باورهای عامیانه مردم سرولایت از نگاهی دیگر

MDKocdNiNhباور و فرهنگ

مصطفی صادقی

کارشناس ارشد زبان شناسی

باور عامیانه همانند اسطوره از لایه‌های فراوان برخوردار است که در هر زمان و مکان می‌تواند معنی خاصی به همراه داشته باشد و معانی و برداشت‌های متفاوت و احیاناً متناقض بدهد (همانند خود اسطوره) و در هر فرهنگی با توجه به شرایط خاص جغرافیایی  و زندگی مردم، نقش و کارکردی خاص را ایفا می‌کند. به دلیل فاصله زمانی بسیار، بسیاری از باورهای عامه از بین رفته یا احیاناً تحریف شده و باورهای گرانبهایی که حاصل اندیشه‌ی والای گذشتگان خردمند ما بوده است. برخی از باورهای عامیانه جنبه اخلاقی دارند و به علم اخلاق مربوط می‌شوند. برخی جنبه روحی روانی دارند و به علم روان‌شناسی مربوط می‌شوند. برخی جنبه فلسفی دارند و با علم فلسفه ارتباط پیدا می‌کنند و برخی هم حاصل اندیشه عالمانه بشرند و جنبه‌ی علمی دارند و دسته‌ای که اصلاً با زندگی و شرایط و علم و ادراک انسان امروزی هیچ تناسبی نداشته و جنبه‌ی خرافاتی یافته‌اند و همین دسته اندک هستند که سبب بی‌توجهی به باورهای دیگر شده‌‌اند.

آری انسان عصر انفجار فناوری اطلاعات و هزاره‌ی نانو با باورهای عامیانه زنده است و زندگی می‌کند. همیشه ماندگاران جامعه بشری از یک انرژی خاصی برخوردارند که به آنها برجستگی لازم جهت ماندگاری بخشیده است. باورهای عامیانه هزاره‌ها را تداعی می‌کنند و آئینه تمام‌نمای اندیشه‌ها، آرمان‌ها و اعتقادات نیاکان ما می‌باشد، برای همین میراثی است گرانبها.

به طور کلّی می توانیم باور‌های عامیانه را عباراتی بدانیم از باورهای باطل و بی اساس که فاقد مبنای عقلی و علمی باشند. امّا ذکر این نکته ضروری است که باور نسبت به درجه فهم و بصیرت بشر، معنا می یابد و می تواند وجود داشته باشد. چه بسا بسیاری از مسائل که از نظر ما خُرافه و باور عامیانه هستند، امّا در دوره‌های قبل به دلیل محدود بودن علم بشر، معقول و مقبول بوده‌اند. مثلاً این عقیده که شکستن آینه شگون ندارد، به نظر ما عقیده ای بی اساس، بچه گانه و خرافاتی به نظر می آید؛ امّا باید اشاره کرد که در روزگار قدیم مردم، تصوّر می کردند شکل و سایه و عکس انسان، قرین یا جزو روح انسان است و با شکسته شدن آینه نقش انسان، باطل می شود و در واقع، روح او صدمه می‌بیند.

اکنون به چند مورد از باورهای عامیانه مردم بخش سرولایت پرداخته می‌شود که تصور نمی‌رود جزو خرافات محسوب شوند و به دلیل محدود بودن علم بشری و راز کشف نشده آن به عنوان خرافه و باور عمومی پنداشته می‌شود.

۱- از گرفتن ناخن در شب پرهیز می‌کردند چرا که اعتقاد داشتند این کار عمر را کوتاه می‌کند. علم امروز نشان داده است که کلسیم بدن در شب در ناخن ذخیره می‌شود و با گرفتن ناخن کلسیم از بدن خارج می‌شود کلسیم یکی از مواد ضروری برای استخوان‌ها می‌باشد که کمبود آن باعث شکستگی و پوکی استخوان و همچنین خراب شدن دندان‌ها و ودر نتیجه مشکلات گوارشی و پس از آن کوتاهی عمر را در پی خواهد داشت.

۲- اگر پسر بچه‌ای مریض می‌شد پیراهن وی را در برابر چشمانش می‌سوزاندند تا مرض و بیماری از وی  دور شود. امروزه علم پزشکی در بعضی از بیماری‌ها صحت این عمل را نشان داده که در بعضی از بیماریها ی میکروبی، قارچی و ویروسی لوازم شخصی و لباس‌های شخص را امحاء می‌کنند.

۳- کشاورزان ماری را که از زیر خرمن بیرون می‌آمد؛ نمی‌کشتند. امروزه کشاورزان فهمیده‌اند که کشتن مارها باعث افزایش موش در مزارع شده و نتیجه آن کاهش محصول کشاورزی می‌شود. همچنین در علم پزشکی امروز از زهر انواع مارها به عنوان دارو و پادزهر استفاده می‌شود.

۴- اگر روی گربه آب بپاشند از دستشان زگیل در‌می‌آید. باز هم امروزه علم جدید نشان داده که مو و پوست بعضی از حیوانات ناقل انواع بیماری می‌باشد؛ مخصوصا زمانی که خیس باشد از دست زدن به مو و پوست حیوانات باید خودداری نمود.

۵-     شب هنگام آب داغ را به بیرون نمی‌ریختند چون باعث سوختن بچه‌های جن می‌شدند. در زمان‌های قبل به علت نبود روشنایی ممکن بود با ریختن آب جوش باعث سوزاندن حیوانات و جانوران یا حتی انسان‌ها بشوند.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.