از کران تا به کران، از دریا به دریا

 

اشعار داریوش شایگان

دیباچه ؛ هانری کُربَن ، ترجمه گلنار گلناریان- مقدمه علی دهباشی      حجت حسن ناظر

” هیچ گوری مرا انتظار نمیکشد، هیچ گوشی صدایم را نمی شنود، هیچ خیزی مرا به رویای کودکی ام نمی برد .”

این اثر شامل اشعاری به زبان فرانسوی سروده شده است و استاد شایگان چندان راضی به انتشار ان نبود و بر آن بود تا اگر قرار چنین است پس از فقدان خود و شاید هم به تعبیری دیگردر دریغا گویی ایشان به دست صاحبان اصلی اثر یعنی مردم رسد و چنین نیز شد . سپاسی در آغاز از دانشور ارزنده محمد منصور هاشمی که پس از مطالعه ، نکات بسیار ارزشمندی را گوشزد نمود.

در دیباچه ی ارزشمند هانری کُربن ایران سرزمین شعر و فلسفه نامیده شده است. شفافیت و خوش آهنگی کلام دکتر شایگان را مهم دانسته و غرض از شعر را طرح معما نمیداند ، کُربن شاعر این مجموعه را به طرز تحسین آمیزی مسلط بر ظرایف زبان پارسی میشناسد ، و آشنا با رموز جاودان شعر ایران ، رموزی که هیچ کلامی قادر به بیان آن نیست و در آن هیچ تعارض زاهدانه ای میان عشق انسانی و عشق الهی وجود ندارد چرا که لازمه ی یکی پذیرش دیگریست و عشق یعنی نوسان همیشگی میان شور حضور و عذاب غیاب .

این اثر روایتگر زائر گمگشته ایست و هم نیز یتیمی که سرنوشتش را خود میسازد . اشعار این مجموعه سرایشگری های سیری در سپهر جوانی تا فینال عمر می باشد که نگرش شاعر را که در کتاب های ” زیر آسمان های جهان ” و ” پنج اقلیم حضور ” و ” جنون سرشاری ” بیان شده ابراز میدارد . شاعر این اثر باورمند بر این اصل است که ” هنر لازم است حتی اگر برای آبیاری و پر بار نمودن مفاهیم خشک باشد . ” کتاب شعر ” گورستان دریایی ” اثر پل والری در آغاز رستن شعر چنان صاعقه ای بر شاعر فرود آورد و چنان شیفته شد که تاثیرش یر آثار شاعر مشهود مینماید و سپس نیز کتاب ” نامه هایی به یک شاعر جوان ” اثر راینر ماریا ریلکه که خود کشفی به چشم می آمد و نگاه کردن به هنر را هنرمندانه تر می آموزد . شاعر از “کران تا به کران ، از دریا به دریا “خود را شاعر توانایی نمی شناسد و آشکارا آثار شعر آمیز خود را خطای جوانی می نامد هرچند دیوان های شعر پارسی بسیار خوانده اما سرودن شعر به زبان پارسی را سهمگین می یابد و اعلام میدارد خود را به حافظه ی شعری سرزمین مادری مدیون می بینم . شاعر در پشت سر خود بار عظیم شاعرانه ای از مضامین عرفانی را می نگرد و خود را حامل جهان بینی خاصی آمیخته با تاملات اشراقی میداند و دوست تر دارد سالک باشد ولی هنوز شاید خود را سالکی معتبر نخواند .شاعر به گفته ی تی ، اس ، الیوت : ” شاعران را جویای نقطه ای ساکن جهان گردان میداند .”

شایگان شاعر را هشدار دهنده می خواند با نقشی پیامبرانه ، او متاثر از ” سن جان پرس ” بیان میدارد که : ” شاعر در انسان غار نشین میزیسته و در انسان عصر اتم نیز هم ، شاعر مدرن را اسطوره زده یافته و هم نیز قدس زده و جستجوگر درد معنویت و باورمند که آنگاه که اساطیر فرو میریزند ربانیت در شعر پناه می جوید و شاید حتی نوبت به او می سپارد . شاعر همه ی ویرانه های سوخته ی زمان را می بیند ، از علامات خبر میدهد و خسران های مدرنیته را بیان میکند ، نشانه هایی را کشف میکند و زبانی فشرده در شطحی بیان میورزد . شاعر تنها در برابر تقدیر مطرود خدایان و کنده شده از گاهواره ی مادرنه ی طبیعت با نوشیدن بی واسطه از چشمه های خاطره ای از یاد رفته تکاپو میورزد تا جهان را از نو بنیاد نهد هم از این روست که ارزش و اهمیت شاعر بروز می نماید.

” هر که یاری را در صحرا می جوید، رد پای مرا خواهد یافت ، هر که میگرید بدون آنکه اشک هایش را بیابد اشک های مرا در عمق وجودش خواهد یافت و هر که میمیرد و خودش نمیداند مرگ مرا در زیر سایه ی قدم هایش خواهد یافت.”

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.