آیا صدای شکسته شدن استخوان های«پدر سالاری؛ کدخدامنشی؛ در نیشابور به گوش می رسد؟!

 

یادداشت مدیر مسئول

رضا مهرداد

روزنامه نگارو کارشناس ارشد علوم سیاسی

هر چند حدود پنج ماه تا انتخابات مجلس دهم باقی مانده است اما از ماه ها پیش فضای سیاسی نیشابور با رفتارهای برخی که در «شرایط فعلی» حیات سیاسی خود را در«تنش»می بینند؛آلوده و ملتهب شده و بحرانی تر نیزخواهد شد. کسانی که در خرداد۱۳۹۲ با «نه» ی تاریخی اکثریت مردم مواجه شدند از بوی «تعفن» اختلاس ها و قانون ستیزی هایِ مدیریتِ قبیله ای و قیم مآبانه یِ ناب ترین دولت مدعی ارزش ها و اصولِ مورد حمایت شان؛آزرده شده  و به بن بست رسیده اند و باختن قافیه ی انتخابات مجلس دهم  نگران شان کرده است.اینان به مصداق «چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید» امروز به جفنگیاتی چون:

-«ثبت نام حداکثری، استراتژی اصلاح طلبان برای رسیدن به اهدافشان است.» (ظاهرا مملکت ملک طلق ایشان است و اگر سایر فعالان سیاسی در ملک ارباب برای رسیدن به قدرت تلاش کنند مرتکب جرم شده اند. آنان باید بروند هندوانه بفروشند.)

– «نیشابوری ها حواستان جمع باشد در این شهر دارد اتفاقاتی می افتد»(گویا در شهر هر اتفاقی می افتد باید تحت نظر ملوکانه ی ایشان باشد و گر نه خطرناک و ضد ارزش ها ست)

-«شما{منتقدان} توهین کنید! تخریب کنید! سیاست این ها تخریب هست!»(عجب …)؛ بسنده نکرده؛ دروغ، تهمت، فحاشی، پرونده سازی، طومار نویسی و ….را به مدد طلبیده تا شاید جلو نشر نور آگاهی و شکسته شدن استخوان های پدر سالاری و قیم مآبی در ابرشهر را بگیرند. این واکنش پدر سالاران و کدخدا منشان  که رفتارشان ریشه در عهد «قاجار» دارد را از زاویه ی دید همان مورچه ای می توان دید که چون آب او را می برد فریاد زد که«دنیا را آب برد». فریاد «وا اسلاما!»ی ایشان هم از همین زاویه قابل تفسیر است.

با پیشرفت جوامع بشری؛ روابط پدر سالارانه، قومی و قبیله ای؛ ارباب – رعیتی و کدخدا سالاری! جای خود را به قانون مداری داده است. در ایران حدود یکصد و ده سال پیش؛ یعنی از اواخر دوره ی «قجر» یا همان «قاجار»؛ با پیروزی نهضت مشروطه خواهی(۱۲۸۴ شمسی) تلاش شد تا «حکومت قانون» جای روابط قومی قبیله ای، رفتارهای ارباب منشانه و کدخدا سالارانه بنشیند. اما اندیشه ی قانون خواهی در ایران از همان دوره ی «قاجار»ها با مقاومت سرسختانه ی کسانی مواجه شد که دوست داشتند همچنان حاکم مطلق، ارباب و کدخدای شهر و روستا باشند و حکومت قانون را همچون «بندی» بر خواسته ها و خرده فرمایشات خود از توده ی مردم دانستند؛ این صاحبان جاه و مقام، جلال و جبروت! به اشکال مختلف تلاش نمودند یا قاعده ی بازی(قانون) را برهم زنند(به توپ بسته شدن مجلس در دوره ی محمد علی شاه قاجار) یا قانون را به مثابه «توری» برای به دام انداختن ضعفا و توده ی مردم برای ادامه ی مناسبات«ارباب – رعیتی» به کار بندند. از این دیدگاه باید انقلاب مردم ایران را در سال ۱۳۵۷، واکنش جدی جامعه ی ایرانی به ادامه ی مناسبات«ارباب – رعیتی» دانست.

سوگمندانه باید گفت آرمان مردم ایران که در سال ۱۳۵۷ در قالب شعار – استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی – نمود یافت همان آرمان آزادی خواهان نهضت مشروطه در ۱۲۸۴ بود که خواستار – استقلال، حکومت قانون، توسعه و پیشرفت –  بودند. یعنی ۷۳ سال پس از پیروزی مشروطه خواهان! مردم ایران برای رسیدن به همان خواسته ها؛ مجددا انقلاب کردند و سوگمندانه تر این که ۳۷ سال پس از پیروزی انقلاب با آن آرمان های والای «آزادی خواهی و قانون گرایی» اش؛ هنوز همکسانی بازتولید کننده ی همان روش های عهد «قاجار»ی هستند و در همان حال و هوا به سر می برند. غافل از این که با افزایش سطح دانش و آگاهی های مردم، دوران  مناسباتِ «سالار» و«سردار»ی به پایان رسیده و ارزش انسان ها امروز به میزان اندوخته های فکری و اندیشه ای آنان است تا قدرت و جلال و جبروت عهد قجری شان!.

اگربحث مان را از سطح ملی به محلی تقلیل دهیم و کمی مناسبات قدرت و بهره مندی از مواهب بی شمار آن در دهه های اخیر در نیشابور را مورد مداقه قرار دهیم؛ می توانیم ادعا کنیم علی رغم همه ی تلاش های دردمندان؛  در این «دیار مغول زده» همچنان اقلیتی با تنیدن تارهای گوناگون قانونی و شبه قانونی؛ سعی در حفظ وضع موجود و موازنه ی قوا به نفع خود دارند تا به  «کدخدا سالار» ی خود ادامه دهند. همان هایی که در این شهر بر خلاف همه ی ادعاهای واهی مبنی بر دغدغه ی حفظ ارزش ها و دست آوردهای انقلاب؛ابتدایی ترین و عینی ترین ارزش و دست آورد جمهوری اسلامی یعنی «قانون» را بارها زیر پا گذاشته اند. ارزشی که بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبری انقلاب همواره خود را ملزم به رعایت آن دانسته اند و بر رعایت قانون تاکید داشته اند. اما اینان به نام دفاع از ارزش ها: قدیمی ترین جلسه ی تفسیر کلام خدا را که از قبل انقلاب وجود داشت و حرمتش در کوران مبارزات شکسته نشد و تبدیل به کانون جوشش نیروهای انقلابی در نیشابور شد رادر سال ۱۳۷۸ مورد تاخت و تاز قرار دادند و حرمت کتاب خدا و خانه ی خدا راشکستند؛ چشم بربزرگ ترین جابجایی ها و تخلفات مالی در حوزه ی فرمانداری شهرستان؛ که در زمان ارزشی ترین دولت محبوبشان( احمدی نژآد) و فرمانداران مورد حمایتشان اتفاق افتاد و حقوق مستضعفان و محرومین در روستاهارا که به نام آن ها  یقه می درانند پایمال کردند؛ بستند! و نه تنها آب از آب تکان نخورد و آقایان را ککی نگزید! که در مراسم بدرقه ی آخرین فرماندار به جای مانده از آن دولت پر اختلاس؛ایشان را «ارزشی ترین» فرماندار خواندند! و از کارگزاران دولت روحانی بابت این اقدام انتقاد کردند. این افراد از فرماندارانی حمایت کردند که در نتیجه ی سوء مدیریت و ناتوانی شان در این شهر«شورش مرغ» اتفاق افتاد و با پخش آن در رسانه های جهان؛ حیثیت جمهوری اسلامی زیر سوال رفت! آن زمان رگ گردنشان بر افروخته نشد و به فرماندار ارزشی شان «تشری» نزدند. همان هایی که در این شهر اجرای حکم قضایی صادر شده توسط محاکم قضایی را در کمال ناباوری متوقف کردند و ده ها نفر را به جمهوری اسلامی بدبین کردند!.همان آقایانی که بی سابقه ترین توهین ها را بر خلاف ابتدایی ترین ارزش های اخلاقی- دینی، در رسمی ترین جلسات؛ نثار برخی شهروندان کردند و اسباب تاسف بسیاری شدند.از تریبون هایی که باید مروج وحدت و برادری بین مسلمین باشد از نثار دروغ و تهمت به «بندگان» خدا دریغ نکردند. گروهی کهبر خلاف شان و جایگاه خود و ارزشی که مدام دم از آن می زنند! یک طرف دعواهای سیاسی شهر شدند؛ و در جلساتِ کسانی شرکت کردند که در کسوت «نمایندگی» از سعید مرتضوی پول گرفتند. همان هایی که با یک تلفن به این یا آن!از انتخاب فردی که احتمالا می توانست نیشابور خفته در  مدیریت های عهد «قاجار»ی را با سر انگشت تدبیر و توانایی خود تکانی دهد! جلوگیری کردند تا شاید امروز جناب «شهردار» در فرمانشان باشد و قوم و خویش یا دوست و آشنا و شاید هم فکرشان را به خدمت گمارد و با انتصابات خود احتمالا منافع انتخاباتی باندشان را در این شهر البته از جیبِ مردمِ محروم، حفظ کند! تا اوضاع از چنگشان خارج نشود. ای کاش….

این آقایان اما؛ از گذشته تا امروز؛ برای حفظ «کدخدایی»و سروری خود و حذف «منتقدان»؛ از هیچ چیز فروگذار نکرده و نخواهند کرد؛ دروغ، تهمت، تهدید، تطمیع،طومار نویسی،پرونده سازی و … ابتدایی ترین ابزار کارشان است برای خانه نشین و شاید حذف «رقیب»  از هیچ چیز فرو گذار نیستند . آن ها به هر طریق و از هر تریبونی برای تحریک احساسات مردم متدین، مسئولان قضایی، امنیتی، سیاسی در شهرستان ، استان و کشور؛ علیه کسانی که چون آن ها نمی اندیشند و به سبک عهد«قاجار» حرف کدخدا را گوش نمی کنند؛ و سروری اورا نمی پذیرند؛ جوسازی می کنند. آن ها علی رغم در اختیار داشتن تریبون ها، رسانه ها و نشریات متعدد و رنگارنگ و خبر سازی های ملّون! از آن جا که نمی توانند افکار عمومی را آن گونه که شایسته می پندارند تحت تاثیر قرار دهند؛ سعی می کنند «خیام نامه» را تحت فشار قرار دهند .

آریاین گروه اندک اما پر دبدبه و پر سرو صدا؛ هر گاه احساس نموده است افکار عمومی شهرستان؛ از روش های مدیریتی عهد قجری و در نتیجه عقب ماندگی های مزمن نیشابور، که نتیجه ی سلطه ی بی چون و چرای شان  بر مقدرات و مدیریت شهرستان بوده است؛  خسته شده و به دنبال یافتن چهره یا چهره های جدید با اندیشه  و نگاهی متفاوت هستند؛ از احتمال نزول اجلال خود و از دست دادن قدرت در شهرستان  و محروم شدن از مواهب آن سخت نگران شده و سعی نموده با توسل به هر ابزار و وسیله ای از این اتفاق جلوگیری نماید. امیدواریم «نیشابوریان» با هوشمندی و با شناخت شیوه های تمامیت خواهان برای ادامه ی«سروری» خود بر فضای سیاسی و مدیریتی شهرستان؛ اجازه ندهند «اقلیتی» پر مدعا با کارنامه ای نه چندان سفید! به اهداف خود برسند.آیااسفندگان  ۱۳۹۴را می توان نقطه ی پایانی بررفتارهای«کدخداسالارانه»  و «قیم مابانه»در نیشابور دانست؟

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.