استبداد شرقی

استبداد شرقی

در مورد استبداد، خودخواهی و خودرایی حاکمان در تاریخ ایران و جهان ، مطالبی بسیار به نگارش درآمده؛ چرا که حاکمان مستبد، کشور را ملک شخصی خود دانسته و هرگونه اراده فرمایند بازیر دستان خود برخورد می نمایند تا آنجا که حتی دومین مقام کشور(صدر اعظم یا نخست وزیر) از این خودرایی و استبداد مصون نبوده اند ( نگاه کنید به صدراعظم های به قتل رسیده یا زندانی شده به دستور سلاطین مستبد در تاریخ ایران).

در این سطور به بخش کوچکی از استبداد شاه عباس صفوی و نحوه برخورد وی با مخالفانش به خوانندگان فرهیخته تقدیم می گردد تا عبرتی برای پند پذیران باشد.

اسکندر بیک ترکمان از منشیان مخصوص شاه عباس صفوی در کتاب «عالم آرای عباسی» در مورد رفتار شاه عباس می نویسد:

«…. به هر کس خدمتی رجوع فرمایند، یارای آن ندارد که لحظه ای در آن تاخیر نماید. مثلا اگر به پدری حکم قتل پسر را می فرماید، همان لحظه فرمان باید به امضا رسد، و اگر پدر از روی شفقت (پدری) تاخیر در قتل جایز دارد، حکم بر عکس آن می فرماید، و اگر پسر تعلل نماید، دیگری به قتل هر دو می پردازد، و بدین جهت نفاذ امرش مرتبه اعلی یافته، احدی را زهره(جرات) آن نیست که لحظه ای از فرمان سید السلطان جنت مکان تخلف تواند کرد…».

نصرالله فلسفی در کتاب «زندگانی شاه عباس اول» در همین مورد گزارش می دهد:

« … شاه عباس برای کشتن و شکنجه کردن و کیفردادن مقصران؛ مخالفان و گناهکاران، دژخیمان خاص داشت. عدد جلادانش، که همه را از مردان درشت استخوان قوی هیکل و بلند قامت و بد روی برگزیده بود، به پانصد تن می رسید. افراد این دسته کلاههای بزرگی، که دستاری سرخ گرد آن پیچیده می شد، بر سر می نهادند، ریش تراشیده و سبیلهای بلند خنجرآسا داشتند. رییس ایشان یا میرغضب باشی، مردی زشتخوی و خونخوار و بیرحم به نام شیخ احمد آقا بود… این مرد و دستیارانش همیشه در آستانه بارگاه مقام عالی شاهی منتظر فرمان بودند تا به یک اشاره شاه مخالفان و گناهکاران را بسزا رسانند. گردن زدن، چشم کندن؛ زیر لگد کشتن، زبان، گوش و بینی بریدن از کارهای عادی و معمولی ایشان بود. گاهی نیز شاه عباس چون بر مردم شهر یا ولایتی خشم می گرفت، شیخ احمد آقا و یارانش را بر سر ایشان می فرستاد و این گروه که به خونریزی و مردمکشی خو گرفته بودند،آن ماموریت را به دلخواه شاه وبلکه شدیدتر از آنچه او اشاره کرده بود، انجام می دادند…»

آیا این گونه رفتارها که از مستبدین صادر میشود غیر از آن است که کشور و مملکت را بخشی از اموال شخصی خود می دانند و بیت المال حکم بیت الحال برای آنان داشته و مردم را همه رعیت، برده و بنده خود می دانند و همه باید گوش به فرمان آنان باید باشند و گرنه…؟

منابع:

عالم آرای عباسی _ اسکندر بیک ترکمان

زندگانی شاه عباس اول _ نصرالله فلسفی

نویسنده :جواد حسینی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.