«آرمان شهر» و شورای شهر بی آرمان

«آرمان شهر» و شورای شهر بی آرمان

آبادی قلعه، از پهنای راه آن معلوم است

چند هفته قبل با صرف ده ها میلیون تومان از جیب شهرداری همایش تحت عنوان «نیشابور، آرمان شهر سرمایه گذاری» برگزار شد. همایشی شتاب زده که ظاهرا با هدف جلب سرمایه در جهت توسعه ابرشهر تاریخ، نیشابور، برپا شده بود و البته به مدد روابط عمومی ناکارآمد دبیرخانه این همایش، تا کنون خبر چندانی از میزان موفقیت در جلب صاحبان سرمایه برای بسته های ارایه شده در آن نداریم. آن زمان برای این که متهم به سیاه نمایی و سنگ اندازی در مسیر توسعه شهرمان نشویم، از نوشتن در مورد مشکلات این همایش و دلایلی که در نقد شیوه های عوام گرایانه، پوپولیسستی و تبلیغاتی آن داشتیم، در «خیام نامه» پرهیز کردیم.

حاصل آن سکوت و همراهی البته چیزی نبود که شهروندی، که دل در گرو آبادی زادبوم اش دارد، انتظار داشته باشد. در این مجال هم قصد پرداختن به آن معرکه را، که جولانگاه سخنرانی های غیر فنی و فاقد انسجام و مجال خودنمایی های تمام نشدنی برخی آقایان شده بود، نداریم.

مراد این نوشتار، اشاره به زخم عمیق تری است که بر پیکر آبادانی این شهر مظلوم عارض شده و اظهارات هفته گذشته برخی اعضای شورا، که در شماره قبلی و این شماره خیام نامه بخشی از آن به چاپ رسیده است، بر آن نمک افشاگری پاشیده است.

به مصداق آن مَثل همشهریان قدیمی و شیرین گوی مان که «آبادی قلعه، از پهنای راه آن معلوم است»، با بررسی وضعیت فعلی شورای شهر و دغدغه های بعضا پیش پا افتاده و حقیر برخی از اعضای شورا، می توان به این نکته پی برد که نیشابور، این نگین فیروزه ای شرق کشور، تا تبدیل شدن به «بهشت سرمایه گذاری و توسعه» چه میزان فاصله دارد. نوع تعامل برخی اعضای شورا با شهرداری که شان نظارتی و برنامه ریزی را تا حد دخالت در کوچک ترین عزل و نصب های داخل شهرداری، پهن کردن سفره برای رانت خواران، زد و بند و فامیل گرایی و قوم و خویش سالاری، استخدام بی ضابطه نزدیکان و دوستان و اقوام در شهرداری و البته هدیه کردن سمت ها و عناوین به آن ها، استفاده از امکانات مادی شهرداری، از قبیل وام های آن چنانی برای برآورده کردن اغراض و احتیاجات شخصی و… فروکاسته است، نشان می دهد که این شهر امروز با وجود همه پتانسیل های خدادای اش چرا چنین درمانده است و در بسیاری از شاخص های توسعه در مرتبه ای پایین تر از شهرهایی قرار گرفته که به اندازه یک دوم بخش ها و دهستان های نیشابور پتانسیل و ظرفیت برای توسعه ندارند.

انگشت اتهام در مورد چرایی پدید آمدن چنین وضعی، البته غیر از خود شوراییان، به سوی بسیاری دیگر از ماها هم نشانه می رود. از مسئولان دولتی که با تعلل در تعیین تکلیف مدیریت شهرستان، نظارت دولت مرکزی بر «نهاد عدم تمرکز محلی؛ یعنی شوراها» را در تعلیق و خلسه نگه داشته اند و نمایندگان مردم در مجلس که به دنبال لابی گری برای تامین حاشیه امنیت برای رای خود در انتخابات آتی هستند و حتی رسانه ها که آزادی آن ها در انتشار اخبار برای اقامه «حق الناس» مردم در نظارت بر ارکان قدرت است. و البته خود ما، بله، خود ما مردم که در انتخاب نمایندگان مان در شورای شهر حساسیت و دقت لازم را به خرج نداده ایم تا امروز از از این که سرنوشت شهر را به کف کسانی سپرده ایم که به دنبال عوام فریبی و راضی کردن قشر اندکی از ما، به بهای نادیده گرفتن حق عمومی بر اداره شایسته امور، هستند انگشت حسرت به دندان بگزیم.

اجازه بدهید بند آخر نوشتار این همشهری قلم به دست تان روی به سوی اعضای شورا داشته باشد. بدون آن که بخواهیم همه اعضا را به یک چوب نقد برانیم و با پوزش از آن دسته از اعضای شورا که هم چنان دل شان برای آبادی این دیار و صیانت از حقوق مردم می تپد، نگارنده به عنوان یک شهروند و یکی از موکلان شما شوراییان، و بر اساس حقی که هر موکلی در بازخواست از وکیل اش برای حساب ایام وکالت دارد، حرف دل بسیاری از کسانی را مطرح کنم که متاسفانه «چوب» مظلمه های اقدامات ناروا «آستین» حقوق شان را نشانه رفته است.

چنان چه فرصتی که در نظام جمهوری اسلامی برای خدمت به خلق فراهم شده را به فرموده مولای پرهیزگاران «همچون طعمه ای که فراچنگ آمده» بپندارید و به جای برنامه ریزی برای حل مشکلات واقعی مردم و توسعه و آبادانی شهری و چاره اندیشی برای اداره بهتر امور شهری، همچنان به دنبال امتیاز گرفتن از شهرداری، که امروز و پس از گذشت دوسوم از سال، کم تر از نیمی از بودجه اش محقق شده، مسند عضویت شورا را با مرکب مراد فردی اشتباه بگیرید، دیر یا زود دادگاه افکار عمومی رای قاطع و بی گذشت خود را در موردتان صادر خواهد کرد و حساب سواری بر این مرکب «شاسی بلند» را بازخواهد ستانید و البته قضاوت تاریخ از قریب به چهار سال تصمیم سازی و تصمیم گیری شما برای شهری که آوازه اش سرود تاریخ است، بسیار جدی تر و صریح تر خواهد بود.

مردمی که اعضای شورا را برگزیده اند، به استناد همین حق انتخاب شان، رعایای بی حق و اختیار نیستند. شهروندانی هستند که زاینده افکار عمومی اند. «افکار عمومی قدرت ناپیدایی است که بی‌گنج و بی‌محافظ وبی ارتش برای شهر، برای دیار و حتی برای قصر پادشاهان قانون وضع می‌کند. افکار عمومی دادگاهی است که در آن، همه مردانی که نگاه‌ها را به سوی خود جلب می‌کنند، الزام دارند حضور یابند و پاسخگو باشند. افکار عمومی در جایگاه خود، مثل اینکه بر تخت نشسته باشد جایزه می‌دهد، تاج بر سر می‌گذارد و شهرت‌ها و آوازه‌ها را افزایش می‌دهد.» (۱)

۱: این جمله‌ها، تعریف ژاک نکه، وزیر دارایی لوئی شانزدهم از افکار عمومی است؛ تعریفی که در آغاز انقلاب فرانسه و با هدف بازگو کردن علت رویگردانی سرمایه‌گذاران از بورس ارایه شد.

نویسنده :احسان اسحلقی / سرمقاله

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.