اضطراب پیاده و سواره ی سنت گرایان از «تکرار» در انتخاب عقلانی دوازدهم

 

ترجمه و تلخیص:‌حبیب اله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

تحرکات همه جانبه و گاه از سر استیصال طرفداران طیف سیاسی موسوم به سنت گرایان یا همان محافظه کاران، برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم؛ اگر چه با توجه به حمایت تمام قد و مشارکت محافظه کاران در تصمیم گیری ها و عملکرد دولت محمود احمدی نژاد، آرزوی بزرگ و غیر قابل دسترسی می نمایاند؛ اما این تلاش و توسل به هر ابزار ممکن، بیانگر اضطراب و وحشتی است که با تداوم دولت یازدهم و به بار نشستن نتایج سیاست هایی  است که با پیروزی مجدد دولت عقلانیت محور «حسن روحانی» به دست خواهد آمد.

تا کنون در ایران غیر از دوره ی بنی صدر و محمد علی رجایی، تمام روسای جمهور توانسته اند سیاست های خود را در دو دوره ی چهار ساله پیاده کنند. گفته می شود که دوران اول ریاست جمهوری همزمان است با اتخاذ سیاست های کلی، ریل گذاری در مسیر حرکت نهادهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و تمهید زیر ساختهای لازم برای رشد و توسعه ی کشور و دوران دوم، پیروزی مجدد در انتخابات؛ مصادف خواهد بود با چیدن میوه های نهال های سیاستی که در مرحله ی نخست غرس شده اند. هر چند در این میان دولت روحانی یک استثنا به نظر می رسد؛ چرا که دولت وی در تمام دوران چهار ساله ی اول تنها مشغول «آواربرداری» از خرابه های فراوان دولتی بود که تحت لوای اصول و با حمایت تمام عیار محافظه کاران؛ تقریبا هیچ آبادیی در حوزه های اقتصاد، فرهنگ،سیاست داخلی و خارجی ایران از خود برجای ننهاد.

به اعتقاد کارشناسان از بین چالش های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ایران، بیکاری و فقر به عنوان آسیب های اقتصادی مهمترین چالش دولت و حکومت ایران است که تاکید مقام رهبری بر «اقتصاد مقاومتی» نیز راه کاری برای غلبه بر آنها محسوب می شود. با این حال تردیدی نیست که در عصر جهانی شدن، بدون امنیت داد و ستد بین المللی و ورود سرمایه های بزرگ داخلی و خارجی به عرصه ی اقتصاد؛ رونق بنگاه های اقتصادی و انتظار ایجاد اشتغال، غیر ممکن خواهد بود. به همین دلیل دولت یازدهم مهمترین اولویت خود را پس از پیروزی در انتخابات خرداد ۱۳۹۲، لغو تحریم های ظالمانه ای قرار داد که ایران را به جزیره ای متروک و خطرناک برای سرمایه گذاری بدل کرده بود. پیروزی گفتمان تدبیر و امید در عرصه ی بین المللی سرانجام به بار نشست. بازار ایران از تسخیر چینی ها که در طول سالیان تحریم به بهشتی برای فروش کالاهای بنجل شان تبدیل شده بود؛ خارج گردید. به گفته ی رئیس انجمن سرمایه گذاری خارجی اتاق بازرگانی ایران به روزنامه ی شهروند، در سال ۹۵ میزان سرمایه خارجی جذب شده ۱۳ میلیارد دلار بوده که در مقایسه با سال قبل ۳٫۴ برابر رشد داشته است. نکته ی قابل توجه آنکه بیشتر این سرمایه ها در زمینه ی انرژی خورشیدی و باد به کار گرفته شده است.

اداره ی کشور بر اساس اصل و محور عقلانیت و تدبیر و امید، پیش شرط دست یابی به توسعه و پیشرفت است. قانون گرایی و تاکید بر رفتار در چارچوب قوانین پذیرفته شده جمهوری اسلامی ایران، مهمترین شاخصه ای است که دولت حسن روحانی را نسبت به دولت قبل متمایز می سازد. احترام به قانون و مصوبات قوه ی مقننه باعث شده تا روابط مخرب مجلس و دولت بهبود یافته و از این رهگذر ضمن کاستن از تنش های بی حساب، منافع مردم بهتر تامین شود. هماهنگی قوای مقننه و مجریه موجب شد تا مفاسد اقتصادی به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرده و محدوده ی تلاش رانت خواران و اختلاس گران تنگ تر شود. افشای اختلاس های بزرگ و برخورد با عوامل پیدا و پنهان سوء استفاده از بیت المال از دیگر نتایج رفتار در چارچوب اعتدال و تدبیر است که امید است با تداوم دولت حسن روحانی، مجازات بدون اغماض ایشان در دستور کار دولت قرار گیرد.

واردات بی رویه و قاچاق کالا از دیگر چالش های دولت یازدهم محسوب می شد که از طرفی موجب تراکم ثروت در دست عده ای محدود از رانت جویان و به قول معاون اول رئیس جمهور «گردن کلفت» ها شده است و از طرف دیگر زمینه نابودی اشتغال و فقر داخلی را فراهم می کند. در واقع نتیجه ی بلافصل واردات کالا به ویژه کالاهای مصرفی، تراکم ثروت در دست  کسانی است که می توانند با رابطه و رانت امتیاز انحصاری واردات را به دست آورند، در حالی که تاکید بر تولید همان کالا ها در کشور، توزیع ثروت بین کارخانه داران و به تبع آن کارگران در سراسر ایران می شود. در کنار تاکید بر تولید که از الزامات اقتصاد مقاومتی است تلاش دولت در زمینه ی مبارزه با قاچاق کالا نیز قابل توجه است. به گفته ی قاسم خورشیدی،  سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و  ارز، حجم قاچاق کالا از ۲۵ میلیارد دلار؛ در سال ۱۳۹۵به ۱۲ میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است.

به هر حال به نظر می رسد اقدامات دولت یازدهم، علی رغم کمبود ها و نقص ها، در جهت درست و منطقی  است. نباید فراموش کرد که دولت در چه شرایطی اداره ی کشور را به دست گرفت. امروزه حتی کسانی که از دولت قبل دفاع می کردند و به نوعی در تصمیم گیری ها و عملکرد با او مشارکت داشتند از او اعلام برائت می کنند. هر چند که بی ادبانه چون تعدادی از قوم موسی بهانه جویی کرده و از دولت یازدهم انتظار دارند از آسمان سیر و عدس نازل کند! قانون گریزی و داشتن تفاسیر شخصی از قانون، دست اندازی به بیت المال و سوء استفاده های باندی و جناحی و….، از گلستان ایران ویرانه ای ساخته بود که نه تنها تمام درختها خشک و کارخانه ها تعطیل شده بودند، زمین آماده ی کشت را هم موات کرده بودند. آماده کردن دوباره ی کشوری با این شرایط نیازمند نگاه منطقی و خردمندانه است.

دولت یازدهم با تکیه بر عقلانیت و خرد جمعی و همراهی قوه ی مقننه توانسته است در چهار ساله ی نخست ریل گذاری های لازم را در جهت حرکت قطار کشور به سوی توسعه و پیشرفت به انجام برساند. بی شک این ریل گذاری، چون دولت نخست مورد حمایت طیفی از اصول گرایان، به سمت پرتگاه و باتلاق بیکاری، فقر، فساد و انواع آسیب های اجتماعی نیست. تاکید بر حقوق شهروندی و تلاش برای افزایش آزادی های مدنی، تلاش برای ایجاد امنیت و جذب سرمایه گذاران خارجی و داخلی برای سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی کشور، فعالیت برای بازیابی جایگاه استراتژیک بین المللی ایران و از همه مهمتر تاکید بر مبارزه ی با فساد و احترام به قانون اساسی و حرکت به سوی افزایش آگاهی و مشارکت مردم در سرنوشت خویش با توسعه و بسط زیر ساختهای لازم در این ارتباط از جمله رسانه ها و اینترنت، افقی است که در مقابل دیدگان مردم قرار دارد.

با تاسف امروز، آنانکه خود مسبب شرایط ناگوار کنونی هستند، به قول آقای جهانگیری طلبکار شده اند. البته این فرارِ رو به جلو و طلبکاری؛ ناشی از این است که می دانند در آن هشت سال و در زمان تصدی در مسئولیت های مختلف چه کرده اند و در صورتی پیروزی حسن روحانی و دست یابی مردم به اطلاعات بیشتر، چه در انتظارشان است. به همین دلیل دست به رفتارهای انتحاری زده اند. ثبت نام احمدی نژاد و بقایی، فعالیت جمنا و ائتلاف ها و گروههای دیگر وابسته به این طیف؛ همه نشان دهنده ی تشویش و اضطراب ایشان از «تکرار» دولت روحانی است. اتهام های عجیب، دروغ های بزرگ، واکنش های عجولانه و گاه پرخاشگری تا انتخابات ادامه خواهد داشت. برداشت این طیف سیاسی از «تکرار» دولت یازدهم، پایان فعالیت سیاسی اش در ایران است و به همین دلیل از هر ابزار مقدس و نامقدسی چون گذشته استفاده خواهد کرد. امروزه نیز که به دلیل رکود اقتصادی وضعیت معیشت مردم با مشکل روبه رو شده است، آن را وسیله ی رسیدن به قدرت می کند. غافل از این که مردم دست آن ها را خوانده اند و می دانند در دوره ی قبل نیز با همین شعار  و آوردن پول نفت به سفره ی مردم به قدرت رسیدند ولی پس از تکیه بر کرسی قدرت، در پاسخ به اعتراض مردم نسبت به گرانی ها، از آنها خواستند یک وعده کمتر غذا بخورند و یا از کوچه ی آنها گوجه و …بخرند!

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.