از کتابم متنفرم! ( کلبه کتاب )

مهرنوش چمنی

درود بر همراهان همیشگی کلبه کتاب کلیدر. امیدوارم که سال جدید رو پر انژی و باکتاب شروع کرده باشید! این هفته براتون یک رمان خارجی معرفی می‌کنیم، بعد سراغ یک خبر جالب می‌ریم، و در آخر هم با کتاب آقای حسین پورقلی همراه شما خواهیم بود.

نفرتی که تو می‌کاری

“استار” دختر یک خانواده سیاه‌پوست است که با والدین و برادر ناتنی ا‌ش زندگی می‌کند. استار چندان محبوب نیست، و بیشتر او را به اسم “دختر ماو بزرگ” می‌شناسند، مخصوصا از زمانی که پدرش او را به یک مدرسه خوب با اکثریت سفید پوست می‌فرستد. یک شب استار با خواهر ناتنی‌ش بی‌اجازه به یک پارتی می‌رود و در این مهمانی درگیر ماجرای تیراندازی و قتل می‌شود.

رمان «نفرتی که تو می‌کاری» به زندگی افراد رنگین‌پوست در آمریکا و تبعیض‌هایی که با آن درگیر هستند پرداخته و دوگانگی هویت فرزندان آنها را نشان می‌دهد. “استار” در تلاش است تا بر ترس‌هایش غلبه کرده و عدالت را جستجو کند. به گفته خبرگزاری مهر، کتاب «نفرتی که تو می‌کاری» بهترین کتاب در سال ۲۰۱۷ به انتخاب اعضای سایت گودریدز بوده و از کتاب‌هایی بوده که از همان اول به لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز راه یافته و برای مدت‌ها در آن لیست باقی مانده است. این کتاب همچنین با گرفتن هشت ستاره که بیشترین امتیاز ممکن است نامزد جایزه کتاب ملی آمریکا شده.

چند سطر از کتاب را با هم بخوانیم:

«پرسید: توی مهمونی، نوشیدنی الکلی استفاده کرده بودی؟

این حرکتش را از سریال نظم و قانون خوب بلد بودم. می‌خواست با این کارش اعتبار حرف‌هایم را زیر سوال ببرد. “نه، من نوشیدنی الکلی نمی‌خورم.”

“خلیل خورده بود؟”

مامان گفت: “هی! وایستید ببینم. شما می‌خوایین خلیل و استار رو محاکمه کنید یا پلیسی که اونو کشته؟”

ویلکس سرش را از دفترچه یادداشتش بالا آورد.

گومز با عصبانیت گفت: “من…منظورتون رو متوجه نمی‌شم خانم کارتر؟”

مامان گفت: “شما هیچی از بچه‌ی من در مورد اون پلیس نپرسیدید. همه‌اش در مورد اون و خلیل می‌پرسید، انگار که خودش خودش رو کشته. همون‌طوری که دخترم گفت، اون پسر خودش به خودش شلیک نکرده.”

“ما فقط می‌خوایم تمام جوانب رو بررسی کنیم، خانم کارتر. همین.”

گفتم: “صد و پونزده اون رو کشت و خلیل هیچ کار اشتباهی نکرده بود. دیگه به چه جوانبی احتیاج دارید؟”

پانزده دقیقه بعد، اداره‌ی پلیس را با مامان ترک کردیم. هردویمان یک چیز را خوب می‌دانستیم؛ اوضاع بد خواهد شد. ص۹۳

 

شرم از جنگ و صلح

لا‌به‌لای اخبار کتاب که می‌گشتم به مطلبی برخوردم در مورد نویسندگانی که از آثار خودشان متنفرند! بخشی از آن را برایتان بازگو می‌کنم. در بین این نویسندگان چند اثر بسیار معروف قرار داشت از جمله “پرتقال کوکی”. آنتونی برجس از این رمان خود متنفر است، البته این تنفر بیشتر به دلیل واکنش‌های فرهنگی به آن و نگاه او نسبت به این انتقادها است. جالب این که فیلم ساخته‌ی استنلی کوبریک بر اساس این رمان هم در کشور انگلستان تا مدتها اجازه اکران نیافت.

یکی دیگر از این آثار، “جنگ و صلح” بود! در اواخر عمر تولستوی، پاول بازینسکی، منتقد ادبی و پژوهشگر تولستوی نوشت: «تولستوی واقعا از نوشتن جنگ و صلح و آناکارنینا احساس شرم می‌کند.» این نتیجه پیشرفت معنوی تولستوی بود؛ او تمام کارهای پیشینش را به خاطر اعتقادات مذهبی‌ رد کرد.

و در آخر رمان “آرواره‌ها” است که پیتر بنچلی پس از انتشار آن به دلیل افزایش ترس از کوسه‌ها از انتشار آن پشیمان شد. وی پس از آن طرفدار کوسه‌ها شد و تلاش کرد تا به سایرین آموزش دهد حیوانات تهدیدی برای انسان نیستند.

 

مشتری مداری

 

کتاب تازه آقای حسین پورقلی هم به دستمون رسیده. شعری از این کتاب با نام “مشتری مداری” رو براتون انتخاب می‌کنم. پیش از اون مختصری معرفی در مورد ایشون بنویسم. «حسین پورقلی یام» متولد ۱۳۷۱ و اهل فاروج خراسان شمالی است که در دانشگاه نیشابور ادبیات فارسی می‌خواند. او سال ۹۵ برنده برنامه‌ی قند پهلو نیز شده است. کتاب مشتری مداری اولین کتاب منتشر شده از اوست.

 

پیاده‌ام که جهانی سواره‌ام باشد

امید نیست که ماهی ستاره‌ام باشد

 

امیر کشور فقرم، عمارتم دار است

قرار نیست که دارالاماره‌ام باشد…

 

درفش کشور “بی‌هیچ مردگان” باید

شبیه پیرهن پاره‌پاره‌ام باشد…

 

چنین که فقر مرا خوار این و آن کرده

به آن که مرگ امید دوباره‌ام باشد…

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.