بحران آب نیشابور و مدار بسته فساد  در نبود شایستگان

تحلیل خبر

رضا مهرداد

معمولا در تمام شماره های  خیام نامه و در ستون در خبرها نیامده بود که؛ اخباری را منتشر می نماییم که ضمن قطعیت داشتن؛ به دلایل قانونی و شبه قانونی! امکان پرداختن رسمی به آن وجود ندارد. این ستون از قضا ازپرمخاطب ترین ستون های نشریه است که تقریبا در تمام ۳۰۹ شماره و در طول فعالیت ده ساله ی نشریه؛ همواره اخبار خاصی را پوشش داده است. از سوی دیگر از آن جا که در عصر ارتباطات و انتقال سریع اخبار خام در رسانه های مجازی؛ ضرورت تحلیل اخبار در رسانه های مکتوب افزایش یافته است دراین شماره قصد داریم با بازخوانی یکی از خبرهای ستون در خبرها نیامده بود که؛ به تحلیل آن بپردازیم.

خبر: سوء استفاده برخی از نزدیکان یک نماینده سابق

در خبرها نیامده بود که: سوء استفاده برخی از نزدیکان یک نماینده ی سابق مجلس از موقعیت وی برای صدور مجوز بهره برداری و حفر چاه های کشاورزی؛  سبب حساسیت مقامات بازرسی استان و در مواردی تشکیل پرونده برای این افراد شده است. گفته می شود این افراد علی رغم ممنوعه بودن دشت نیشابور! با اخذ مبالغ قابل توجهی از متقاضیان؛ با مراجعه به ادارات مربوط به صدور مجوز به صورت غیر قانونی، مبادرت به اخذ مجوز می نموده اند. صدور مجوز حفر چاه برای یکی از مراکز آموزشی نیشابور از جمله ی این تخلفات است. کمبود آب از دیرباز در ایران و انحصار منابع آب همواره سبب ایجاد فرصت های طلایی برای پول سازی صاحبان نفوذ بوده است. (خیام نامه؛ شماره ۳۰۹)

تحلیل خبر

هر چند این خبر کوتاه است اما به دلیل اهمیت فراوان آن و متاسفانه ساختاری شدن فساد در بسیاری از بخش ها از جمله نهادهای انتخابی؛ صرفا با هدف آسیب شناسی برخی رفتارهای جامعه ی ایرانی به آن می پردازیم.

یکم: جای خالی آگاهی؛ از ماست که بر ماست

دموکراسی و آگاهی، لازم و ملزوم یکدیگرند. به نظر می رسد در واکاوی این خبر و اخبار مشابه باید یکی از عوامل اصلی را در ناآگاهی جامعه و جدی نگرفتن انتخابات دانست.  بدنه ی اصلی رای دهندگان در اکثر نقاط دنیا و به ویژه در کشورهای توسعه نیافته به  اهمیت و نقش خود از طریق شرکت در انتخابات و لزوم انتخاب گزینه ی کامل تر، پی نبرده اند و به عبارتی نه انتخابات را جدی می گیرند و نه دقت وتحقیق کافی برای گزینه یا گزینه هایی دارند که قرار است برای مدت معینی  سرنوشت خود در بسیاری از حوزه ها را به آنان بسپارند. شاید شرکت در انتخابات برای خیلی از رای دهندگان در حکم یک بازی تفریحی یا انجام یک تکلیف باشد تا یک حق انتخاب برتر. نتیجه ی این رفتارحضور انسان های غیر توانمند در مناصب است. از طرف دیگر عدم شرکت بخش قابل توجهی از رای دهندگان آگاه در انتخابات حرکت بر مدار بسته ی فسادی است که نتیجه اش را امروز با همه ی وجود احساس می کنیم.

دوم: نبود احزاب غیر دولتی و رسانه های حرفه ای و مستقل

سپردن سرنوشت یک جامعه به دست فرد یا افرادی؛ نکته ی با اهمیتی است که در جامعه ی ما کمتر مورد توجه واقع شده است.  باید پذیرفت امکان شناخت کاندیداها در یک فرصت کوتاه و ایام تبلیغات امری غیر ممکن است. به نظر می رسد برای حل این مشکل نیازمند وجود احزاب غیر دولتی و فراگیر و نیز وجود رسانه های مستقل و حرفه ای هستیم. احزابی که باید مسئولیت معرفی کاندیدا و رفتارهای او را بپذیرند و رسانه های مستقل و حرفه ای تا با نقد رفتارها و گفتارهای کاندیداها شخصیت و رفتارهای احتمالی آن ها را بیشتر برای انتخاب کنندگان تشریح نمایند.

از سوی دیگر احزاب و رسانه ها می توانند با آموزش شهروندان و افزایش حساسیت آن ها نسبت به سرنوشت خودشان نقش مهمی در انتخاب افراد شایسته تر و انتخابات کم حاشیه داشته باشند.

سوم: حذف چهره های توانمند= گسترش فساد

متاسفانه در دوران های مختلف تاریخ ایران؛ شاهد حذف و به حاشیه رفتن انسان های شایسته، توانمند و با هوش از چرخه ی مدیریتی یا فرصت انتخاب شدن بوده و هستیم. از آن جا که هوش و ذکاوت هدیه ای خدادادی است که در وجود درصد کمی از انسان ها نهاده شده است؛ حذف افراد توانمند و با هوش به بازی دو سر باخت می ماند ، چراکه از یک طرف جامعه را از ثمره ی مدیریت هوشمندانه ی آنان تهی می نماید و از طرف دیگر چرخه ی مدیریت و فضا برای حضور افرادی در جایگاه ها فراهم می شود که از شایستگی لازم برخوردار نیستند.

وقتی نماینده ی مردم توان  شناخت و کنترل نزدیکان خود را نداشته باشد و آنان از اسم و عنوان وی چنین سوء استفاده کنند و چوب حراج بر ذخایر آبی یک شهر بزنند و از این طریق به آلاف و الوفی برسند آیا توانایی دفاع از حقوق موکلین خود را در بزنگاه های سخت دارد؟

چرا باید نمایندگان مردم در سال ۱۳۸۹با قیام و قعودی در اوج بحران کاهش ذخایر چندین میلیون ساله ی آبی کشور؛ با تصویب طرح مجوز دارکردن چاه های آب غیر مجاز؛ باعث افزایش تعداد این چاه ها از ۴۷۰ هزار رسما به حدود ۸۰۰ هزار حلقه شوند! از مردم عادی چه انتظاری می توان داشت؟ آیا اگر اکثریت مجلس را انسان های آگاه و توانمند تشکیل می دادند این فاجعه که در حکم چوب حراج زدن به آینده ی ایران است؛ اتفاق می افتاد؟

چهارم: به مسلخ بردن اخلاق

نمایندگان مردم در هر دوره در پیش گاه خداوند، قرآن کریم سوگند می خورند و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمایند که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دست آوردهای انقلاب اسلامی و مبانی جمهوری اسلامی باشند. چه رابطه ای می تواند بین این فسادها و محتوای سوگند نمایندگان باشد؟ شرافت انسانی ما را چه شده است که بر خلاف سوگند خویش ابتدایی ترین دستاورد جمهوری اسلامی را که همانا مقابله با فساد است؛ نه تنها زیر پا می نهیم بلکه وقیحانه فساد را خواسته و ناخواسته ترویج می نماییم؟  سرزدن رفتارها ی شبهه انگیز از جانب مسئولین و نمایندگانی که این چنین «سوگند» می شکنند؛ چه تاثیری و یا تاثیراتی در جامعه دارد؟ آیا این به مسلخ بردن اخلاق و دیانت نیست؟

پنجم: وقتی که بگندد نمک

به نظر می رسد بر اساس قانون اساسی، مجلس، به عنوان نهاد ناظر، می تواند مهمترین نقش را از طرف مردم در مبارزه با فساد داشته باشد. حال وقتی به عنوان یک نمونه ی کوچک، نمایندگان مردم و یا منتصبین آن ها این چنین گرفتار رفتارهای غیر قانونی و مفسده انگیز می شوند، آیا امکان مبارزه با کژی ها از جانب آنان وجود دارد؟

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.