شعر فیل و‌‌ طناب

فیل و‌‌ طناب گفت روزی حکایتی یاری اوستادی زبان شناس و فهیم چون که باز آمد از سفر ، استاد گفت دیدم در آن دیار شگفت سرزمین هزار مسلک و دین ولی از پیش ، آن ، شنیده بُدَم ز‌آن سبب، هیچ یک بدیع نبود جز جو...