اصولگرايان نيشابور در دام تندروها

بازي «دلواپسان» نيشابور با دعوت از چهره هاي تندرو کليد خورد

خيام نامه در مقام انتشار خبر، به گزارش اظهارات سردار سعيد قاسمي در نيشابور مي پردازد و مسئوليتي در قبال محتواي اظهارات وي ندارد. پيشاپيش به سبب درج الفاظ دور از ادب و بعضا رکيک نامبرده از خوانندگان فهيم و آگاه نشريه پوزش مي خواهيم. با وجود همه جرح و تعديل ها، کثرت اين الفاظ و مغايرت حذف آنها با نقل بي طرفانه موضوع، خيام نامه از انتشار برخي سخنان ناگزير است.

نگراني مشترک اصولگرايان و دلواپسان در سال منتهي به انتخابات مجلس دهم در حال اوج گرفتن است و دست پاچگي و بعضي حرکات فاقد تحليل، از جمله دعوت از برخي چهره هاي شناخته شده تندرو، خروج احتمالي فضا از دست اصولگرايان معتدل و افتادن مديريت فضا به دست افراطيوني از جمله جبهه پايداري را محتمل مي سازد.

از جمله اين حرکات مي توان به دعوت «مجمع انصار الحسين»، که پيش از اين از مجموعه هاي معتدل و ريشه دار مذهبي-سياسي شهرستان به شمار مي رفت، از سعيد قاسمي، از فرماندهان سابق سپاه اشاره کرد. نشستي که در ظاهر براي بازخواني انديشه هاي امام خميني برگزار شده بود، اما سخنان سردار قاسمي آن را به ميداني براي عرضه تندترين قرائت ها از انديشه هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي و زير سوال بردن حرکت دولت اعتدال و حاميان آن تبديل کرد.

به گزارش خبرنگار خيام نامه در همايشي با عنوان «امام، انتظار، مبارزه»، که دوشنبه 11 خردادماه، در محل فرهنگسراي سيمرغ و به دعوت مجمع انصارالحسين برگزار شد، سعيد قاسمي با متهم کردن دولت حسن روحاني به تخطي از منويات رهبر انقلاب در مذاکرات، از تمام شدن کار اين دولت، پيش از پايان چهارسال رياست جمهوري حسن روحاني خبرداد و از حاضران خواست تا به گفته او «حواس شان را جمع کنند» و دولت را به ادامه راه احمدي نژاد در برابر غرب دعوت کرد.

وي با اشاره به خاطرات هاشمي رفسنجاني از امام(ره) در مورد خاطره نقل شده از سوي رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد شعار مرگ بر آمريکا، و زير سوال بردن صحت اين خاطرات، آن را با مشي و سيره بنيانگذار انقلاب مغاير دانست و اظهار داشت: تا پارسال که سعي داشتم (انديشه هاي امام؟) را بازخواني کنم خاصه از سال گذشته، دارم مي بينم رفيقان او خزعبلاتي مي گويند که «ما باهاش بوديم، اين جا زير لحاف گفت که فلاني! تا کي ما بايد شعار مرگ بر آمريکا بگوييم؟؛ يک جايي بايد کرکره را بياوريم پايين.»

وي با ابراز ناراحتي از پايان يافتن دوران غلبه گفتمان احمدي نژادي بر سياست خارجي کشور خواستار ادامه آن مسير هشت ساله (و به گفته وي: ديوانه بازي ها) شد و اظهار داشت: يک نفري، با همه ي ديوانه بازي هايش، مي رفت پشت تريبون سازمان ملل آب مي بست به همه شان! که چطور شما داشته باشيد ما نداشته باشيم. با همين حرف ها 20 دلار مي رفت روي قيمت نفت، مي رفت تو اين يکي دانشگاه؛ آقا! ما که چيزي نگفتيم، گفتيم هولوکاست يک چيز سرکاري است؛ دوباره 20دلار مي رفت روي نفت! اگر شما هم مي خواهيد ياد بگيريد که چگونه مي رفت بالا، بياييد همين «ديوانه بازي» ها را در بياوريد. همان لات بازي هايي که در مي آورد نفت مي شد 150 دلار! با مدل سياست شما ما شکست مي خوريم.

قاسمي با اشاره ي تلويحي به اين سخن هاشمي رفسنجاني که ايران و عربستان دو بال کبوتر اسلام هستند و با تاکيد بر برداشت خود از سيره و روش امام(ره) اين دو تفکر را در مقابل هم قرار داد و گفت: نمي تواني بگويي هم روح الله را قبول داري هم تفکر اين آقايان را. اين ها دو تاست مگر کسي خودش را خر فرض کند که دو تا چيزي که کاملا در تضاد با يکديگرند را قبول کند.

وي در بخش ديگري از کنايه هاي خود به هاشمي رفسنجاني ادامه داد: آلزايمر گرفته ها يادشان آمده و در سايت هايشان مي زنند. قبلش مي نوشتند: گروه گروه آمدند ديدار شيخ؛ حالا در يک سال اخير گفتند خود شيخ مي آيد دانشگاه. که ببيند آيا مي توانند دو مرتبه بنزيني بريزند، کبريتي بکشند.

قاسمي، که از او با عنوان يکي از فرماندهان جنگ نام برده مي شود، با زير سوال بردن اقدامات دولت در مذاکرات هسته اي و استراتژي تيم مذاکره کننده مبني بر بازي برد- برد گفت: امام توي تمام 22جلد (صحيفه ي نور) يک بار اين کلمات سخيف را به کار نبرده است. بازي، مبارزه است. يکي پيدا نمي شود که بگويد: اين سخنان تو خلاف صريح روح الله و حضرت آقاست. اين قدر راحت و شفاف دروغ مي گوييد. شما يارو (احمدي نژاد) يک «هاله ي نور» ديده يا نديده بود، پرچمش کرديد آن بابا را. آن وقت يه ماه است سيد به شما گفته که «چيزي را مکتوب نکنيد»، يک برگ و نصفي متن نوشتيد چهل تا غلط از داخلش در آمد! پول بليط رفت وآمد همين داداشت که مي رود آنجا و مي نشيند با موبايل با جان کري عکس مي گيرد، زشته، همه ي آن برج بزرگ ايستادگي را شکستيد.»

وي در تحليل خود از فضاي مذاکرات و پيش بيني فاجعه بار آينده آن گفت: کاش از اول ش اتفاق نمي افتاد! با صراحت تمام و رسما مخالفت مان را اعلام مي کنيم. در آينده نيز خواهيد ديد که بر مي گرديد، ولي برگشت اين قصه با تلفات زياد مالي و انساني مواجه است!

وي در بخشي ديگر از سخنان خود، با آشکار نمودن نگراني خود در مورد انتخابات آينده و تکرار اتفاق مشابه با انتخابات قبلي رياست جمهوري و خارج شدن کار از دست نيروهاي افراطي اظهار داشت: سر سلسله ي تفکر روح الله يک عقائدي دارد که اگر ريشه اش را نفهميم اين مي شود که هر دوره بايد به دنبال يک نفر يا نمايندگاني بدويم و آن ها را علم کنيم و آن ها به دلايلي مسير را گم کنند. اگر ما محک و استراتژي دست مان نباشد اين جوري مي شود که هر دوره انتخابات، خاصه در ايام دوره هاي رياست جمهوري، جامعه يک دفعه به چپ يا راست کشيده مي شود و رشته ي کار، با وجود آن که حتي امام حي موجود است و خط و خطوط کلي را مي دهد، خارج شده و ظرف چند روز و شب يک دفعه جريان عوض مي شود. براي اين که اين اتفاق نيافتد و بعد از گذشت سه دهه دچار اين حرکات و امواج سهمگين که از داخل، بيشتر در اثر کمبود اطلاعات و مطالعه ي ما و بخشي به خاطر نسيان بزرگترها (سهوي-عمدي) و بخشي به خاطر نسل جديدي است که نمي داند، بايستي ما بپذيريم اين اتفاق دارد مي افتد و اذيت مي شويم.

وي خطاب به حاضران در فرهنگسراي سيمرغ نيشابور ادامه داد: داستان پيچيده تر از اين حرف هاست. پسرم! دخترم! حواست بايد جمع باشد. کلاه گشادي دارند سرمان مي گذارند؛ به همين شکل جلو بريم 7-8 سال ديگر تمام است؛ مي آيند اسم شان را مي برند، اداي شان را در مي آورند ولي خر خودشان را سوارند. مسير روح الله و آقا را نمي دانند. آقا (رهبر انقلاب) مي گويد نرو، نکن، اصل مذاکره يک چيز روي هواست، اگر به من باشه نمي کنم.

وي مدعي شد: آقا اين سري برگشت اين جوري گفت: «که من مرده شما زنده (زبانم لال)»، (آقا) گفت: «-انشاء الله آن روز نباشم- شما مي بينيد که اين ها همه ي شما را سر کار مي گذارند، اين ها خرشان که از پل گذشت يک جفت لگد به تمام اسناد و مدارک مي زنند»؛ هنوز هيچ چيز اتفاق نيافتاده، داريم مي بينيم.

قاسمي افزود: يعني اگر دولت ديگري مي آمد روي کار او تاکيد مي کرد که حتما بايد برويد مذاکره کنيد يا اين که نه؟

وي بدون اشاره صريح به نام حسن روحاني، گفت: ما به نيات شخصي افرادي معلوم الحال که در جنگ جزو «مجموعه عقلا» بودند که حضرت امام وقتي شنيد مجموعه اي تشکيل شده که اين ها جدا براي مک فارلين ها -که هنوز ماجرا براي ما مشکوک است- تصميم مي گيرند که کِي بيايند چگونه بيايند، (برخورد کرد).

وي ادامه داد: اگر يک بار خطا کنيم ديگر قابل برگشت نيست! مي شود مثل همين بازي مار و پله اي که اين سري تو انتخابات رسانديد تا يک جايگاهي!

وي با انتقاد از اين که در کتاب هاي درسي دانش آموزان و دانشجويان پانزده صفحه مطلب! در باره ي امام نداريم، ادامه داد: بعد از سه چهار دهه فقط با چهره ي يک قديس مواجهي که عرض ارادت مي کني ولي کلمات، نوشته هايش، استراتژي هايش به درد اين روزها نمي خورد. آن مال موقعي بود که آمريکا مي خواست ما را گول بزند، الان استراتژي را ما تعيين مي کنيم. به راحتي راه را عوض مي کنند ولو اين که امام حي حضور دارد او هم پا جاي آن بزرگوار گذاشته ولي اين ها مي آيند سوار کار مي شوند. کلمه ي مقام معظم رهبري را مي گويند ولي خر خودشان را سوار مي شوند. وي که در اين لحظه به شدت احساساتي شده بود گفت: نه در مشي زندگي شخصي، نه زندگي اجتماعي، نه در مدل رياستي نه در مدل کلامشان نه در عدم صداقتشان! هيچ کدام به امام و امام حي نمي رود مثل روز روشن دروغ مي گويند! چرا چون اصل مطلب گم است.

وي ادامه داد: اين که زور بزني بعد از 12 سال فوق برنامه بچه را تحويل من بدهي تا ببرمش «راهيان نور» ظرف پنج روز آن جا حزب اللهي تحويل ش بدهم مگر چنين چيزي مي شود. پانزده سال بچه را دنبال هر کثافت کاري ول کردي، حالا پنج روز بدهي دست من؟ (درست نمي شود). بي حجاب رفت آن جا (راهيان نور) يک مرتبه حجاب دار شد! آن که با يک باد چادر آمد سرش؛ به نيشابور بيايد ده تا باد بهش بخورد چادرش مي رود هوا!

وي با قرائت بخش هاي ديگري از پيام امام در سال 1367 و دروغ گو خواندن رقيب گفت:پسرم ولش کن دروغ گويي هاي اين ها را! اين حرف ها را ياد بگير!

وي خطاب به مسئولان دولتي ادامه داد: جيگر بکن! مي روي آن جا پشت سازمان ملل اين ها را بخوان (پيام امام را) مثل رجايي ديوانه بازي در بياور! آثار جراحات رژيم ستم شاهي را نشان بده! نه؛ مثل شماها، که تازه دو روز رفتيد دکتري آن جا را هم که نگرفتي، گيريم که پاس کرده باشي همان خزعبلات را، کلاه مرغي سر هم گذاشته باشيد، رقص و آواز و سوت کرده باشي،آقا روح الله مي گويد راهي جز مبارزه نيست، نگفت بازي؛ نگفت بياييد هر جفت مان توي اين بازي ببريم.

سخنران اين همايش افزود: جنگ فقرو غنا، دارد قطع نامه ي598 را امضا مي کند ولي «کافه» را از جاي ديگر به هم مي زند! اتفاقاتي دارد مي افتد که «دلواپسيم»! خود آقا گفت«دل نگرانيم» دل مان شور مي زند که يک عده آدم بي هنر و دغل باز را ببرند آن جا خر کنند، اگر چه اتفاقي نمي افتد! اما خيلي چيزها اتفاق افتاد! نشان داد که شما هنري به غير از اين نداريد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود در انتقاد از مذاکره با 5+1 ادمه داد: طلاب عزيز! علماي بزرگ! استاد عزيز! استراحت کنيد! برو دنبال جنگولک بازي ها،آن قدر عکس بگير، از سوئد برو سوئيس از سوئيس برو آن جا، از آن جا برو آن ور! لبخند بزن؛ عکس بگير، اگر چه انشاء الله کار شما قبل از 4 سال تمام است.

استراتژي بايداز اهلش گرفته شود،اين ها را در مباحث تاکتيکي هم قبول نداريم، با «گفته ايم» و «دستور داده ايم زاينده رود خشک نشود» درست نمي شود. هه هه!! گفته ايم اقتصاد هم مقاومتي بشود! تو بايد بيل بزني؛ نه اين که همين جوري بگويي و بشود.