آغاز بی نهایت پایان شروع شد

سعید  رضادوست

پژوهشگر و فعّال حقوق فرهنگی

خام خیالی است اگر گمان شود که پیروزی در یک فرایند انتخاب پذیری به معنای پیروزی در دموکراسی و استقرار آن است.گامی عقب تر می روم ؛کژفهمی است اگر «دموکراسی»و برابرنهاده ی نه چندان رسای آن؛ «مردم سالاری «را در «صندوق های رای « خلاصه کنیم .صندوق رای یکی از اجزای دموکراسی است وشاید در برخی فرایند ها ،آخرین آن. نظر به اینکه الگوی مسلط ومشروع و پذیرفته شده ی حکمرانی در ساختار جهان امروز ،با تمام معایب و نقائصش ،مدل دموکراسی است،باید این موضوع را کمی عمیق تر فهمید.

نمی توان از مردم سالاری ،سخن گفت اما از رسانه هایی آزادبرای نقد وتبیین آن چه در پیدا و پنهان ساختار قدرت می گذرد ،محروم بود . نمی توان از مردم سالاری سخن گفت در حالی که مردمان ،از امکان «آزادی بیان «و «پس از بیان» بهره مند نباشند.مردم سالاری در غیاب برابری و تساوی واقعی همگان در برابر قانون ،محقق نمی شود. مگر می توان مدعی حکمرانی بر اساس مردم سالاری شد در حالی که برخی مردمان به دلیل پیگیری حقوق شهروندی خویش به محدودیت های گوناگون دچار می شوند؟ و اگرها و مگرهایی فراوان در میانه است و پرداختن به آن ها در این مجال ،محال!

پیروزی دکتر حسن روحانی در دوازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری ،معنایی بیش از یک پیروزی در فرایند انتخاب پذیری داشت . فضا به گونه ای شکل گرفت که مردمان باید دست به انتخاب میان دو موضوع با اختلاف ۱۸۰ درجه می زدند. تعبیر دکتر جهانگیری از انتخاب میان «راه و بیراه « به خوبی این حساسیت رانشان می دهد. توجه به شعارهای این دوران نیز بسی معرفت افزاست.شعار هایی همچون «نه قلضی نه سردار /دولت قانون مدار» ، « انتخابات یارانه بازی شده /کاپشن محمود تن قاضی شده «و یا شعاری مشهور که «پیام روشن «اکثریت حاضران را در سخنرانی های انتخاباتی و غیر انتخاباتی نیروهای اصلاح گرا برای» شکستن برخی محدودیت ها « منتقل می سازد ،به خوبی نمایان گر نوع و سطح مطالبه ی رای دهندگان به روحانی است . رئیس جمهور منتخب باید بداند که حامیان امروز او به صورت «مشروط» از وی حمایت کرده اندو عدم تحقق این مطالبات ،به معنای برگشت حامیان اصلاح گرا از وی خواهد بود.

روحانی باید بکوشد تا فرایند دموکراتیزاسیون در ایران به درستی و راستی پیش رود.فقها قاعده ای دارند که در قانون ما نیز منعکس شده: «اذن در شی ، اذن در توابع آن نیز هست». این قاعده بیان می کند که اگر فردی ،به موضوعی رضایت داد ،باید دامنه ی نتایج خواسته و نا خواسته ی آن را نیز بپذیرد .نمی توان هم مردم سالاری را خواست  و هم از بسیاری ویژگی های ذاتی و بنیادی آن چشم پوشید. نمی توان سخن از جامعه ی مدنی به میان آورد ولی آزادی بیان و پس از بیان را به فراموشی سپرد.

مردم سالاری را نباید به یک» ژست تبلیغاتی»فرو کاست . آسیب های چنین مواجهه ای برای ادامه مسیر هر خردمندی غیر قابل جبران است . به عنوان مثال اگر وزارت فرهنگ و ارشاد دولت دوم دکتر روحانی به «تتلو» که به عنوان یکی از حامیان حجت الاسلام رئیسی معرفی شد و بسیار نیز مورد استقبال گرم ایشان قرار گرفت ،مجوز برگزاری کنسرت را در مشهد اعطا کند،مواجهه ی والیان خراسان و آنانی که تا دیروز معتقد بودند اجرای موسیقی در خراسان و مشهد غیرممکن شرعی است ،چه خواهد بود؟ اگر دوباره بنای مقابله با این موضوع در وادی خراسان گذاشته شود،بهره گیران از آن ژست تبلیغاتی محکوم به ریا و تزویر و فریب خواهتد شد و توابعش تا بی نهایت امتداد خواهد یافت.

مشارکت بیش از چهل میلیون شهروند در انتخابات ،معنایی جز به رسمیت شناختن صندوق رای برای امکان «حل اختلاف»نیست. اما چنان که پیش از این نیز گفته شد ،صندوق رای تنها یک جزء و بلکه آخرین جزءاز فرایند استقرار دموکراسی است .

عدم ایجاد زمینه برای استقرار و تحقق سایر ویژگی ها و عناصر بنیادین دموکراسی، منجر به شکست پروسه ی مردم  سالاری خواهی توسط شهروندان می شود . در صورت وقوع چنین نتیجه ای شوم ،الگوی «حل اختلاف» از طریق صندوق های رای به مسیر «تسویه حساب «از راه هایی دیگر بدل خواهد شد .موضوعی که خواست اولیه ی هیچ شهروندی در جامعه ی مدرن نبوده و نیست . برای اجتناب از افتادن به بیراهه ی «تسویه حساب «از همین امروز باید پیگیر تحقق مطالبات مدنی» از رئیس جمهور منتخب بود. فردا دیر است.

 

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.