آقایان این ره که می روید به ترکستان هم نیست!

آقایان این ره که می روید به ترکستان هم نیست!

چند صباحی است که این جا و آنجا می شنویم و برخی طبل حراج بر نیشابور و نیشابوریان می زنند که: آقایان! نیشابور فلان و بهمان شد، به داد برسید که نیشابور را بردند؛ یکی می نویسد که پادگان شهید هاشمی نژاد این قدر بودجه داشت، دیگری می نویسد چراغ محل عروج شهدا برای همیشه ی تاریخ خاموش شد و…

به عنوان یک همشهری و احتمالا شهروندی که حقوقی دارد، چند سؤال از خدمت مسوؤلین و متولیان محترم دارم، امیدوارم پاسخ ایشان را در پی داشته باشد.

۱- برای احساسات و خاطرات آقای همت آبادی ارزش قائل ام ولی از خدمت ایشان چند سؤال دارم:

رفتار و منش و کردار شهیدان ما و آن چه انجام می دادند برای رضای خدا بود نه برای قدرت و ثروت. شهیدان ما عروج شان در نحوه زندگی شان بود نه محدود به مکانی مانند «پادگان هاشمی نژاد». بیاییم اول با خود و خدای خود روراست باشیم بعد هم با مردم زجرکشیده شهرمان، سپس از خود بپرسیم که شهیدان چگونه زندگی کردند که لیاقت شهادت پیدا کردند و ما چگونه زندگی می کنیم؟ به فرموده امام و رهبرمان شهدا شمع و ستارگان تاریخ اند و خاموش شدنی نیستند، یادشان مایه آرامش و عزت و غروراست. چند نفر از ما مثل شهدا به فکر مردم بوده ایم و خالصانه برای گشودن گرهی از مشکلات کار کرده ایم؟ چه قدر یاد ما سبب آرامش مردم می شود؟

۲- متولیان هفته نامه ای (متعلق به یک نماینده سابق) با تیتر درشت نوشته بودندکه: یک ظرفیت دیگر هم از نیشابور در سایه تماشای مسؤولین ناپدید شد. آقایان! آیا شما جزء مسؤلین این شهر نیستید که توپ را در زمین دیگران می اندازید؟ شما که پشتوانه ی سیاسی معلوم و مشخصی دارید و سالیان درازی است که بر امور شهر تسلط دارید چرا از بزرگان خود این سؤال را نمی پرسید؟! شما که موثر بودید چرا جلو این کار را نگرفتید؟ این انتقال که از یک ماه و دو ماه قبل نیست. نزدیک به چندین سال است پرونده پادگان در جریان است چرا برای جابه جایی آن به جنوب نیشابور یا سرولایت اقدام نکردید؟ حال با تیتر زدن در نشریه خود، می خواهید خود را تبرئه کنید؟!

۳- یک عضو دیگر شورا در ماهنامه ی خود با تیتر درشت می نویسد: «با تعطیل شدن پروژه تقاطع غیر همسطح میدان باغرود حدود ۵/۲ میلیارد تومان صرفه جویی شده است!» حال این سوالات می تواند مطرح شود:

مگر برای انجام پروژه ای با این حجم و هزینه، تشریفات قانونی رعایت نشده که در میانه راه باید برای چند ماه تعطیل می شد؟ آیا خسارات وارده به مردم ناشی از تاخیر در افتتاح پروژه را محاسبه کردید؟ آیا می دانید مردم منطقه باغرود برای رسیدن به مرکز شهر باید دور شهر را بچرخند؟ آیا افزایش بار ترافیکی خیابانهای ۱۵ خرداد، ۱۷شهریور و ۲۲ بهمن شرقی و غربی و میزان هدر رفتن وقت مردم، افزایش مصرف بنزین آلودگی هوای شهرمان را در نظر داشتید؟

البته وقتی به روز شمار دقیق شدم و تحولات سیاسی سال آینده را مرور کردم متوجه شدم افتتاح پروژه با انتخابات مجلس شورای اسلامی تقریبا در یک برهه زمانی است، لذا فکر کردم احتمالا برخی آقایان به ویژه آنان که قصد دارند کاندیدا شوند حتی در شهری غیراز نیشابور! از این فرصت استفاده خواهند کرد تا به مانند آن فرماندار درگزی البته این بار در شیروان از نمد مردم نیشابور برای خود کلاهی بدوزند! و مردم قربانی روش های پوپولیستی بازماندگان و هواداران فکری و روشی آن «معجزه ی هزاره ی سوم» شوند. آقایان! این ره که می روید به ترکستان هم نیست!

از بی فرماندار بودن شهرمان، از کم کاری، فرصت سوزی و فرصت طلبی برخی، از شهر مغول زده مان و مردمان درمانده ی آن، از خرابی هایی که منتظر آبادی است، از کجا بنویسم؟ بیایید زخم های شهرمان را مرهمی باشیم نه نمک بر آن زخم بپاشیم.

«توکه مرهم نه ای، زخمم چرایی؟»

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.