امتداد جهل مقدس و حامیان آن

سعید رضادوست

عضو کرسی صلح، دموکراسی و حقوق بشر یونسکو
زان که از قرآن بسی گمره شدند

زین رَسن قومی درونِ چه شدند

مَر رسن را نیست جُرمی ای عنود

چون تو را سودایِ سر بالا نبود

(مثنوی معنوی : ۳/ ۱۰-۴۲۰۹ )

14پیش درآمد : نخست عزم آن داشتم تا بر مبنای قوانین جزایی و کیفری، پدیده ی موضوع این نوشته  را تبیین کنم امّا در واپسین لحظاتِ پیش از نگارش هراسیدم. بایستی تا می توان پایِ کیفردهی را از جامعه ی مدنی کوتاه تر کرد ولو اینکه فعل و ترک فعلِ واقع شده، بتواند مصداقی از مواد قوانین کیفری قرار بگیرد. قانون، روبنایی ترین ساحتِ ساختِ حقوق است و بایستی برای درمان موضوعاتی از این قبیل به درمان ریشه پرداخت. بر آن شدم تا از افقِ فرهنگ به موضوع بنگرم چرا که ریشه ی این زخمِ جانکاه نیز در همین بستر دوانیده شده است.

۱- مواجهه با متن به ویژه متنِ مقدّس، تیغی است دو لبه که گاه ممکن است عدم فهم درستِ آن منجر به هلاکت فرد (و جمع نیز) شود. این موضوع که ریشه در کلامِ وحی دارد در ابیاتی از مثنوی که در آغاز این نوشتار آوردم نیز بازتاب یافته. قرآن در نگاهِ مولانا؛ ریسمانی است برای چنگ انداختنِ افراد به آن. حال اگر فرد، سودای فرا رفتن در سر داشته باشد، آن ریسمان اسباب سعادتش خواهد شد و امّا اگر نگاهِ فرد به اوج نبوده و بلکه به پستی باشد، سقوطِ آزاد خواهد کرد. چه بسیار تفاسیرِ غیرموجّهی که از متنِ مقدّس ارائه شده و بسترِ زوال را فراهم آورده. مگر پدیده ی دیروزِ طالبان و امروزِ داعش چیزی جز این تجربه است؟ مگر متنِ استنادیِ طالبان و داعشیان با متنِ استنادیِ مولانا و حافظ تفاوتی دارد؟ هر دو طرفِ بحث، نظر خویش را با کتاب آسمانی موجّه می سازند. تفاوت، در رویکرد تفسیریِ آن هاست نسبت به متن. تفسیرِ طالبانه و داعشانه، وهن و هتک حرمت اسلام و مسلمانی را در پی داشته و تفسیرِ پیرِ بلخ و خواجه ی شیراز، جهانی را مسحورِ زیبایی خویش ساخته و رونق آن را به بار آورده است.

۲- حسین بن علی (ع) نیز شهیدِ تفسیری نامتعارف از شرع شد. تفسیری نامتعارف که آغشته به زر و زور و تزویر بود. رجوع به منابعِ استوارِ تاریخی آشکار می سازد که بر خلافِ تصوّر رایج، شهیدکنندگانِ حضرتِ حسین(ع) تا مدّت ها پس از روزِ واقعه، از عملِ خویش پشیمان نبودند. اتّفاقاً آنان از سخت گیرترین افراد در حوزه ی تشرّع بودند که به رعایت کوچک ترین آدابِ دینی نیز همّت می گماردند. آنان گرفتارِ جهلی بودند که مانع از نگاهی جامع و کل نگر به دین و متنِ مقدّس و در نتیجه مانع از ارائه ی تفسیری مطلوب و منطبق با افق های متن می شد.

۳- برگزاریِ برنامه های مربوط به روزهای عزاداریِ شهیدانِ عاشورای ۶۱ هجری قمری در ایران به ویژه از دوره ی سلطه ی صفویان، رنگ و بویی تندتر به خویش گرفت. در این میان مناسکی بدیع نیز گاه و بیگاه سر برآورد. مناسکی که عموماً مبتنی بر شورِ حسینی و از سرِ مهر و مودّت نسبت به امام حسین (ع) بود و امّا دچارِ همان نقصی بود که پیش از این گفته شد : «تفسیری وارونه و غریب از واقعه». یکی از مهم-ترین این مناسک و بدعت ها، آیینِ «قمه زنی» است که گاه با عتابِ شدید برخی زعمایِ قوم مواجه شده و گاه نیز با تمجیدِ بی حد ایشان. گاه سخن از استحبابِ این فعل به میان آمده و گاه صحبت از حرمت ش.

از نظرگاه های گوناگون می توان به واکاوی ریشه های این بدعت پرداخت و تحلیل ش کرد امّا در این فراز متناسب تر می بینم به موضوعی اشاره کنم که اقتضای روزگار ماست. یکی از مهم ترین چالش های مقابلِ دین داران در دوران معاصر، امکانِ همنشینیِ عقل و دین بوده است. یافتنِ راهی برای این که چگونه می توان دین  دار بود و همزمان در جهانی که لبریزِ از تکنولوژی و علم تجربی و مفهومِ فربه حق است، نفس کشید. تلاش مصلحان و دگراندیشانِ دینی در روزگار معاصر همواره آن بوده تا نشان دهند مبارک ترین خلقِ عالم، «عقل» بوده و هر آن چه خردستیز است را در دین، جایگاهی نیست. دامن زدن به هر آنچه که شائبه ی خردستیز بودن دین و توابع آن را در پی داشته باشد در معرضِ شکست قرار دادن جانبدارانِ امکانِ دین دار بودن در عین مدرن بودن خواهد بود.

۴- حال :

در روزگاری که حقّ دسترسی به شبکه جهانی اینترنت به عنوان یکی از حقوقِ بشر به شمار آمده و دولت ها مکلّف به فراهم ساختن آن برای شهروندان شان هستند،

در جهانی که آزادیِ بیان، از جمله حقوقِ انکارناپذیر افراد به شمار آمده و تعدّی به آن تجاوز به حریمِ شخصی تلقّی می شود،

در دورانی که قانون برای تأمین وصف عدالتِ خویش باید مبتنی بر آموزه های عینی و متعارف بین الأذهانی و قابل اندازه گیری توسّط انسانِ نوعی فارغ از هرگونه باور و انگاره ی ایدئولوژیک و غیرقابل اثبات باشد،و …

تأکید بر استحبابِ فعلی همچون «قمه زدن» ولو آن که از سرِ مهر و محبّت فراوان به یک پیشوا باشد، چیزی جز وهنِ آیین و هتک حرمتِ باورهای مذهبی در پی نخواهد داشت. قاعده ی کلّی نیز آن است که اگر فعلی منجر به وهن و هتک حرمت دین و آیین شود، ارتکابش جایز نیست. گرایندگان به استحباب و حتّی اباحه ی قمه زنی، دچارِ جهل  نسبت به موضوع اند. جهلی که با لایه ای از تقدّس نیز آراسته گردیده. حسین بن علی (ع) را نیز همان هایی به شهادت رساندند که جایِ مهر بر پیشانی شان حک شده بود. آنان با نامِ خدا و رسول (ص)، فاجعه ی ظهرِ روز دهم را به بار آوردند.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.