اجرام که ساکنان این ایوانند

محمد طاهر گاراژیان

ابوریحان در میان شاگردان ایستاده و سخن می گویدکه اگر بخواهید منجم باشید، باید هندسه، حساب، ستاره شناسی و احکام نجوم را بدانید. تازه باید نفستان پاک و اخلاقتان مورد رضایت مردم باشد. یعقوب کندی آن سوتر با یکی از ائمه ی اسلام شرط می بندد بر سر ردا و استری و زین و برگش که آن چه در کاغذی بنویسند، زیر نهالی خلیفه بگذارند،  ندیده بخواند.

آن گاه تخته ی خاک آورد. ارتفاع سیارات حساب کرد. طالع را ثابت کرد. زایچه را بر روی تخته خاک رسم کرد. ستاره ها را در بروج ثابت کرد و نوشته ی کاغذ را پیش بینی کرد. چندی بعد شاگردی ، خنجری در کتاب نجوم پنهان کرد و به کشتن ابواسحاق آمد. ابواسحاق بر آن آگاه شد و گفت تو به کشتن من آمده ای و پشیمان می شوی و در نجوم به کمال می رسی  و این گونه شد.

درگوشه ی دیگر جهان سلطان محمود در سالنی چهار در نشسته بود و از ابوریحان خواست که پیش گویی کند که وی از کدام در خارج می شود ابوریحان پیش گویی کرد که از هیچ کدام و امیر دیوار شکافت. اما وقتی نوشته ی ابوریحان را دیدند، پیش گویی او درست بود.

آن سوی دیگر شاهد فال بینی  هستیم که از روی نادانی هر چه می گفت درست در می آمد.

گفتند سهم الغیب در حاق درجه طالعش افتاده است به همین دلیل هر چه می گوید درست در می آید. در همین هنگامه ی رواج شاخه های فرعی علوم و فنون یعنی سال ۵۰۶ حکیم عمر خیام در خانه ی ابوسعید جره است . امام مظفر اسفزاری هم هست.

در میان مجلس خیام می گوید گور من در جایگاهی خواهد بود که درختان هر بهار بر من گل افشانند. گوینده می گوید می دانستم که کسی چون خیام سخن بی پایه نمی گوید بعد که راوی در سال ۵۳۰ به نیشابور می آید و می بیند امام عمر خیامی فوت شده و جهان ماده از وی یتیم شده است. نویسنده به زیارت قبر خیام می رود در پایین دیوار باغی خاک او را می یابد و درختان گلابی و زردآلو سر از باغ بیرون آورده اند و مدفن خیام در زیر گل و برگ پنهان شده است.

در همین دوره است که احکام نجومی حجت الحق خیام بسیار مورد اعتماد است اما خود وی به رمل و اسطرلاب  و تنجیم اعتقادی ندارد این مایه از روشن بینی و خردگرایی در بیشتر رباعیات وی دیده می شود. او معتقد است که فال بین ها و پیش گویان و اصحاب طالع و … کاروان سالارهای ره نشناسند.

سراینده ی رباعیاتی با زبان ساده و روان و روشن، پیوسته به عالم نمایان دوران خود به دید انکار نگاه می کنند و باور دارد که آنان که مدبرند، سرگردانند.این گونه  مدبرانی سر رشته ی خرد را گم کرده اند، دل به فا ل و نجوم و پیش گویی بسته اند. خیام در همین کوران پیش گویی ها می گوید: ستاره ها  و تاثیر آن ها بر زندگی مردم مورد شک است. اینان در حرکت دورانی خویش مجبورند ؛ مانند کارگزاران و عوامل جوامعی که به جای تدبیر امور تنها به تنفیذ آراء می پردازند، موضع خردمندان در برابر دو پدیده یعنی ستاره ها ی آسمان و ستارگان زمین که تدبیر امور جوامع بشری را در دست دارند،همراه با تردید است .

آیا باز هم می شود با تخته ی خاک رمل و اسطرلاب طالع مردم را تعیین و تثبیت کنیم و مافی الضمیر دیگران را بخوانیم و حکم صادر کنیم؟

خیام در عین آگاهی از مبانی علم نجوم استفاده ابزاری این دانش و فن را برای به بازی گرفتن مردم تذکر می دهد و از سیطره ی رمال و فال بین بر اندیشه ی مردمش بسیار ناخرسند است.

سیاره ها ، ستاره ها و مدبرانی که در تدبیر امور خویش به شاه و وزیر تکیه دارند و درمانده اند، اینک آینده ی دیگران را رقم می زنند . باید بسی هشیار باشیم زیرا که آنان که مدبرند، سرگردانند؛ مدبران لیل و نهاری که نمی توانند در حال مردم افاقه ای ایجاد کنند.

بر گرفته از مجمع النوادر ،  باب  نجوم.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.