آسیب های اجتماعی و دموکراسی ; نهال پژمرده مردم سالاری

حبیب الله قربانی

کارشناس ارشد مطالعات جهان

«فساد جمهوری اسلامی را تهدید می کند»

در دهه ی پنجاه هجری شمسی، تاکید حاکمیت طاغوت بر ارزش های غیر دینی، اختلاف شدید طبقاتی، گسترش رانت و فقر و رشد حلبی آباد ها در حاشیه ی شهرها و به تبع آن افزایش افسار گسیخته ی انواع انحرافات و کجروی در کشور، ایرانیان را به این نتیجه رساند که بهترین راه برای غلبه بر این آسیب ها با توجه به تجربه کشورهای توسعه یافته، تاسیس جمهوری اسلامی و سپردن اختیار تصمیم گیری به جمهور مردم است. در حکومت هایی که قائم به وجود یک فرد است و او اراده ی خود را به مردم تحمیل می کند بدون تردید تبعیض و چاپلوسی رونق می گیرد. در این شرایط کسانی که توانایی و شایستگی ای جز تملق ندارند، مناصب مهم تصمیم سازی و تصمیم گیری را به دست آورده کشور را به قهقرا می برند. خوپسندی و تکبر شاه پهلوی به اندازه ای بود که فکر می کرد فقط او و کسانی که برای اندیشه ها و کردار او دست می زنند و هورا می کشند قادر هستند ایران را به دروازه های تمدن بزرگ برسانند. ایرانیان با انقلاب و تاسیس جمهوری اسلامی توانستند به ۲۵۰۰ سال حاکمیت فردی بر سرنوشت مردم خاتمه داده و قدرت را به صاحبان آن یعنی مردم باز گردانند.

اما هفته ی گذشته، ابتدای آذر ما ۱۳۹۶، در همایش روز جهانی مبارزه با ایدز، وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی،  دکتر حسن هاشمی طی سخنانی ابراز داشت: «در بحث آسیب های اجتماعی که یکی از آنها ایدز است، اگر عمیق نگاه کنیم برای نسل ما ها، واقعاً انسان از غصه اگر دق کند و بمیرد توی این کشور جا دارد. بالاخره اعتیاد، ایدز، فحشا و …، نه زیبنده ی این تمدن بزرگ و چند هزار ساله است و نه زیبنده ی انقلابی است که مردم به خاطر حاکمیت اخلاق و دین، همه چیز شان را حاضر شدند و هنوز حاضرند که فدا بکنند.» این اظهارات و نمونه های دیگری از این دست درباره ی آسیب های اجتماعی که بارها توسط مسئولین عالی رتبه مطرح شده و یا می شود، نشان دهنده ی این است که علی رغم دستاوردهای بزرگ پس از پیروزی جمهوری اسلامی، چالش های بزرگی نیز داریم. در این باره  احمد توکلی نماینده پیشین مجلس می گوید «من ۵۰ سال است که فعالیت سیاسی انجام می دهم و با قاطعیت می گویم که جمهوری اسلامی را نه کودتای نظامی سرنگون می کند و نه کودتای مخملی، و فساد است که جمهوری اسلامی را تهدید می کند.»

در واقع آسیب های اجتماعی طیف وسیعی از رفتارهای نابهنجار و غیر قانونی را شامل می شود که هر یک نتیجه ی عملکرد نادرست بخشی از دستگاه ها و یا همه ی اجزای نظام اجتماعی از جمله خانواده، اقتصاد، آموزش و سیاست است. پس صرفا با سخنرانی و حتی ابراز ناراحتی نمی توان انتظار داشت آسیبهای اجتماعی کاهش یابند. رستم هم پس از مرگ سهراب غمگنانه ترین زاری را نجوا کرد ولی سهراب به زندگی باز نگشت. اگر رستم را نماد جامعه ی ایران بدانیم و سهراب را سمبل قربانیان آسیب های اجتماعی، بر اثر عملکرد نادرست رستم است که سهراب ها تیغ بر کشیده و کمر به قتل خویش یا جامعه می بندند. خودکشی، دگرکشی، ضرب و جرح، کودک آزاری، تجاوز، اعتیاد، کلاه برداری، خیانت، طلاق، اختلاس و …، همه به عنوان آسیب اجتماعی، در رفتار افرادی مشاهده می شود که جامعه نسبت به آنها نامهربان بوده و یا نتوانسته است آنها را با مراقبت در خانواده، آموزش در مدرسه، تامین نیازها در اقتصاد و مشارکت در تصمیم گیری ها سیاسی برای زندگی اجتماعی آماده کند.

تاکید بر خرد جمعی و اصل نخست مردم سالاری یعنی «دادن شانس برابر» به همه و پرهیز از تبعیض به هر شکل ممکن، می تواند بخش عمده ای از نابهنجاری ها و آسیب ها را کاهش دهد. برای نمونه اگر فقط در خانواده بتوانیم مانع تبعیض شویم بسیاری از کجروی های جوانان کاسته خواهد شد. اصولا حکومت های مردمی برای از بین بردن تبعیض در سیاست و به تبع آن در آموزش، اقتصاد و خانواده به وجود آمده اند و به همین دلیل بهترین نوع زمامداری محسوب می شوند. به نظر می رسد علی رغم داشتن نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی، در بخش های مختلف جامعه نتوانسته ایم الزامات مردم سالاری را رعایت کنیم و به همین دلیل پس از قریب به ۴۰ سال از پیروزی جمهوری اسلامی از مزایای آن کمتر برخوردار شده ایم. توجه به تقویت مردم سالاری و اصول آن می توان آبی باشد بر آتش خرمن آسیب های اجتماعی که در ایران امروز بی محابا شعله می کشد و با گستراندن فقر و فساد و… می تواند خطری جدی برای بقای جامعه و فرهنگ ایران زمین ایجاد کند.

به باور اندیشمندان حوزه ی سیاست و اجتماع، به تجربه ی تاریخ «خرد جمعی» و همگانی کمتر اشتباه می کند زیرا از طریق نمایندگان منتخب، «بهترین تصمیمات» را برای اداره ی جامعه اتخاذ می کند. اصل نخست مردم سالاری «دادن شانس برابر» و بدون تبعیض به تمام مردم برای زندگی و مشارکت در اداره ی کشور است. این اصل سبب می شود تا «مسئولیت پذیری» افراد نسبت به سرنوشت خود و دیگران افزایش یافته و به ویژه در انتخابات تصمیمات درست اتخاذ شود. انتخاب درست موجب می شود «شایسته ترین ها» برای اداره ی کشور گزینش شوند. علاوه بر این در مردم سالاری است که «آزادی» معنا پیدا می کند. البته به قول نلسون ماندنلا مبارز بزرگ راه مردم سالاری، «برای آزاد بودن فقط شکستن زنجیرهای بردگی شرط نیست، شرط مهم آن است که به شیوه ای زندگی کنیم که به آزادی دیگران احترام گذاشته و آن را بهبود ببخشیم». در آزادی، معنویت و «ایمان» شکل می گیرد. ایمان بدون آزادی چیزی بیش از ریا و نفاق نیست و بدون ریا اختلاس های چند هزار میلیاردی ممکن نخواهد بود.

همراه با مردم سالاری، مفاهیم و اصول بسیار دیگری معنا پیدا می کند و این معانی در صورتی شکوفا می شوند که مردم خود را نسبت به پذیرفتن، توسعه و محافظت از آنها مقید بدانند. همانگونه که اشاره شد در مردم سالاری و به ویژه در مردم سالاری دینی، باید آحاد ملت نسبت به مشکلات و آسیب های پیش آمده احساس مسئولیت کنند. نباید انگشتان دیگران را نشانه روند و گفته شود مسئولیت با آنها است نه با من! اجازه بدهید هرگز فراموش نکنیم که قدرت و حکومت «ما»، یعنی مردم ایران؛ هستیم نه فردی که برای دوره ای محدود می خواهد «بر» ما قدرت داشته باشد. در مردم سالاری رئیس جمهور، وزیر، نماینده ی مجلس و حتی یک رئیس اداره یا کارمند جزء قدرتش را از رای مردم می گیرد. هیچکس نباید در قبال کجروی ها و ناراستی ها از مسئولیت خود سرباز زده و اصل بنیادین امر به معروف و نهی از منکر را نادیده بگیرند. بی تفاوتی نسبت به کجروی ها موجب پژمردگی نهال انقلاب و مردم سالاری می شود.

به هر حال، هیچکس نگفته است که تقویت مردم سالاری دینی ساده است. باید به همه نسل ها الزامات آن آموزش داده شود. لازمه ی تبدیل احساس مسئولیت به رفتار درست، آموزش مردم برای درک اهمیت نقش شان در نظام مردم سالاری دینی است. باید بدانیم که هر شهروند نسبت به انتخاب و عمل سیاسی خود مسئول است. نباید در انتخاب و رفتار سیاسی خود پسند باشیم. در رفتار سیاسی خود باید به آینده نگاه کنیم. می خواهیم صد سال آینده، اجتماع و حکومت ما چگونه به نظر آید؟ از این مهمتر درک این نکته است که وجود همه ی گروه های فکری و سیاسی در کشور به جای خود مفید است. حتی آنها که مانند ما نمی اندیشند. فهم تفاوت ها و در عین حال همدلی و نجابت در راه اهداف مشترک، موجب قدر شناسی متقابل و تعامل در یک فضای معنوی است.

 

متاسفانه اگرچه با سقوط حکومت استبدادی شاه، حکومت مردم سالاری به وجود آمد اما این نهال نوپا به سرعت با  بی توجهی و بی تفاوتی مردم و مسئولان می تواند به سوی پژمردگی پیش رود. برای شکوفایی نهال مردم سالاری و بهره مندی از میوه های آن، باید به اصول آن پایبند باشیم. باور به «شانس برابر برای همه ی ایرانیان»، «آزادی» و «شایسته گزینی» در انتخابات تنها راه امیدوار کننده ای است که می تواند نهال مردم سالاری را تقویت کرده و ضمن برخورداری از میوه ی رشد و توسعه، آسیب های اجتماعی را کاهش دهد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.