آزادی در اسلام

آزادی در اسلام

نخستین قانون اساسی که ازآزادیهای بشرسخن گفته است قانون اساسی ایالت متحده امریکاست که دراواخرقرن هیجدهم میلادی تدوین شد و پس ازچندی قانون اساسی فرانسه نیزآن آزادی ها را تضمین کرد اما دوازده قرن پیش از آن، اسلام اززبان قرآن کریم، پیامبر و ائمه از این مقوله سخن گفت وآن را مبنا و سرمایه حیات سیاسی،اجتماعی واقتصادی یک جامعه دانست بگونه ای که حضرت علی ع فرمودند «بنده دیگری مباش که خداوند تراآزاد آفرید.»

بابررسی سیره وروش ایشان می توان انواعی ازآزادی راکه درتحقق آن کوشیده اند به صورت ذیل خلاصه نمود:

الف: آزادی اظهارعقیده

ب: آزادیهای فردی

ج: آزادیهای سیاسی (زنده باد مخالف من)

الف: اظهارعقیده: درماده نوزدهم اعلامیه حقوق بشرآمده هرانسانی ازحق آزادی عقیده وبیان برخورداراست. اگرچه بعضی ازحکومتها به وضع وبیان ظاهری این حق مسلم انسانها معتفدند اما می بینیم که درعمل به گونه ای دیگررفتار می کنند وازقبول آن طفره می روند غافل ازاین که مولای متقیان حضرت علی وقتی بر منبرسخن می گفت مخالفانش سخن اوراقطع می کردندوحتی ایشان را به کفرمتهم           می نمودند اما ایشان هیچ گاه آنانرا به خاطرفکرواندیشه شان مجازات نکرد وهرگزکسی رابه خاطر اندیشه اش به زندان نینداخت ویااینکه آنان را محروم ازسخن گفتن نکرد.

ب آزادیهای فردی: درماده سیزدهم ،شانزدهم وهفدهم اعلامیه حقوق بشربرآزادی فردی انسانها تاکید ورزیده اما قانون اساسی اسلام پارا فراترگذاشته وتمامی آزادیهای انسانها راتمام وکمال تضمین کرده به گونه ای که هرانسانی می توانددرسایه اسلام امن وآسوده ازهردشمن وتجاوز هر حاکمی نسبت به خودوخانواده اش ازداشته هاوموهبات الهی و اجتماع اش بهره گیرد وهیچ کس بردیگری برتری ندارد وهمگان می توانند به طور یکسان ازثمرات اجتماعی حکومت بهره گیرند.

ج آزادیهای سیاسی :افراد درجوامع اسلامی حق موضعگیری سیاسی واقدام به فعالیتهای سیاسی درقالب گروها وتشکلهای رسمی همچون احزاب وجمعیتها رادارند تاآنجا که حضرت علی همیشه دست مدارا به سوی مخالفین دراز می کرد و به آنان آزادی کافی برای فعالیت وحضوردراماکن عمومی وبرخورداری ازحقوق شهروندی راهمچون بقیه مسلمانان می داد به گونه ای که بهره مندی ازبیت المال برای مخالفین سیاسی وبقیه مسلمانان یکسان بود. به راستی اگرتمامی حکومتها

در سراسر جهان سیره وروش زندگی وچگونگی حیات سیاسی علی راالگوی افکاروگفتارورفتارخویش قرار می دادند مدینه فاضله ای که دین مبین اسلام نویدش را داده بود بوجودن می آمد. در آن صورت هیچ زندانی سیاسی وجود نداشت هیچ مخالفی به خاطرعقیداش زندانی نمی شد وهیچ روزنامه نگاری به خاطر نوشته اش زندانی نمی شدو جامعه می توانست ازتمامی ظرفیتهاوافکارواندیشه های متعالی سود ببرد.

با تحقق آزادیهای سیاسی وفردی ورعایت حقوق شهروندی احاد مردم ،حکومتها تمام رفتارواعمالشان توسط ملت وبوسیله چشمان همیشه بیدار «جراید» کنترل می شود و حکومتها به راحتی نمی توانند دربهره گیری ازبیت المال بی محابا و خودسر عمل نمایند. بدین گونه است که امروز می توان شاخصهای فساد را با میزان عمل به سیره پاک نبوی ویافاصله گرفتن از آن سنجید. بهره گیری افراد خاص ازبیت الما ل رابی محابا کنترل نمود. اگر تمام افراد جامعه بطوریکسان وبرابرازامکانات وموهبات دولتی سود می بردند فاصله غنی وضعیف زیاد نمی شد وانسانها برمبنای داشته هایشان دسته بندی نمی شدند وحق امتیازهای خاص وجورواجوردرجامعه وجودنداشت ودراندک زمانی غارتگران به آسانی به بیت المال دست اندازی نمی کردند و به روش های مختلف خودرا وارث بلافصل آن نمی دانستند. قصرهاوکاخهای فرعونی قارچ گونه سربه فلک نمی کشید وصاحبان ومالکان آنها بی محابا خود راحاکم و صاحب مردم نمی پنداشتند و یااینکه جزبه پول اندوزی وکسب ثروت ازراه غیرمشروع نمی اندیشیدند. باتکیه برقدرت وثروت لایتناهی خود قانون ستیزی نمی کردند و خود را صاحب قانون نمی پنداشتند. به راستی فراموش نکنیم که حضرت علی به درستی فرموده اند که» اگر چه من باگذشتگان زندگی نکرده ام ولی سرگذشت آنها را خوانده ام هرگزراه کسانی را که درزندگی دچار شکست شده اند نرفتم.

با سیری درتاریخ به خوبی درمی یابیم که فساد جامعه را تباه و در سراشیبی زوال قرار می دهد. شوروی سابق، حکومت کلیساها دراروپاو حکومتهای مصر لیبی وتونس و………..وقوی ترن آنها صدام درعراق     از نمونه های عینی آن هستند.

نویسنده :محمود سلیمانیان

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.