آیدین آغداشلو  در نیشابور: خیام و ریشخند به مرگ  با خلق اثر هنری

 

گزارش

سحر سوقندی

13-3هفته گذشته دانشکده هنر نیشابور میزبان هنرمند پرآوازه ی ایران، آیدین آغداشلو بود. نقاش، گرافیست، نویسنده و پژوهشگر برجسته معاصر  که برای هنرمندان نقاش و و گرافیست، جایگاهی مانند شجریان برای اهالی موسیقی و یا زنده یاد عباس کیارستمی برای سینماگران دارد.

شهرت مهمان باعث شده بود که روز یکشنبه ۲۳ آبان در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر قبل از شروع مراسم هم صندلی خالی به زحمت پیدا شود. استقبالی که لحظه به لحظه بیشتر شد تا آنجا که لحظه سخنرانی این هنرمند بسیاری از دانشجویان، علاقه مندان و تعدادی از خبرنگاران ایستاده به سخنرانی آغداشلو گوش بسپارند.

آیدین آغداشلو که به دعوت دانشکده هنر و به خاطر علاقه ای که طبق گفته خویش به خیام نیشابوری دارد، در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر در جمع دوستدارانش دقایقی را به سخن پرداخت و تجارب ۷۶ سال زندگی اش را در جملاتی کوتاه خلاصه و به حاضرین ارائه داد.

آغداشلو گفت: انسان اگر کاری برای فرهنگ ایران کرده است نباید به قصد دریافت پاسخی باشد. کسی که به قصد پاداش کاری انجام می دهد، کارش ریشه دار نمی شود. برای هنرمند اگر در جایی مانند این جمع مورد لطف و عنایت قرار گیرد بسیار لذت بخش است؛ لحظه ی باشکوهی است ، عده ای جمع می شوند تا بگویند ما تو را دیدیم، دیدیم که داشتی می دویدی. فارغ از  اینکه این دویدن به درد بخورد یا نه، تماشای آدمی که می دود دلپذیر است، یک یاد آوری و تحسین است. بالاترین حد انتظار آدمی این است که دوست داشته شود و دیده شود.

این هنرمند شهیر ادامه داد: من در طول زندگی ام، هرگز به کاری که کرده ام تکیه نکرده ام و به آن غرّه نشده ام . فکر کردم که کاری را که باید، انجام داده ام. این را هم بگویم که دوادور نظری به «دیده شدن» داشته ام.اما تمام قصه این دیده شدن نیست.

وی به نقل خاطره ای از داریوش شایگان پرداخت. یادم  می آید در صحبتی که با داریوش شایگان داشتم راجع به تفاوت شرقی ها و غربی ها حرف می زدیم و به این نتیجه رسیدیم که تفاوت ما شرقی ها با غربی ها در این است که ما هنوز کاری را بدون توقع و اجر و مزد انجام می دهیم. کاری که باید صورت بگیرد و این محبت شرقی وجه امتیازی است بر غربی ها.

آغداشلو ادامه داد: ما انسان ها باید  بیاموزیم کاری که انجام می دهیم  همان کاری باشد که باید انجام دهیم و راه گریزی هم نیست. ما به این جهان آمده ایم که در خود به معنا برسیم و دیگران را به معنا برسانیم. اگر این گونه فکر کنیم شاید تا حدودی بتوان به دانشجویانی که سراسر شوق و استعداد هستند دلداری داد که اگر دریافت نشدید، اگر پاسخ نگرفتید، دل تان نشکند. دل آدمی وقتی می شکند که به طمع مزدی، کاری انجام داده باشد.

از کوهنورد معروف ادموند هیلاری پرسیدند : چطور شد که تو اورست را فتح کردی؟ او پاسخ داد : چون اورست آنجا بود و باید می رفتم بالای آن!

وی خطاب به دانشجویان گفت: مزد تلاش، آرامشی است که حاصل درست زندگی کردن است . هرکاری را که در حد توان ت بوده است، انجام داده ای. کسی که تمام توان خود را به کار برده است می تواند آرامش داشته باشد. درسن شما یعنی سنین نوجوانی و جوانی که سن حساسی است، هر خطی که بکشید تاثیر آن را در چهره ی دیگران جستجو می کنید و این یک امر طبیعی است. من هم این گونه بوده ام، منتها می شود آدمی که راهی را رفته است به شما بگوید آن قدر معنای حاصل خود را در دیگران جستجو نکن.

نقاشی انتخاب درونی من بود و گرافیک انتخاب معیشتی

وی درباره انتخاب خود میان نقاشی و گرافیک گفت: نقاشی یک امر درونی در من بود و ازین بابت همواره مشکل معیشتی داشتم و انتخاب گرافیک شاید به خاطر رفع مشکل معیشتی بود.  اما وقتی به راهی که رفته ام فکر می کنم، می بینم درست رفته ام و هرکاری که کرده ام را تایید می کنم.

تمام عمر من به جستجو گذشته است و هر جستجویی اگر حاصلی داشته است قطعا آن را تقسیم کرده ام و درمیان گذاشته ام و این طور است که شاید بتوانم سنین پیری را تحمل کنم چرا که «چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم»

وی به حاضران چنین توصیه کرد: سعی کنید کاری که درون شما حکم می کند انجام دهید، تنها کسی که آدم باید به او پاسخگو باشد، خود آدمی است.

اگر انسان با خودش صادق باشد، در همه ی این ها باید نهایت سعی خود را به کار ببرد. چرا که اگر برتری و‌تفاضلی هست در میزان خیری است که به اطرافیان می رسد.

تصور من از زندگی کاشتی درخت است اما نه به قصد فراهم آوردن باغ که به قصد نشستن در سایه آن .اما وقتی این درخت ها زیاد می شوند ، نگله می کنی و می بینی خود به خود باغی فراهم شده است و اینگونه است که جهان آباد می شود.

اگر انسان بنا را براین بگذارد که کاری که خودش به خودش محول کرده است را درست انجام دهد، اولین درخت این باغ سایه افکن را کاشته است.

من هیچ وقت آدم ها را به نتیجه اعمالشان نمی سنجم بلکه    به سعی و تلاش آنها می سنجم.  سعدی می گوید: «آنچه سعی است من اندر طلبت بنمایم» واین سعی است که باید ارزیابی شود نه نتیجه. اگر به زندگی پر تلاطم آدم های بزرگ تاریخ توجه کنیم ، می بینم که سختی های زیادی بر آنها گذشته است و حتی قسمت اعظمی از سعی آنها اصلا دیده نشده است.

14همیشه به خیام نزدیک بوده ام

وی در باره منابع الهام خود در آثارش گفت: از افتخارات من این است که در شهر خیام نشسته ام، خیام که در طول زندگی با او رابطه ی نزدیکی داشته ام و برای من همیشه یکی از مهم ترین متفکرین است که حتی به نظرم درست درک نشده است. چیزی که همواره برای من جای شگفتی دارد این است که این فرد توانسته با ۷۴ رباعی تبدیل به یکی از بزرگترین آدم های تاریخ بشریت شده است. پس به پُر گویی و پر کاری نیست .

من اشاره به مرگ اندیشی را از خیام آموختم. مرگ همواره ملاحظه من بوده است و مراقب ش بوده ام .چیزی که مرا منضبط کرد و هشدار داد. در نقاشی های من بخشی است به عنوان خاطرات انهدام که درباره مرگ و‌نابودی است. یکی از آن تابلوها مربوط به جنگ طولانی مدتی است که عراق بر ایران تحمیل کرد.

وی افزود: اما این نشانه بدبینی یا عقب نشینی نیست. همانطور که خیام چرایی ها و چگونگی ها را در شعر خود بکار برده است .

به نظر آغداشلو  تنها کاری که در قبال مرگ می شود انجام  داد، این است که تولید کند و اثری به وجود آورد؛  پاسخ به مرگ تنها از دو راه امکانپذیر است ؛ یا فرزندی بدنیا بیاوری یا اثری خلق کنی.

گاهی می گوییم چرا هنرمندان مهاجرت می کنند؟ خوب هنرمند اگر بستری برای تولید نیابد مهاجرت می کند. اصلا به دنیا می آییم که خلق کنیم ،که رفتن و‌آمدن ما جایی منعکس شود و جواب داده شود حتی با نوشتن یک دست خط.

شاید حاصل تجربه ۷۶ ساله من بیشتر حول این سوال گذشته است که ؛ من به دنیا آمده ام که چه کنم ؟

و این سوال نقطه اشتراک همه ی ماست..

اگر بخشی از حاصل عمر و‌تجربه خود را بتوانم در میان بگذارم همین جملات است. من دراین لحظه که در مقابل شما نشسته ام پاسخ خود را گرفته ام ،چراکه نوازش شده ام، تشکر شده ام.

جملات پایانی آیدین آغداشلو، که در سکوت و اشتیاق مستمعان اش ارایه شد، به قول خوش نه پند و اندرز که تجربه سال ها زیستن او بود. او سخنرانی صمیمانه خود را با این جملات پایان داد:

مهر خود را از جهان دریغ نکنید؛ به نفس تولید فکر کنید نه به جایی که کار می رود.

و به قول خیام  دم را غنیمت شمرید؛  هرگز بخاطر موفقیت «آن» خود را فنا نکنید، خود را تقلیل ندهید و‌نفروشید.

که این آسودگی و آرامش واقعی است.

آیدین آغداشلو پس از این سخنان و تشویق حضار با استادان دانشکده هنر و حاضران در سالن همراه شد تا در سالن مخصوص نمایشگاه دانشکده هنر شاهد گشایش نمایشگاه آثارش باشد.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.