اندر خُم رنگ ‌ریزی و خیالِ محالِ «توصیه»هایِ سیاست ‌مداران ; وقتی خانم نماینده، دردِ کشور را نه قحطی، بلکه «خیانت» برمی‌ شمارد

سعید رضادوست

پژوهش‌گر و فعّال حقوق شهروندی

«کُن؛ فیکون: موجود شو، پس بی ‌درنگ موجود می ‌شود.» این گزاره را در قرآن، فراوان می ‌توان یافت. صفتی که برای مطلقِ وجود به کار می‌رود و اختصاص به او دارد. پروردگارِ یکتا، امر به بودن می‌ کند و خلق از عدم به وجود، گام می ‌نهد. نیست، بدل به هست می‌شود.

انسان ‌ها نیز گاه، اثر یا وضعیّتی جدید را خلق می ‌کنند و این خلق با بهره‌ گیری از ابزارِ زبان، اتّفاق می ‌افتد. این آثار و وضعیّت ‌های جدید برای خلق شدن، به چیزی افزون ‌تر از زبان، نیازی ندارند. به عنوان مثال، هنگامی که کشیش، در آیینِ ازدواج می‌ گوید: «من، شما دو تن را زن و شوهر اعلام می ‌کنم» و یا فردی اقدام به نام‌گذاریِ یک ساختمان کرده و می‌گوید: «من این بنا را مروارید، نام نهادم»، با بهره ‌گیری از «کنشِ گفتاری» و «اعلام» کردنِ چیزی، وضعیّت یا اثری نو را خلق کرده و پدید می ‌آورد. در این حالت، وضعیّت یا اثرِ نو صرفاً با «انشا»یِ آن، پدید آمده است. حالتی که نامش را «اعلامی//Performative » نهاده‌اند.

سیاست‌ مداران و زمام‌ دارانِ جامعه، گاه و بی‌ گاه، گزاره‌ هایی از جنسِ «باید بشود» صادر می‌کنند، به این گمان که این ‌دست گزاره‌ ها نیز از خاصیّتِ همان گزاره‌ هایِ «اعلامی» برخوردارند. ایشان گمان می‌کنند (یا مایل ‌اند دیگران گمان کنند) که با «اعلام»ِ ایشان، هر وضعیّت و اثری، ایجادشدنی‌ است! مثلاً:

۱. اخیراً «وزیرِ علوم، تحقیقات و فنّاوری» اعلام کرده است که: «نباید دانشجویِ ستاره‌دار وجود داشته باشد.»

و

۲. رئیس‌ جمهور اعلام کرده است که: «نرخِ دلار باید پایین بیاید.»

یا

۳. سرانِ سه قوّه اعلام کرده‌ اند که: «نباید مردم ناامید شوند.»

هر سه گزاره‌ یِ بالا، صرفاً «توصیه‌»اند و تفاوتی شگرف دارند با آن ‌چه در صدر این نوشته، گزاره‌هایِ «اعلامی» خوانده شده ‌اند. «توصیه»ها به صرفِ بیان شدن، موجدِ خلقِ اثر یا وضعیّتی نو نیستند و برای تحقّق ‌شان باید زنجیره ‌ای از تلاش‌ های دیگر همچون «جدّیّتی متخصّصانه و راست ‌کارانه» نیز صورت پذیرد. سیاست ‌مداران و زمام ‌داران باید نیک بدانند، صرفاً «گزاره ‌هایِ اعلامی»اند که با «کنشِ گفتاری» و بهره‌ گیری از «زبان»، می‌ توانند وضعیّتی نو را آفریده و خالقِ اثر باشند، امّا «گزاره‌ هایِ توصیه ‌ای»، پس از بر زبان رانده شدن، باید به دستِ تدبیرکنندگانِ پاک و خردمند سپرده شوند تا اثر و وضعیّتِ مطلوب به بار آید و اگر به صرفِ «توصیه» بسنده شده و در پیِ آن، اثر یا وضعیّتی نو به بار نیاید، «زوالِ اعتمادِ عمومی و امید به اصلاحِ سیستم»، روی خواهد داد و می ‌شود آن ‌چه نباید. چنان‌که بر پیشینیان نیز چنین رفته است.

از دیگر نمودهایِ «کنشِ گفتاری» با انگیزه‌یِ باطلِ تحقّقِ آن را می‌توان در برخی نمایندگانِ مجلس شورای اسلامی بازجُست. وضعیّت در این سوژه، طنزآمیز و تلخ‌ تر است. دردناک‌تر است هنگامی که محصولِ چرخه‌ ای معیوب و ناکارآمد، مدّعیِ کارآمدسازی و درمان ‌گریِ عیوب و نقصانِ یک سیستم گردد و یا در پی آن باشد با حلوایِ ادّعایِ فسادستیزی، دهانِ شهروندان را شیرین کند.

هنگامی که نماینده‌ی پایتخت و بالا رفته از نردبانِ لیست امیدِ مردم، در پوششِ نشانِ شریفِ خبرنگاری برای فرزندانش سهمیه‌ی طرح ترافیک می‌خرد و حق بیمه در نظر می‌گیرد، سخن گفتنش از مبارزه با فسادِ سیستماتیک، طنزی ا‌ست تلخ و دردناک. «و امیدی که به سنگ است و به این مردم نیست.»

هنگامی که نماینده‌ی شهرستان ‌هایِ نیشابور و فیروزه دردِ کشور را نه طاعون و قحطی، بلکه  «خیانت» برمی‌ شمارد، نمی‌توان بوی «صداقت» را از سخنش استشمام کرد؛ وقتی که می‌ توان دید ایشان بی هیچ تخصّص و مدرکِ تحصیلیِ مرتبط و بدونِ هیچ پیشینه‌ ای درخور، به عضویّت کمیسیون امنیّت ملی و سیاست خارجی درآمده و با نقضِ آشکار و پی در پی قانونِ معتبر کشور، بدون داشتن مدرکی اصیل و صحیح، خود را «دکتر» می ‌خوانَد یا به طور ضمنی، دکتر خوانده شدن ش در جلسات رسمی را با سکوتی رضایت آمیز می پذیرد. هنگامی که به روشنی با نقضِ آیین‌نامه‌یِ تحصیلیِ دانشگاه، به تحصیل در مقطع تحصیلات تکمیلی مشغول می‌ شود (و باید پرسید که مگر نمایندگیِ مردم در مجلس شورای اسلامی چنین آسان است که می‌ توان در کنارش تحصیلات در مقطع تکمیلی را نیز آغاز کرد؟!!) نمی توان به صداقت و جدیت سخنان ش باور آورد. حتّی می ‌توان گامی به زمانی عقب ‌تر گذاشت و از ایشان مطالبه کرد که رتبه‌یِ کنکورِ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را بدون اعمال سهمیه، بازبینی نموده و به شهروندان نیز که نباید نکته‌ ای را از ایشان پنهان ساخت، اعلام کند تا «جایگاهِ واقعی« منزلتِ علمی و تحصیلی ‌اش آشکار شود و روشن گردد که با چه پشتوانه‌ای سخن از «خیانت» به عنوان درد کشور، به میان می ‌آورد.

باری؛ «کُن؛ فیکون» و خلقِ هر حقیقت و واقعیّتِ ممکن، صرفاً از دستِ پروردگارِ یکتا برمی ‌آید.  سیاست‌ مداران و زمام‌ داران، بندگان‌اند و محتاجِ یادآوری این نکته که با «حلوا حلوا کردن، دهان شیرین نمی‌شود« و «شب نگردد روشن از اسمِ چراغ.»

از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند

یارب! چقدَر فاصله ‌یِ دست و زبان است  (ه. الف. سایه)

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.