آرزوی موج تازه در نیشابور

آرزوی موج تازه در نیشابور

ابوالفضل شکیبا متولد ۱۳۵۶ نیشابور کارگردان و فیلمسازهمشهری، که اینک در کنار فعالیت هنری، آموزش علاقه مندان به هنر هفتم را به عنوان دغدغه ای جدی در پیش گرفته است، یک روز تابستانی میزبان مان بود تا از فعالیت هایش برای مان بگوید. کارگردان «در انتظار خدا» ( پخش شده از شبکه شما و شبکه استانی هرمزگان) «نغمه های انتظار» (راه یافته به جشنواره های بین المللی نیویورک، شیکاگو، بلگراد و جشنواره ی فیلم رشد و فیلم کوتاه تهران)، «صدا کن مرا» (جشنواره های بین المللی فیلم تهران، اپسالای سوئد)، «کودکان او» ( پشت صحنه فیلم بچه های ابدی ساخته پوران درخشنده) «یاد»، «دنیای وارونه»، و «ذهن زیبا» که فیلم نامه نویسی و تدوین و تصویربرداری را هم در کارنامه تجربیات اش دارد، به «خیام نامه از آرزوها و نگرانی های اش می گوید:

* تعریف شما از هنر هفتم (سینما) چیست ؟

– قبل از پرداختن به ماهیت هنر می خواستم درباره ی مظلومیت هنر در این سرزمین صحبت کنم که در گیر و دار مشکلات اجتماعی و اقتصادی به فراموشی سپرده شده و بیم نابودی آن می رود. اما تعریف هنر فیلمسازی: عبارتست از عینیت بخشیدن به تصاویر ذهنی توسط کارگردان و با استفاده از تجهیزات سینمایی.

* در کجا با دوربین آشنا شدید؟ نیشابور یا جای دیگری؟

– اولین بار در سال سوم دانش سرا سال ۱۳۷۲ دوربین تصویربرداری VHS را در دست مربی پرورشی ام (ناجی) مشاهده و به آن علاقه مندشدم. سپس ضمن آشنایی با انجمن سینمای جوان دفتر نیشابور در آتلیه عکاسی مرحوم کاظمی آموزش دیده و با خریدن یک دوربین سوپر۸ اولین فیلم ام را درباره ی معدن نمک ساختم.

* در انجمن سینمای جوان آیا استاد یا مربی خاصی داشتید؟

– در انجمن سینمای جوان جو دوستانه ای برقرار بود و من با دوستان صمیمی همچون مسعود سلیمانی،

محمدرضا چایفروش، حسین نجاران و… در بخش عکس و همکارانی چون احمد تفضلی، داود زنجانی،

علیرضا زرندی، رضا شیخلانی، امیر بالاور و … در بخش فیلم به طور تجربی و خودآموخته فعالیت می کردیم.

* هجرت به تهران چه تأثیری برفعالیت هنری شما داشته است؟

– در سال ۱۳۷۸ به دلایل شغلی به تهران منتقل و در سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور در بخش سمعی و بصری مشغول به کار شدم. در تهران به دلیل امکانات و آشنایی با استادان حرفه ای سینما فعالیت هنری ام توسعه زیادی پیدا کرده و در جشنواره ای هنری داخل و خارج از کشور از جمله فستیوال فیلم بلگراد حضور فعال داشته ام.

* آیا از جشنواره های خارج از کشور خاطره خاصی در ذهن تان باقی مانده است؟

– بله خاطره جالبی در ذهن دارم در مصاحبه ای که با یکی از خبرنگاران خارجی در جشنواره بلگراد داشتم، ایشان از شغل من پرسید و من جواب دادم کارم معلمی است و فیلمسازی هم می کنم و او با شگفتی گفت چطور هم معلمی و هم فیلمساز….

در جواب گفتم در کشور ما این دو شغل در حیطه ی کارهای فرهنگی قرار می گیرد و خیلی از هنرمندان ما شغل های غیر مرتبط با کار خود دارند. اما واضح است که اگر برای این دوگانگی شغلی واقتصاد هنر در کشور چاره ای اندیشیده نشود بیم آن می رود که هنر قربانی مشکلات اقتصاد ی گردد.

*در حال حاضر چه فعالیت هنری را دنبال می کنید؟

– به دلیل علاقه به زادگاهم (ابرشهر نیشابور) پس از بازگشت از تهران با تأسیس آموزشگاه آزاد فیلمسازی «ابر فیلم» در خدمت دوست داران و علاقه مندان به هنر هستم و همچنین برگزاری ورکشاپ های هنری با حضور هنرمندان برجسته ی کشوری همچون «علیرضا برازنده» و «ماه چهره خلیلی» از جمله فعالیت های ما بوده است. ضمناً دعوت از عباس کیارستمی کارگردان بین المللی سینمای ایران در دستور کاری آموزشگاه قرار دارد.

* و سخن آخر؟

با توجه به این که هنرمندان جزو اقشار فرهیخته و پیش برنده فرهنگ و هنر در اجتماع می باشند دوست دارم در زادگاه ام نیشابور موج تازه ای در فعالیت های هنری و سینمایی ایجاد شود اما متأسفانه مسئولین به جز گفتار عملاً حمایت چندانی از مقوله ی فرهنگ و هنر انجام نمی دهند و هنرمندان را در بوروکراسی اداری سرگردان و حیران کرده تا در نهایت هنرمند دست از کار هنری برداشته و آن را رها کند. به طور مثال بنده مجوز اولین فیلم بلند داستانی را برای نیشابور گرفته ام اما تا کنون از نظر مالی هیچ شخص یا اداره یا ارگانی کمک و مساعدتی به ما نکرده است. سوال من از مسئولین این است اگر سرمایه ای در بخش هنر و فرهنگ هزینه نشود و اقتصاد به هنر گره نخورد، آیا مقوله ی فرهنگ و هنر به ورطه ی نابودی سوق داده نخواهد شد؟

هاشم مداح ـ  دیدار با همشهری

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.