از دوربین های عکاسی «فانوسی» تا «دیجیتال» ( گفتگو با عکاس همشهری خسرو شورابی )

دیدار با همشهری

هنرعکاسی با ورود اولین دوربین در زمان محمد شاه قاجار در ایران کم کم رواج یافت  و  دردوره ی ناصرالدین شاه بود که جمعی ازدانشجویان برای یادگیری و مهارت در رشته ی عکاسی عازم کشورهای اروپایی شدند .اولین تصاویر گرفته شده در ایران مربوط به عمارات شاهی و بناهای تاریخی بوده است  .دوربین عکاسی ابتدا در اختیار دربار بود اما با اضافه شدن تعداد «عکاس باشی» ها کم کم در سطح شهر هم عکاسخانه هایی مشغول به کار شدند .رشته ی عکاسی با دایر شدن مدرسه ی دارالفنون بطور آکادمیک آموزش داده می شد . اساتید این رشته نیز از کشورهای اتریش _ فرانسه و ایتالیا می آمدند .

در شهرمان نیشابور هم اولین عکاسان در اواخر دوره ی قاجارپدیدار شدند گفتگوی این شماره با جناب خسرو شورابی است که فرزند یکی از پیشکسوتان هنرعکاسی در نیشابوراست .

با تشکر از شما بفرمایید اولین بار کی و کجا با دوربین عکاسی آشنا شدید؟

من از سنین کودکی ودرآتلیه ی عکاسی پدرم با دوربین های فانوسی آشنا شدم. در آن زمان هفت ،هشت ساله بودم که وارد دنیای عکاسی شدم و اولین پرتره را از یک خانم در سن پانزده سالگی گرفتم که مورد تشویق پدرم قرارگرفتم.  این کار باعث علاقه ی بیشتر من به هنرعکاسی گردید .این علاقه مدت چهل و اندی  سال است که مرا به خود مشغول کرده است .

از چه سالی عازم تهران شدید و آنجا چه اتفاقاتی افتاد؟

من پس از یادگرفتن مقدمات عکاسی نزد پدرم برای ارتقای اطلاعاتم عازم تهران شدم آنجا بود که با استادان عکاسی ایران آشنا شده و توانستم  تجربیات گران بهایی کسب کنم.   محمود امیری (عکاسی کالج) و کریم عارفی (عکاسی عارفی واقع در بولوار کشاورز) از اساتید معروف آن زمان بودند . من نزد این استادان تا قبل از اعزام به خدمت سربازی مشغول به کار و آموزش  بودم .در آن زمان من هنر نورپردازی چهره  و مخصوصا روتوش و چاپ عکس را کامل کردم .دوران خدمت را در شهر خاش به پایان بردم و پس از بازگشت به نیشابورعکاسی پارس را که متعلق به خودم بود راه اندازی کردم .

از پدرتان و خاطرات ایشان چیزی به یاد دارید؟

پدرم رمضانعلی شورابی نیز از پیشکسوتان عکاسی نیشابور است که  نزد شادروان پیمان ازاولین عکاسان نیشابورآموزش دیده بود .ایشان عکاسی را زمانی شروع کرد که در نیشابور برق نبوده است لذا در آن زمان عکاسی در فضای باز و در نور مناسب آفتاب انجام می شد.ایشان عکاسان اولیه نیشابوررا زنده یادان طالبیان – طلاچی – فرخیان و پیمان نام می برد.

عکاسی شاهین را بیشتر همشهریان عزیز به یاد دارند پدرم این عکاسی را در سال ۱۳۳۵ و در روبروی بازار سرپوش راه اندازی کرد .از هم دوره ای های ایشان می توان از جناب پاک نژاد (عکاس ) نام برد .

در آن دوره عکس های پرسنلی جهت شناسنامه _ مدارس و و خدمت سربازی استفاده می شد. و اندازه ی عکسها بیشتر  ۴ /۳ و سیاه و سفید بودند .برای رنگی کردن عکس ها هم از دست استفاده می شد و با رنگ و روغن این کار انجام می شده است .لوازم عکاسی هم در آن زمان عبارت از تاریکخانه و پنج عدد پروژکتورفلزی حبابی برای نوردهی چهره بوده است .

شما ضمن اشتغال به شغل عکاسی به جمع آوری دوربین هم علاقه داشته اید هدف شما از این کار چه بوده است ؟

من پس از راه اندازی عکاسی پارس به دلیل عشق و علاقه شروع به جمع آوری و خرید دوربین های مختلف عکاسی کردم و این کار را به مدت بیست سال ادامه داده ام و هدفم از این کار نیز راه اندازی یک موزه و عکاسخانه ی قدیمی بوده است . برای انجام این هدف تا کنون توانسته ام حدود دویست دوربین قدیمی و حرفه ای و لوازم آنها را جمع آوری کنم .

جالب ترین دوربین هایی که در اختیار دارید کدام ها هستند ؟

یک دستگاه چاپ عکس نفتی دارم که از زمان قاجار به دست ما رسیده  و یک دوربین فیلمبرداری کوکی که از زمان جنگ جهانی اول می باشد .ضمنا اولین دوربین کداک  ۱۲۰ – دوربین های رول فلکس آلمانی – هاسلبلاد – اربی ۶۷ تک لنز و دو لنز – مامیا پنتاکس و دیگر دوربین های حرفه ای دنیا و لوازم آنها را در حد وسع خودم خریداری کرده و سعی کرده ام یک گنجینه از لوازم عکاسی را فراهم کنم .

از خاطرات دوران عکاسی خودتان چه گفتنی هایی برایمان دارید؟

بله زندگی من همیشه با عکاسی و دوربین عجین بوده است . عکاسی پارس مامن همیشگی ام بوده و خاطرات جالبی برایم به یادگار گذاشته است.  من در جوانی به دلیل عشق و علاقه و کسب در آمد با یک دوربین ۱۳۵به روستاها می رفتم و از دانش آموزان عکس پرسنلی می گرفتم و شبها تا دیر وقت آنها را ظاهر و چاپ می کردم و روز بعد عکسها را به صاحبان شان در روستا تحویل می دادم این کار موجب اعتراض همکاران شده بطوری که  مغازه ام را به مدت سه روز تعطیل کردند .ضمنا اولین عکاسی بودم که یک کارگاه عکاسی درمحل پادگان هاشمی نژاد راه انداری کرده و از سربازان عکاسی می کردم .از خاطرات جالب دیگرم عکاسی از چهره های مشهور نیشابوری همچون پهلوان شورورزی – استاد گرایلی – مصطفی جهانشیری – حجت حسن ناظر و…بوده است .

در خاتمه اگر حرف نگفته ای هست بفرمایید؟

در خاتمه می خواهم بگویم در شغل عکاسی عشق و علاقه حرف اول را می زند. من در دوره ای عکاس شدم که عکاسی آنالوگ حرف اول را می زد و همه چیز به ذوق و سلیقه ی انسان و هنرمند بود. لذا علاقه ی اول من آن عکاسی است و همه ی کوشش من احیا و زنده نگاه داشتن عکاسی ذوقی و دستی و آنالوگ  است. لذا همیشه از عکاسی دیجیتال که تمامی کارها توسط دوربین و دستگاه انجام می شود فاصله داشته ام در حال حاضر متاسفانه سرمایه وابزار و کامپیوتر جای خلاقیت و ذوق انسانی را گرفته است و این کار به هنرعکاسی صدمه زده است . ضمنا من در ادامه ی کار عکاسی امیدوارم که در آمد به دست آمده از موزه ی عکس و دوربین های قدیمی  را صرف امور خیریه و فرزندان بی سرپرست نمایم .

 

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.