ایران پُل پیروزی متفقین

نگاهی پس از۷۳ سال به اشغال ایران درجنگ دوم جهانی

ایران پُل پیروزی متفقین

پل پیروزی نامی بود که سه کشور آمریکا و شوروی و انگلیس کشور های متفق در جنگ جهانی دوم بر ایران نهادند . زیرا متفقین در این جنگ با استفاده از خاک ایران توانستند به نیروهای شوروی در قبال هجوم نازی ها یاری رسانند و عروس پیروزی را در آغوش کشند.

سرزمین ایران که بر سر چهار راه گیتی واقع است،در طول تاریخ هماره یک موقعیت مهم سوق الجیشی و نظامی فوق العاده داشته و دارد. وقتی هیتلر به شوروی حمله برد و راه های کمک به آن کشور را بر دیگر کشور های دوست شوروی بست. متفقین راهی جز گشودن جبهه جنوب از خلیج فارس را پیش روی نداشتند.ایران تنها راهی بود که آنان را از آب های آزاد خلیج فارس به شوروی می رساند.دراین جنگ ایران یرای متفقین نقش «پل پیروزی» راداشت،ولی شوربختانه پیروزی آن کشورهای قلدر با ویرانی ایران و نکبت برای مردم این سرزمین همراه بود.

در واپسین سال های سده سیزده هجری شمسی با ناتوانی احمد شاه در اداره کشور، پیش بینی اضمحلال و انقراض سلسله قاجار کار مشکلی نبود. بخصوص با تحلیلی که از رفت و آمد کابینه های متزلزل و بی دوام دولت های آن عصر می شد،کرد. دولت هایی که پیاپی می آمدند و می رفتند. بی آن که منشاء خیر و حرکتی موثر باشند و بتوانند در ایجاد ثبات و امنیت کشور قدمی بر دارند.

با خاتمه جنگ جهانی اول و پیروزی لنین و یارانش که منتهی به خروج روسیه از ایران شد، وضعی در ایران پیش آمد که برآیند نیروهای موثر در سیاست آن روزگار موجب گردید تا با دخالت مستقیم انگلیسی‌ها و عواملی چند رضاخان بر سرکار آید.

رضاخان با تصویب مجلس موسسان و پس از انحلال سلسله قاجاریه پادشاه ایران شد و حکومت را به دست گرفت.

پیش از شروع جنگ جهانی دوم و در پی بروز مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ جهانی اول ،انگلیس با هدف جلوگیری از ازفروغلتیدن آلمان ضعیف شده بعد از جنگ به دامن کمونیسم به حمایت از بازسازی این کشوربرآمدندو سعی درتقویت آن نمودند وبه همین جهت ازرضاشاه خواستند تادروازه های خود را به به روی سرمایه ،صنایع ومتخصصین آلمانی بازکند.بنا براین توسعه روابط ایران وآلمان با توصیه وتسامح انگلیس آغاز شد ورضاشاه اجازه فعالیت های تجاری واقتصادی بیشتری به آلمان دادوزمینه برای حضور هزاران تبعه آن کشور دربخشهای گوناگون فراهم شد وبدین گونه به خواست غرب آلمان هامیدان جولان و فعالیت وسیعی در ایران یافتند.

باشروع جنگ جهانی دوم وپیشرفت سریع آلمان درجنگ ،این باور در رضاشاه ایجاد شد که پیروزی نهایی با آلمان خواهد بود.از این رو رضاشاه برای حفظ قدرت خود وبه خاطر علاقه خاصی که به هیتلر داشت تصمیم به مقاومت در برابر انگلیسی ها گرفت تا هیتلر را ازخود خوشنود سازد.از سوی دیگر هیتلر به رضاشاه قول داده بود که اگر تا بهار ۱۳۲۱مقاومت کند در ایران نیرو پیاده خواهد.البته وجود افراد هواخواه آلمان چون دکتر متین دفتری در اطراف او در تشدید این تمایل بی تاثیر نبود. گو این که پیشینه سیاه تاریخی روس و انگلیس در اذهان عمومی،از انگیزه موثری بود تا مردم را متمایل به آلمانی ها نماید که خود در تصمیمات دولت ایران نیز تاثیر می گذاشت

در اواخر سلطنت رضاشاه وبا پیشروی سریع آلمان به سوی شوروی،وجود دشمن مشترک قدرتمند و زیاده خواهی چون هیتلرکه هستی دول عالم را تهدید می کرد، پیوند آمریکا و اروپاییان با شوروی کمونیستی را که تا آن تاریخ مقابل هم بودند، موجب شد و آنان را در تشکیل جبهه واحدی در جنگ علیه آلمان واداشت. در این جنگ متفین را برای مقابله با سپاه هیتلر جز گشودن جبهه جنوب که مصون از گزند آلمانی ها بود، راهی نماند. چرچیل در آن زمان گفت:

«کمک رساندن به نیروی نظامی اتحاد شوروی مهم‌ترین وظیفه بود و ایران به عنوان نزدیک‌ترین راه انتخاب شده بود.»

بنابراین کشور های متفق در هجدهم ژوئیه ۱۹۴۱ دولت های شوروی و انگلستان یادداشت های مشابهی به دولت ایران تسلیم و ضمن آن از فعالیت کارشناسان آلمانی در ایران اظهار نگرانی کرده و اخراج آنان را که به عقیده دو دولت متفق، ستون پنجم آلمان در ایران بودند و منافع آنان را مورد تهدید قرار می‌دادند، خواستار شدند. دولت ایران در جواب آنان اظهار داشت که کارشناسان آلمانی برای خدمت در صنایع ایران ضروری بوده و به زودی نمی‌توان برای آنها جانشین پیدا کرد، در ضمن تعدادشان هم آنقدر زیاد نیست و دولت بر عملکرد آنها نظارت و مراقبت جدی دارد.. در عین حال انگلیسی ها که با ورود ارتش شوروی به خاک ایران موافق نبودند، سعی کردند رضاشاه را متوجه حقایق امر بنمایند. آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلیس به محمدعلی مقدم- وزیر مختار ایران- در لندن به طور سربسته اظهار داشت که اگر مساله واگذاری راه، جهت عبور اسلحه و مهمات انگلیسی به جبهه شوروی به نحوی حل شود از اقدامی که ممکن است عواقب وخیمی برای ایران داشته باشد جلوگیری خواهند کرد. رضاشاه به این پیغام توجهی نکرد و در واقع منتظر نتیجه جنگ آلمان و شوروی ماند. دراین ایام. یادداشت دیگری هم از طرف دولت آلمان که حاوی پیام هیتلر به رضاشاه بود رسید. پیشوای آلمان در پیام خود از مقاومت ایران در برابر فشار متفقین و پیروی از سیاست بی‌طرفی اظهار خوشحالی کرده و اعلام داشته بود که به عقیده او این دوره فشار طولانی نخواهد بود، زیرا نیروهای آلمانی در خاک اوکراین مشغول پیشروی بوده و به نواحی شمالی جزیره کریمه رسیده‌اند و قصد دارند تا پاییز، قسمت های دیگری از خاک روسیه را نیز تصرف و آخرین مقاومت روس ها را درهم شکنند. رضاشاه در وضع بسیار بغرنجی قرار گرفته بود، در این موقعیت خطرناک رضاشاه سیاست دفع الوقت و حفظ وضع موجود را پیش گرفت تا شاید به مرور زمان و گذشت ایام نتیجه جنگ مشخص شود و او بتواند تکلیف خود را با دول متخاصم روشن کند.بنا به برخی گفته ها رضاشاه دراین ایام صدای توپهای آلمانی ها را از کوههای قفقاز می شنید وپیشروی های هیتلر را روی نقشه ای که دراتاق کارش بود دنبال می کرد وهر لحظه منتظر پیروز ی نهایی ارتش آلمان ورسیدن آنه به ایران بود . در این هنگام رادیو و جراید انگلستان، شوروی و متفقین شروع به تبلیغات شدیدی درباره فعالیت ستون پنجم و جاسوسان آلمانی در ایران و ورود احتمالی رضاشاه در جنگ به نفع آلمان نمودند.

سر انجام درسوم شهریور ۱۳۲۰کاسه صبر متفین از عملکرد مبهم وچند پهلوی رضاشاه لبریز شد وسفران انگلیس وشوروی طی یادداشتی که به طور جداگانه تسلیم دولت ایران کردند ،اعلام داشتند چون دولت ایران در مقابل درخواستهای آنان سیاست مبهمی در پیش گرفته ودر اخراج آلمانی ها اقدامی نکرده است ،ارتش های شوروی وانگلیس وارد خاک ایران شده اند.پس از تسلیم این یادداشت،متفقین با بمباران شهرهای مرزی و داخلی ایران و هجوم زمینی دست به اشغال کشورمان زدند و نفیر مرگ و نیستی را در سراسر این سرزمین پراکندند و پایتخت جولانگه تانک و زره پوش و پیاده نظام متفقن گردید. در برابر هجوم متفقین مقاومت ارتش ایران جز چند مورد محدود، کاملا بی‌اثر بود و پس از اینکه اولین مرحله هجوم سپری شد، رضاشاه دریافت که حریف قوی‌تر از آن است که بتوان با آن مقابله کرد. به همین دلیل دستور ترک مقاومت بعد از سه روز صادر شد ولی در حقیقت قبل از صدور آن نیز هرگونه مقاومتی پایان یافته بود. در این میان فعالیتهای مشکوکی نظیر ارسال صندوق های اسلحه و مهمات نامناسب و مرخص کردن سربازان در لشگرهای مقیم پایتخت در بحبوحه جنگ بدون تردید مربوط به عناصر وابسته به بیگانگان بوده است.

در جریان جنگ جهانی دوم، متفقین از طریق راه‌آهن سراسری ایران و سایر راههای ارتباطی کشور، حد پنج و نیم میلیون تن اسلحه، مهمات، مواد غذایی و دارو را به شوروی منتقل کردند. برخی از محققان براین باورند که سیل کمکهای سرازیر شده از مسیر ایران به شکست آلمانها در استالینگراد انجامید و به همین جهت متفقین ایران را «پل پیروزی» خواندند.

در این مقطع تاریخی روزهای خوفناکی بر شاه و دولت و مردم می گذشت.شاه در ابهام از آینده و نگران از نابودی سلطنت تازه تاسیس خود و دولت از به خطر افتادن منافعش و مردم بی پناه از قحطی و گرانی و ناامنی واهمه داشتند. رضا شاه نا امید و دلسرد از روزگار برای حفظ سلسله پهلوی بسیار کوشید . حسنعلی منصور(منصور الملک)نخست وزیرمتمایل به آلمان در آن بحران تاب نیاورد و استعفا کردومحمد علی فروغی انگلوفیل به جای او به نخست وزیری نشست تا از طریق گرایشی که با انگلیس داشت بتواند آنها را راضی نگه دارد.

فروغی از سیاستمداران کهنه کار به درخواست رضاشاه به گفتگو با دولت های متفق پرداخت تا هم تهران مورد هجوم نظامی واقع نشود هرچند از اشغال آن گریزی نبود و هم وضعیت شاه و سلطنت ایران که متزلزل و مبهم بود به نحوی مورد عنایت آنان قرار گیرد.فروغی پس از توافقاتی با شاه پا میان گذاشت و گفتگوها و زد وبند ها را با اصحاب غائله آغازید.

درایام اشغال تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی ایران پایمال شد. خیلی از ادارات و سربازخانه‌ها و بیمارستانها در اختیار آنها قرار گرفت و قوت لا یموت آنها از شهرهای ایران تهیه شد دو ماه بیشتر طول نکشید که ایران دچار کمبود مواد غذایی شد. .   قحطی و گرانی و کمبود گریبان مردم را گرفت. نان جیره‌بندی و کوپنی شد. آسیب های سیاسی و اقتصاد، فرهنگی و …به دامان ایران و ایرانی نشست. سالهای ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ عده زیادی از مردم در اثر فقر مردند و همه روزه در خیابانهای شهرها عده‌ای از بیماری جان می‌دادند. تا پایان جنگ این وضع در ایران استقرار داشت .

در این ایام دهشتناک، هم پیمانان ایران در پیمان سعدآبادتهران ، کوچکترین اقدامی به نفع ایران ننمودند و بی‌فایده بودن این پیمان منطقه‌ای عملا به اثبات رسید. از سوی دیگر متفقین با اینکه عملیاتشان برخلاف کلیه موازین و اصول بین المللی بود، ولی عملا خیالشان از فعالیت آلمانی ها در خاورمیانه که چاههای نفت و راههای ارتباطی این منطقه را به خطر انداخته بودند، آسوده شد. ایرانیان نیز که در مدت بیست سال حکومت دیکتاتوری رضاخان از آزادی محروم و از حوادث بین المللی بی‌خبر بودند، یکبار دیگر شاهد اشغال مصیبت بار کشورشان از سوی بیگانگان گردیدند.

منبع:

(استفاده شده از مقاله « پل پیروزی » و قوای متفقین در تهران ،داریوش شهبازی ومقاله پل پیروزی متفقین نوشته علی بهبهانی در سایت مرکزاسناد انقلاب اسلامی وشتر ها باید برون نوشته ریدر بولارد )

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.