از آن روزی هراسید که بر تزویر ردای تقوا بپوشانند

از آن روزی هراسید که بر تزویر ردای تقوا بپوشانند

درشماره های قبل درمورد چرایی رویگردانی مردم اروپا از دین رسمی و حکومتی؛ بیشتر دلایل مذهبی و اقتصادی را مورد توجه قرار دادیم. بویژه دلایل اقتصادی و سلطه بر منابع مالی ،همیشه برای روحانیت کلیسا و وابسته به شخص مقام پاپ دارای اهمیت بسیار زیادی بود .چرا که با در اختیار داشتن منابع مالی ،پاپ و وابستگان وی می توانستند با ایجاد اقتصادگداپروری و جیره خوار نمودن بیشتر مردم، بخصوص طبقات فرودست جامعه،رای و نظر خود را با دیدگاهی مقدس مابانه و تزویر برمسند تصویب بنشانند.می توان گفت در آن دوره ، تمام زیارتگاهها و آرامگاههای قدیسان تبدیل به بنگاههای اقتصادی شده که همه تحت سازمانی زنجیره وار در انتها به پاپ ختم می گردید.این شبکه گسترده مستقیم و غیر مستقیم از دوردست ترین نقاط و روستاها به شهرها واز شهرها به واتیکان(مقر مقام عالی پاپ) با سلسله مراتبی بسیار دقیق و تعریف شده منتهی می شد. این شبکه علاوه برتسلط برفعالیت های اقتصادی، اقدام به تربیت افرادی نموده بود که هر گونه اخباری که در نقد پاپ و تفسیرها و تاویل های وی از دین که زیر سوال برده می شد را به اطلاع دستگاه تفتیش و بازجویی افکار می رساند،از امتیازات مادی و معنوی بیشتری برخودار می شدند. بیشتر افرادی که در این شبکه گسترده فعالیت می نمودند از فهم و تحلیل اندکی برخودار بودند. گاهی پیش می آمد که این افراد، در قبال کاری که انجام میدهند دلخوش به یک بار دیدار پاپ در طول چند سال بوده و با دریافت نشان و علامتی از سوی پاپ بسنده می کردند که این نشان می تواندآنها را از آتش دوزخ برهاند.

با این توصیفات از دستگاه رسمی دین باید این سوال را پرسید: وظیفه ی دستگاه عریض و طویل کلیسا، روحانیت و مبلغان رسمی چه بود؟ ثروت اندوزی، ستایش پاپ بر منابر کلیسا، حفظ موقعیت به ظاهر اجتماعی، اخاذی با روشهای گوناگون از مردم، برگزاری مراسم سور و سوگ، دخالت در حریم شخصی افراد، بنگاه فروش بهشت ،ادعیه و اذکار و… ؛ یا ارائه ی یک الگوی اخلاق عملی مبتنی بر انسانیت؟

در بازار دین سازی ، فربه کردن ایدئولوژی وحق دانستن باور خود، متاع ریا و فریبکاری به سرعت رواج یافته و معابد کمینگاه ربودن اموال و نفوس می شود. چشم ها بسوی آسمان است اما دلها از شقاوت و شرک انباشته شده است. با تضرع و چهره ی فریبنده از آفریدگار مغفرت خواسته و دود بخورات و سرودهای ملکوتی فضا را پر از غوغا نموده است ولی وجدان ها در میان گورستان طمع و ظلم مرده و تاریک شده است.دسترنج و نتایج زحمت و تلاش توده های ساده دل بوسیله ی داس اوراد و اذکار ریایی درو شده و تا پای کشتن و سوزانندن انسان ها پیش می روند.در سطور ذیل چگونگی سوزاندن یکی از انسان های پاک نهاد و اساتید بزرگ آزاد اندیشی و منتقد پاپ به صورت بسیار خلاصه بیان می شود تا اشاره ای باشد به رفتار دور از انسانیت روحانیت ومبلغان وابسته به پاپ .

«ژان هوس» (۱۴۱۵-۱۳۶۹م) استاد دانشگاه پراگ کسی بود که مردم را علیه سلطه ی پاپ و کلیسا برانگیخت. او تبلیغاتی علیه مال اندوزی، رفاه طلبی، مقام پرستی روحانیت و بخشش گناهان توسط آنان می کرد. او پاپ را «ضدمسیح» خواند و اعتقاد به معصوم بودن و انتقاد نکردن از مقام پاپ را کفر نامید. سرانجام وقتی شورای عالی روحانیت کلیسا که همه منصوب پاپ بودند نتوانستند به انتقادات فکری ژان هوس پاسخ دهند، او را به محاکمه کشانده و بدون اینکه حتی یک کلمه اجازه ی دفاع به وی بدهند او را به» مرگ در آتش» محکوم نمودند

ادامه در بخش هفتم

منابع:

تاریخ سده های میانی ، دنسکوی و آگالییبووا

تاریخ تمدن جلد ۴ بخش اول ، ویل دورانت

مناره ای در کویر ، سیدمحمود طالقانی

علل گرایش به مادیگری ، مرتضی مطهری

JAVADHOSEINI2009@GMAIL.COM

نویسنده :جواد حسینی

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.