بدون «شفافیت» درآمدهای نفت و گاز «مردم» را می سوزاند!

«نفرین نفت»

منابع و معادن طبیعی از عوامل موثر بر پیشرفت جوامع هستند. درآمد حاصل از منابع نفت و گاز و یا معادن طلا، الماس، ذغال سنگ، مس و …، عامل انرژی بخشی است که فرایند توسعه ی یک جامعه را در رقابت با سایر کشورها تسریع می کند. بدون تردید مردمی که از نظر معیشتی مشکلی نداشته باشند بهتر می توانند ارزش های دینی، اجتماعی و فرهنگی را درک کرده و هنجار های اجتماعی را رعایت کنند.

با توجه به کتاب های تاریخی قدیمی از گذشته های دور در باور مردم محیط طبیعی مستعد و معادن فراوان، نشانه ی وفور نعمت و رفاه و خوشبختی بوده است. این مناطق از ابتدای تاریخ سکونت گاه بشر بوده اند. چرا که نه؟ آیا آب و زمین کافی در کنار معادن سنگ های قیمتی و منابع عظیم نفت و گاز با هم یا هر یک به تنهایی، نمی تواند مردم یک کشور را خوشبخت و سعادتمند کند؟ از دوران باستان این مناطق مورد توجه انسان بوده و از آن با عنوان بهشت یاد می کرده اند. زیرا همچون بهشت در این مناطق دغدغه ی معیشت وجود ندارد. طبق روایات اسلامی کسی که درد معاش نداشته باشد بهتر به اصول و فروع دین پای بند است.

اما موضوع فصل نخست غالب کتابهای توسعه اقتصادی معاصر «نفرین یا مصیبت منابع» است. یعنی در برخی کشورهای جهان سوم، درآمدهای ناشی از فروش نفت، گاز، طلا، الماس، ذغال سنگ، مس و …، که در حقیقت شیره ی جان این جوامع است، توسط هیولای هفت سر فساد مکیده می شود. هیولای فساد فرزند ناپاک حرص و خودخواهی برخی به اصطلاح انسان ها است. متاسفانه محتویات کتب مرتبط با توسعه و همچنین تحقیقات متعدد ثابت می کند در صورت عدم وجود شفافیت و مسئولیت پذیری، منابع غنی نفت و گاز و … ، به جای جان آفرینی، مرگ آفرین شده و منشا نفاق و فساد و بدبختی می شوند. در چنین جوامعی مردم در آتش «نفرین منابع نفتی» خود می سوزند.

متاسفانه دیر زمانی است ایرانیان از نفرین و مصیبت منابع سرشار نفت و گاز خود رنج می برند. در کشوری که علاوه بر محیط طبیعی چهار فصل و معادن خدا دادی فراوان، رتبه نخست ذخیره ی گازی جهان و رتبه ی چهارم نفت جهان را دارد، در سال ۱۳۹۶، ۳۳ درصد مردم زیر خط فقر مطلق به سر برده اند. در آخرین انتخابات ریاست جمهوری یکی از نامزد ها اذعان کرد چهار درصد ایرانیان از بیشترین مزایای ثروت، قدرت و منزلت بهره می برند و ۹۶ درصد مورد غفلت قرار گرفته اند. فارغ از درستی و نادرستی این مطلب، به باور دکتر حسین راغفر، اقتصاد دان،  خط فقر در سال ۱۳۹۶ برای خانوداه ی شهری چهار نفره، چهار میلیون تومان بوده است. با احتساب نرخ شدید تورم در شش ماهه ی نخست سال ۱۳۹۷ و  با توجه به دو سه برابر شدن قیمت برخی کالاهای مصرفی و سرمایه ای، معلوم نیست رقم خط فقر در پایان سال به چند میلیون تومان خواهد رسید و طبقه ی فقیر چند درصد رشد خواهد داشت. کجای راه را اشتباه رفته ایم؟

واقعیت این است که در استفاده از منابع طبیعی بین کشورها تفاوت وجود دارد. برای مثال اگر به شیلی، پرو، اندونزی، مالزی و …، نگاه کنیم می بینیم این کشورها در سال های اخیر در استفاده از منابع شان خیلی موفق بوده اند. بر عکس اگر به کشورهای مانند ونزوئلا،گینه ی استوایی، میانمار، آنگولا و نیجریه(قابل ذکر است که در نیجریه در سالهای اخیر اقدامات ضد فساد تاثیر گذاری صورت گرفته است) توجه کنیم، روشن می شود میلیاردها دلار توسط حاکمان تمامیت خواه تلف شده و یا به جیب مفسدان و اختلاس گران سرازیر شده است. در حقیقت شیره ی جان و عامل بقای این کشورها، توسط هیولای بد قواره ی فساد مکیده شده است.

در این شرایط به قول دکتر شریعتی «چه باید کرد؟» چگونه می توان از منابع نفت و گاز به عنوان یک امتیاز در جهت رشد اقتصادی و توسعه ی اجتماعی و همچنین پرهیز از فساد و استبداد دولت مردان استفاده کرد؟ برای رسیدن به این هدف نقش سیاست مداران، مسئولین، مطبوعات، سازمان های مردم نهاد و همه ی کسانیکه برای شفافیت و در دسترس بودن اطلاعات تلاش می کنند حیاتی است. در هفته ی گذشته رهبر انقلاب به بیانات حضرت علی(ع) تاسی جسته و به مسئولان اهمیت شفافیت را گوشزد کردند. جز امور مربوط به امنیت ملی و جنگ، باید شفافیت به عنوان وظیفه ی آحاد مسئولان شناخته شود و هیچ رازی از مردم پنهان نشود. با شفافیت و مسئولیت پذیری یا کار انقلابی مسئولان، پول ها و درآمدهای نفت و گاز جایگاه اصلی خود را در اقتصاد یافته و جان آفرین می شوند.

این قاعده در تمامی کشورها عمومیت دارد. برای شناخت بیشتر دو مثال طرح می کنیم. در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، کشور غنا صادرات مقادیر قابل توجهی از منابع نفت خود را آغاز کرد. آیا این مسئله، مهمترین اتفاقی بود که در عرصه ی اقتصادی برای این کشور صورت می گرفت یا بد ترین اتفاق؟ البته پاسخ روشن است و به شفافیت و تعهد دولت مردان این کشور نسبت به مردم غنا بستگی دارد.

در پایان سال ۲۰۱۳ نیز مغولستان به یکی از بزرگترین صادر کنندگان مس و طلا در جهان تبدیل شد. دوباره همان سوال و باز همان پاسخ! آیا صادرات طلا و مس برای مغولستان مهمترین اتفاقی است که در عرصه ی اقتصادی و سیاسی رخ می دهد یا بد ترین؟ بدی و خوبی داشتن منابع و صادرات طلا و مس به شفافیت و مسئولیت پذیری دولت مردان مغول در خصوص نحوه ی هزینه ی درآمدهای سرشار از فروش محصولات وابسته است.

اگر شفافیت نباشد، ساختار نظام سیاسی به شدت  آسیب می بیند و وقتی نظام سیاسی آسیب ببیند، در همه ی بخش های جامعه از جمله خانواده، آموزش و اقتصاد، فساد همچون سرطان جهش یافته و رسوخ می کند. بنابراین برای ترمیم ساختار سیاسی و در نهایت برای تعادل نظام اجتماعی کل، ناگزیر از شفافیت هستیم. برای از بین بردن عدم اعتماد و برای حل تمام مشکلات، شفافیت شاه کلید است و کسانی که با آن مخالفت می کنند بدون تردید کفش شان پر از ریگ خودخواهی و نفاق و پول پرستی است. 

قبل از پایان یاد داشت، اشاره به یک مورد ضروری است. «بیماری هلندی» یکی از آسیب های نظام اقتصادی است. این پدیده از نتایج پدیده ی «نفرین منابع» است. زمانی که یک کشور گرفتار این آسیب می شود، به دلیل درآمدهای فراوان، ارزش پول ملی بیش از ارزش واقعی اش می شود و در نتیجه صادرات محصولات دیگر صنعتی و غیر صنعتی کشور، آسیب می بیند.

در این مبحث بیش از هر چیز بر شفافیت و تعهد پذیری مردان سیاست نسبت به مردمی که آنها را برگزیده اند تاکید شد. نباید از یاد برد که برای حمایت از شفافیت و مسئولیت پذیری، برخی از عوامل بالقوه باید به صورت بالفعل درآیند. نخبگان، رسانه ها، سمن ها، گروه ها و احزاب سیاسی و به طور کلی آحاد مردم همسو با رهبر انقلاب، باید شفافیت و مسئولیت پذیری تمامی قوای کشور را به عنوان یک حق مطالبه کنند و فریاد بزنند. حقی که قانونی است اما در مسلخ منافع حقیر باندی و شخصی ذبح شده است. 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.