از بدایتِ نگاه تا نهایتِ کیهان , درنگی در دومین نمایشگاه عکاس همشهری

 

فروغ خراشادی/ دومین نمایشگاه انفرادی عکس حمیدرضا هلالی در گالری آتیه برپا شد. به اتفاق همکاران هفته نامه، به تماشای عکس هایی می رویم که خود تماشاگه ابر و باد و مه و خورشید و فلک اند و نام خیام، آغازگر بیانیه ی نمایشگاه است و جنبش حیات، دستمایه ی هنر عکاس!

روز یکشنبه ۱۲ شهریور، در ابتدای خیابان امیرکبیر بسیاری از اهالی هنر هستند و این دیدارها، تماشای عکس ها را طولانی تر می کند و گفت و گو پیرامون آن ها را ژرف تر.

«بدایت تا نهایتِ» هر عکس را با کارشناسانی که کم تعداد هم نیستند، می کاوی. یکی هم دوره ای هلالی و دیگری هنرجوی اوست. ماحصل گفت و گوهایم با آن ها و پرسش های خودم را طی گفتگویی با عکاس مطرح می کنم:

می گویم نمایشگاه شما با نام خیام آغاز شده و با طرح مقبره ی او به پایان رسیده، نقش خیام در اندیشه و عکس های شما چیست؟

هلالی که نیشابور را شهری قائم به خیام می داند از تفکری جهانی او می گوید و از این که جدا از شاعری خاص و گرانقدر، یک دانشمند در ریاضیات و نجوم است و  متاسف است که به دانش خیام کمتر از احساس او پرداخته می شود. هلالی معتقد است این نمایشگاه که با وام گیری از یک رباعی خیام، صورت وجود یافته است، حالا به پاس این بهره جویی، عکسی منحصر به فرد را  با رویکرد ادامه ی حرکت، در بالای آرامگاه،  به عنوان اختتامیه مجموعه، انتخاب کرده است.

پرسش بعدی من، به نقد یکی از همکاران هلالی اشاره دارد؛ نمایشگاه بدایت تا نهایت، تکرار یک سوژه در لوکیشن های مختلف است؛ به دیگر سخن، به جای هر ۳ قاب، می شد یک فریم به نمایش گذاشت، یعنی به جای۱۵ قطعه عکس، حداکثر ۵ قطعه کافی است. شما به عنوان عکاس چه پاسخی دارید؟

هلالی می گوید تکرار یک فرم در چند فریم مختلف، خود از اصول اولیه یک مجموعه عکس به شمار می رود. از نظر هنر عکاسی و علم این هنر، هر مجموعه عکس باید حداقل یا در فرم یا محتوی، وحدت داشته باشد تا بتواند عنوان مجموعه عکس را به خود بگیرد. تکرار فرم در یک مجموعه عکس نه تنها خطا نیست بلکه از بدیهیات مجموعه ی عکس است. البته ضمن تکرار فرم در این مجموعه، هر تک عکس، محتوی مجازی خود را دارد.

می گویم برای استیفای معنا، شیوه های دیگری از بیان فرمالیستی وجود دارد، چرا این تکنیک را برگزیدید؟

پاسخی که می دهد، به روشنی بیانگر ذهنیت و انتخاب اوست: خلاقیت و نوآوری در ارائه ی هر اثر هنری جزو افتخارات یک هنرمند محسوب می شود. شیوه ی کار برگزیده شده برای این مجموعه، شیوه ای نوگرایانه است. اتکا و ماندن در شیوه های سنتی تنها تکرار مکررات است و در دام تکرار قرار گرفتن، راه خلاقیت را مسدود می کند. فشردگی زمان در حرکت ابر و تثبیت آن در عکاسی، برای اولین بار در داخل کشور انجام می گیرد. حداقل من تا کنون این شیوه را از سوی هیچ عکاس ایرانی ندیده ام و اگر هم بوده، تا کنون ارائه نشده است. با توجه به هدف این مجموعه که تثبیت انرژی موجود در طبیعت از دیدگاه بصری بوده است، از شیوه فشردگی زمان استفاده کردم. شاید هنوز برخی معتقد به عکاسی با همان شیوه های سنتی باشند، اما من به شخصه معتقدم باید از تمامی شیوه های ممکن برای رسیدن به نو آوری استفاده کرد. همان گونه که مثلا در سایر علوم مثل پزشکی از تازه ترین دستاورد ها برای پیشرفت استفاده می شود.

در ازدحام آیین گشایش، گفت و گو را با پرسش از پیشینه ی هنری عکاس خاتمه می دهم، به نظر می رسد از این که می تواند به جمع بازدیدکنندگان از گالری باز گردد، خوشحال است، اما پاسخی کامل می دهد: این دومین نمایشگاه انفرادی بنده است. در نمایشگاه اول با عنوان «در پس کوچه ها» به سراغ روابط تضعیف شده انسان های معاصر رفتم و در این نمایشگاه، طبیعت و رازهای ندیده آن توجه مرا جلب کرد.

هلالی کسب سه مدال طلا و نقره و برنز جشنواره «نوردیک» که با سه گروه داوری متفاوت، به طور همزمان، در سه کشور دانمارک، فنلاند و نوروژ انجام گرفت و یک رکورد بی سابقه در جشنواره های زیر مجموعه ی فدراسیون بین‌المللی عکاسان جهان محسوب می شود، را در کارنامه دارد.

به گفته او کسب بیش از پنج مدال طلای جشنواره های «پرسپکتیو هند» در دو دوره ی متوالی و «آربلای ترکیه»، نور عمان، «پلودیف» بلغارستان و کسب مدال نقره در دو دوره متوالی جشنواره خیام، از دیگرعناوین مهمی است است که کسب کرده است.

کسب بیش از بیست مدال نقره و برنز و تقدیر جشنواره هایی همانند «بریستول انگلیس» و جامعه عکاسان آمریکا، شن ژن چین، ماسک مقدونیه و پذیرش عکس و کسب مقام و شرکت در بیش از پنجاه نمایشگاه و جشنواره داخلی از جمله دوسالانه ی عکس ایران، جشنواره ملی زمان و جشنواره رژان با موضوع آب، از دیگر سوابق اوست.  اما به گفته خودش، افتخار تدریس در انجمن سینمای جوان نیشابور برای هنر جویان عکاسی برای ش ارزشمند تر از همه مقام ها و عناوینی است که در طی یک دهه عکاسی به آن رسیده است.

پس از گفتگو با او، دوباره به تماشای عکس هایی می رویم که با تکنیک Time laps ( فشردگی زمان) و به شیوه ی fine art (هنر آزاد) ارائه شده اند.

خودم را در مرکز هر فریم، ستاره ی قطبی، می بینم و به حاشیه ی عکس گسترش می یابم؛ حرکتی از نقطه ی صفر تا بی شمار، از «بدایت تا نهایت»…

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.