آخرین بخشی چامه سرا ( زنده نام استاد حاج قربان سلیمانی ۱۲۹۹-۱۳۸۶ علی آباد قوچان)

10

حجت حسن ناظر

 


پیشکش به استاد علیرضا سلیمانی

مغنّی ملولم دوتایی بزن

به یکتایی او که تایی بزن

راوی راه عشق بود، خراسان زاد نغمه پرداز و بزرگ بخشی خراسان بزرگ و بخشی خود موهبتی الهی است که از جانب دادار یگانه ارزانی می شود، پنجه های ملودی آشنا و عشق ریزش درمانگر بود برای جان های تشنه و مشتاق، حماسه خوان عشق سرا بود و هرگزش بی وضو دست به ساز نبرد و مقامی را کوک نکرد، هنگامه ای که دست بر قبضه ی ساز می برد چه نواهای آسمانی که سرازیر نمی شد، سازنده ی ساز، آهنگ ساز, داستان سرا، خواننده ی مقامی، نوازنده ی دوتار و اقامه کننده ی ادبیات روایی شمال خراسان، با عرفان نهفته در آثار و حکمت خسروانی که در نغمات روح پرورش موج در موج خوش آرمیده بودند، از قوچان برخاست خاستگاه اشکانیان، موسیقی کرمانج را آشنا بود، موسیقی ترکمن را شناخت داشته وبر موسیقی شمال خراسان خاصه نواهای ترک های ساکن آن منطقه متبحرانه و بی نظیر مسلط بود، با ابتذال سر سازش نداشت، باورهای آئینی را ارج می نهاد و به عنوان اعتراض مدتی خاموش شد و هنگامه ای که دیگر بار پنجه بر ساز گرفت پدیده، ستاره و فنومن فستیوال آوینیون فرانسه گردید، اجراهای گوناگون در جشنواره های مختلف داخلی داشت، مانند سقز، بوکان، مهاباد، سنندج، تهران، قزوین، گرمسار، سمنان، شاهرود، دامغان، ساری، گرگان، علی آبادکتول، شیراز، اصفهان، کرمان، چابهار و…

و اجراهای خارج از ایران: دوسلدورف آلمان، گزبورک آلمان، تالار شاتلیه فرانسه،  ۱۳۷۰ ، اجرا در تالار نتردام فرانسه ۱۳۷۱، اجرا در شهرهای کن، ترز پاریس، استانبول ترکیه، نیویورک آمریکا، لوس آنجلس، سانتاباربرا و آتلانتا ۱۳۷۴، کنسرت در ژنو پایتخت سوییس ۱۳۷۵، اجرا در سازمان فرهنگ جهانی یونسکو لندن، هلند، بلژیک، آمریکای لاتین، کلمبیا، اکوادور، پاناماسیتی و فستیوال پوپایان که در این اجراها همراهی فرزند هنرمند و ذوق ریزش استاد علیرضا سلیمانی موجب دلگرمی استاد بود، دریافت نشان هنرمند بهتر و برتر ملی ایران ۱۳۷۵ و آخرین اجرای او خداحافظی با ساز ۱۳۸۵ در همایش آواها و نواهای خراسان و تقدیم دوتارش به فرزند هنرمندش استاد علیرضا سلیمانی.

زبان ساز را می فهمید در جهانی که خیلی زبان خودشان را نمی فهمند و با ساز درد دلی می نمود و می گفت: ساز تصمیم می گیرد کی و کجا میل به نوازش دارد، چرایی زندگی هنرآمیخته اش را درست دریافته و کمپوزیسیون رفتاری شایسته ای داشت، کلک خیال انگیز آفرینش را نیکو فهم کرده بود، در چامه سرایی هایش ستایش و نیایش جایگاه والایی داشت و خود انسانی مردم جوش، موثر در جامعه، جهت بخش و مشوق نیکی بود، اساسا روایتگران بر این باورند: کنش نیایش آهنگین که ذکر و زمزمه اش ناما دقیق ترین صورت برای نابودی دروغ است و بخشی ها به همین یقین بیش از کلام اصلی ستایش آهنگین می خوانند، حکایتگران سازآرا با تمسَک، توسَل، ندبه، مددخواهی و یارطلبی روایت پیشینیان را با روحیات، آداب، رسوم و باورها منطبق می نمودند و گاه با درود به واقعیت، جریان مستحکمی از نیایش «عاشق غریب» را به نمایش می گذاشتند. کلام وحی را ارزش گذاشته، قصه های رسولان، اخبار پیمبران را درک کرده، ارواح جاری در طبیعت و انرژی های کیهانی را دریافته و سپس در آثارشان نمود بخشیدند، آثار حکمت آمیزشان عروج روح را در اندیشه ی بهی نیک پندارانه بنیاد نهادند، زمزمه های خداگرایانه و توسل خواهانه شان شنیدنی می نمود و در ملتقای شوق و وصال می زیستند.

یادمان باشد موسیقی حماسی خراسان فسانه پرداز سراسر سوز و گداز غیور مردمانی است که علیرغم زنگار شرمنده ی تاریخ هنوز در پس پرده های نسیان و پستوهای فراموشی قرار نگرفته اندو طلایه دار فرهنگ مانای ایران اساطیری اند و کانون تجلی جلوه هایی از حکمت متعالی که آمیزه ی عرفان و معرفت این خطه ی هنرخیز و فرهنگ پرور است، آمیزه ی شوریدگی و دلدادگی و مگر نه اینکه هنر خود تجلی هنرمندی پروردگار بخشایشگر و بخشاینده است و هنرمند خود مظهر زیبایی به دوستی، صفا و صلح.

زنده رود حاج قربان سلیمانی به واسطه ی شان شریفی که در سیر و سلوک مقام بندگی دست یازیده بود، مردمش او را عاشقانه پذیرفتند و او بخشی از مردم شد و به تاریخ فرهنگ مردم پیوست، مردمی که به خاطر آنان پنجه برگرفت و برایشان با طغیان دو سیم به سفری در اعماق فرهنگ شریف بشری پرتابشان کرد.

به اشتراک بگذارید:


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.