بازی با دم شیر، بازی با منافع مردم

پیمان صادقی

انتخاب یک مطلب برای پرداختن به آن تحت عنوان «تیتر یک» این هفته به واسطه روزهای پر سر و صدای اخیر بسیار دشوار بود.

درگذشت امیر عباس انتظام، رکورد زدن چندباره سکه و دلار، بازگشت سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد، پرونده موسسه مالی ثامن الحجج، دفاعیات احسان علیخانی از خود در صدا و سیما، آغاز تغییرات در تیم اقتصادی دولت و… هر کدام به تنهایی آن قدر اهمیت دارند که بتوانند به عنوان تیتر یک هفته انتخاب شوند.

با این وجود علی رغم اینکه درگیری لفظی مقامات تهران و واشنگتن موضوع عجیبی نیست اما شدت گرفتن و هم زمانی آن با بازگشت تحریم های یک جانبه آمریکا و مشکلات داخلی کشور اهمیت دو چندان یافته است.

رییس جمهور روز یکشنبه گذشته در همایش روسای نمایندگی های ایران در خارج از کشور، با خطاب به ترامپ گفت: «با دم شیر بازی نکنید که پشیمان کننده است.» او همچنین عنوان کرد : «تنگه های زیادی داریم، تنگه هرمز فقط یکی از آنهاست.»

ترامپ نیز در یک واکنش توییتری تند پاسخ داد : «دیگر هرگز ایالات متحده را تهدید نکن! در غیر این صورت پیامدهایی را خواهی دید که تنها معدودی در تاریخ رنجش را تجربه کرده‌اند.»

این درگیری به ذایقه آنهایی که در سال های ۹۲ و ۹۶ و با امید به اصلاح روندهای خطرناک حاکم بر کشور به حسن روحانی رای دادند، خوش نمی آید.

بی شک رای دهندگان به شعار «تدبیر و امید» انتظار دارند رییس جمهور، جایگاه رسمی و قانونی اش را پاس بدارد و اگر نیاز به چنین واکنش هایی آن هم در برابر فرد نامتعادلی مانند ترامپ وجود دارد، آن را به مقامات نظامی محول کند.

بر این اساس عده ای معتقدند که اتخاذ برخی سیاست های نادرست به ویژه در زمینه اقتصاد توسط دولت روحانی باعث شده تلنباری از مشکلات او را از ادامه مسیر ناامید کرده و وی ضمن تسلیم در مقابل جناح اقتدارگرا در حال نمایندگی ادبیات و خواسته های آنها است.

این شایبه از آنجا تقویت می شود که سخنان غیرمنتظره روحانی درباره بستن تنگه هرمز، بسیار تندتر و صریح تر از موضع گیری های اصول گرایان بود.

در هر صورت آن کسی که بیشترین سود را از این سخنان غیر ضرور برد، ترامپ است. چرا که ظاهرا توانسته است ادعای خود را مبنی بر «تهدید بالقوه ایران برای منطقه» اثبات کند.

اما برخی دیگر از تحلیل گران پیش بینی می کنند با توجه به شرایط نا به سامان اقتصاد ایران و نیز سابقه ای که از رفتارهای مشابه ترامپ وجود دارد، این جنگ لفظی درست برخلاف تمام شواهد و قراین احتمالا مقدمه ای برای گفت و گو بین سران دو کشور است.

از این دیدگاه قصد رییس جمهور، ایجاد فضای روانی برابر، در صورت رخداد هرگونه گفتگویی خواهد بود.

شاهد این فرضیه را نیز صحبت های روز سه شنبه ترامپ می گیرند که گفته است: باید ببینیم که چه اتفاقی می‌افتد اما ما آماده یک توافق واقعی هستیم.

با بررسی دو سناریوی بالا خیلی زود به این نتیجه خواهیم رسید که هیچ کدام نمی تواند منافع ملی مردم ایران را تامین کند.

بازگشت تمامیت قدرت به دست اقتدارگرایان نتیجه روشنی دارد و نیاز به شرح و تفصیل آن نیست.

شرکت سران حزب جمهوری خواه در میتینگ های منافقین و حمایت از گروه هایی مانند آنان، پوچ بودن ادعای دلسوزی آمریکا برای مردم ایران به ویژه در دوره ترامپ را نیز آشکار می کند.

در روزهایی که مردم در زیر فشار سنگین اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی قرار دارند، هر از چندگاهی خبرهایی جدید از سوءاستفاده های مالی به گوش می رسد، سختگیری های اجتماعی ادامه دارد و گرمای هوا و قطعی های مکرر آب و برق دردسر ساز شده است، تنها راه خروج از این شرایط دشوار، بازگشت به مردم و نمایندگی کامل خواسته های واقعی آنها است.

اصلاح دقیق و موثر تیم و رویکرد اقتصادی دولت، کنترل سریع بازار ارز و سکه، شفافیت در رسیدگی به پرونده های مالی و باز کردن هر چه بیشتر فضای سیاسی و اجتماعی؛ مهم ترین اقداماتی است که باید با جدیت در الویت کاری حاکمیت قرار بگیرد.

هر چند که ایرانیان به خوبی می دانند که کشاندن پای بیگانگان به مسایل درونی چیزی جز ویرانی و پشیمانی در پی نخواهد داشت، سران کشور نیز باید این هشدار را جدی بگیرند که دشوار شدن شرایط زندگی ممکن است سبب تصمیمات و تحولات خانمان سوز گردد.

 

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.