهای دینی و مذهبی، ترساندن مردم از رقیب و تخریب او، مبالغه در توانایی خود برای حل مشکلات، سوء استفاده از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغ، انتساب خویش به قدرت های مافوق و …، ابزارهای گوناگون و رنگارنگی هستند که فعالان سیاسی برای همسو کردن مردم با خود از آن استفاده می کنند.

با این حال جناح های سیاسی عمده در ایران علی رغم اینکه هر یک دوره هایی قوای مهم مجریه و مقننه را در اختیار داشته اند نتوانسته اند در ارتباط با اهداف و برنامه هایی که تعیین کرده بودند موفقیت نسبی داشته باشند. اگرچه یکی از دوران های طلایی بعد از انقلاب از بعد کاهش فقر نسبی و رشد اقتصادی، دولت اصلاحات بود که از قضا هدف خود را توسعه ی سیاسی اعلام کرده بود اما آنها نیز نتوانستند انسجام اجتماعی پایداری بین مردم ایران ایجاد کرده و کشور را به ساحل ثبات و آرامش برسانند.

 عدم توفیق جناح های عمده اصول گرا و اصلاح طلب در ایجاد انسجام اجتماعی و وحدت بین گروه های سیاسی گوناگون حول محور منافع ملی، مهمترین عامل بحران ها و مصائبی است که امروز همچون بختک به گریبان مردم چنگ انداخته است. در حقیقت نبود انسجام اجتماعی حلقه ی مفقوده ی بحران های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و … جامعه ی ایران در حال حاضر است. علی رغم تاکید همیشگی رهبر انقلاب به مردم و مسئولان در حفظ و تقویت انسجام اجتماعی به ویژه در شرایطی که مثلث شوم امپریالیسم، صهیونیسم و متحجران منطقه منسجم شده و به دنبال تضعیف و حتی تجزیه ایران هستند، افراد خود سر فراوانی هستند که این توصیه ها را نادیده می گیرند. در واقع برای خروج از ابر چالش هایی که حتی تهدیدی جدی برای بقای فرهنگ و تمدن هفت هزار ساله ی یاران محسوب می شود یک راه بیش نمانده است: ایجاد انسجام اجتماعی بین تمام ایرانیان و تقویت آن

عوامل مختلفی در عدم توفیق گروه های سیاسی و دولت مردان در ایجاد و تقویت انسجام اجتماعی موثر بوده است. به باور نگارنده از بین عوامل خارجی و داخلی بروز این ناکامی، نقش عوامل داخلی بیشتر است. در ادامه دو مورد از عوامل مهم داخلی موثر بر ناکامی ایرانیان بیان می شود.

الف: سرایت برخی از ارزش ها و هنجارهای مربوط به میدان جنگ به سطح جامعه.  شنیده می شود که دو جناح سیاسی عمده ی ایران برخی اوقات خود را با اسامی «جبهه ی اصلاح طلبان» یا «جبهه ی اصول گرایان» معرفی می کنند. معرفی آگاهانه یا نا آگاهانه ی خود با عنوان «جبهه» در ذهن تداعی کننده ی دوران هشت ساله ی دفاع مقدس است. واقعیت این است که هشت سال ایستادگی، مقاومت و جنگ در برابر صدام تا دندان مسلح که غرب، شرق و حکام مرتجع عرب از او حمایت می کردند، تاثیری تمام عیار بر سپهر و فرهنگ سیاسی ایران گذاشته است. اما گذاشتن نام جبهه برای فعالیت های سیاسی و شبیه دانستن این فعالیت با جنگ علیه دشمن، مهمترین علت ناکامی گروه های سیاسی در اداره جامعه بوده و می تواند ضمن اتلاف سرمایه های مادی و معنوی، موجب بروز فاجعه شود. در فعالیت سیاسی، رقبا کمر به نابودی و قتل یکدیگر نمی بندند. ولی در میدان جنگ، خدعه و نیرنگ مشروعیت داشته و خون ریزی و بی رحمی از استراتژی هایی است که می تواند با ایجاد ترس در دل دشمن موجب پیروزی شود. بعثیان خون ریز و خونخوار در دفاع مقدس از هیچ ابزاری برای ممانعت از شکست خود دریغ نکردند. مع الاسف، برخی در سال ۱۳۹۷در حال و هوای میدان جنگ سیر می کنند. برای اداره کشور، سلیقه ها و دیدگاه های مختلفی وجود دارد. وفور دیدگاه های مختلف موافق قانون اساسی در ارتباط با نحوه ی اداره ی کشور، در واقع فرصت مغتنمی است که ضریب امنیت و قدرت مانور حاکمیت را در شرایط گوناگون سیاسی افزایش می دهد.

ب: سوء استفاده از باورها و اعتقادات مردم برای منافع سیاسی: باورهای مذهبی و دینی سرمایه ی معنوی یک جامعه محسوب می شوند. این سرمایه ها بیش از سرمایه های مادی بر پیشرفت جامعه موثرند. بسیارند کشورهایی که با کمک سرمایه های معنوی خود توانسته اند نبود سرمایه ی مادی را جبران و سرآمد کشورهای جهان شوند. حضرت امام حسین(ع)، تردید نیست که بزرگترین سرمایه معنوی بشریت است. تاثیر سفینه ی نجات در رهایی جهانیان از یوغ ظلم و ستم و استبداد، بارها به اثبات رسیده است. حتی غیر مسلمانانی چون مهاتماگاندی درهند به تاسی از سالار شهیدان با شعار «یا مرگ یا استقلال» و نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی توانسته مردم خود را از جور ستم رهایی بخشند. در تاریخ ایران بعد از اسلام، امام حسین(ع) مهمترین مولفه ی انسجام اجتماعی و عامل اصلی یگانگی شیعیان و حتی غیر مسلمانان بوده است. حتی پیروزی انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، بدون الگو پذیری از امام حسین ممکن نبود.

اما در سال های اخیر، از خودگذشتگی و حق الناس جای خود را به خود خواهی و بی تفاوتی نسبت به حقوق مردم داده است. علاوه براین برخی گمان می کنند جامعه میدان جنگ است و باید دشمن را به هر ابزاری از پای درآورد. در این راه حتی از باورهای دینی به عنوان نردبان پیشرفت استفاده می کنند و رقیب خود را از میدان سیاست به حاشیه می رانند. نمی دانند با این کار تیشه به ریشه دین زده و تناقضات رفتاری شان جوانان را نسبت به راهگشایی باورهای دینی مایوس می کند. نتیجه چنین رویکردی در سیاست وضعیت نگران کننده ی ایران از بعد شاخص های فلاکت و بدبختی و فساد است.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.