باران عشق در بیابان طلب

باران عشق در بیابان طلب

دیباچه ای بر کتاب :چه خواهم کرد در باران؟

مجموعه شعر علی امیری دلویی (باران گنابادی)

آخرین برگ سفرنامه باران این است

که زمین چرکین است

«استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک)»

بارانی تر از همیشه در جویبار معنا جان شستی و در جستجوی استغنا وجب به وجب کویر بی خویشی را با پای دل هروله کنان پیمودی، از وادی های خم اندرخم، هزارتو و اسرارآمیز روح قرارناپذیر گذشتی، با سبدسبد کلمه و با همیان همیان شعر به مردم رسیدی، مردم این خیل مشتاق مهرجو، بی ادعا، بی ریا و خاکسارانه آنچه آموختی پیمودی و فرسودی و پیشکش نسلی و پیشکش نسلی نمودی که عشق آذین ترین درودها بایسته اش نیز هم.

و امید همه ماست که در زَمهریر سردمهری ها و بی تفاوتی ها فسرده نگری و در زمستان های هول تاب آوری و در هامون ها ترانه ناپیدای خویش را بیابی و بنگری که پیش از تو چه بسیار نغمه ها ساز شد و چه وافریادها مترنم گردید تا مشعل خردورزی دست به دست و نسل به نسل روشن و امیدوار کننده تا امروز طی طریق کند و در بلند جایگاه انسانی خود مستقر گردد.

به هر تقدیر کلامت شمایلی است از عشق مبارکزاد، ریاضت و سرنهادن بر آستان جانان و شمع آسا سوختن و پرتو افروختن بر معبد مهر، مهر گستری ات فزون و فزون تر باد.

نوشته شده توسط : حجت حسن ناظر

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.